به گزارش خبرنویس به نقل از جام جم، پس از دههها تحقیق، بیماری آلزایمر که میلیونها نفر در جهان را تحت تأثیر قرار داده، حالا شاید دیگر بهعنوان یک روند غیرقابلبرگشت تلقی نشود. پژوهشهای جدید نشان میدهند که با احیای تعادل انرژی در مغز، نهتنها میتوان سرعت پیشرفت این بیماری را کند کرد، بلکه حتی در مراحل پیشرفته نیز امکان بازگرداندن بخش چشمگیری از توان شناختی از دسترفته وجود دارد.
این یافتهها که در مدلهای حیوانی آزمایش شدهاند، امید تازهای به میلیونها بیمار و خانوادههایشان داده است؛ اما محققان درباره مسیر پیشرو محتاطانه خوشبین هستندوهشدارمیدهند که هنوزراه طولانی تاتأیید درمانهای انسانی باقی مانده است.
بیماریای که قرنها «غیرقابل برگشت» بود
آلزایمر یکی از شایعترین انواع زوال عقل است که با ازدسترفتن تدریجی حافظه، اختلال در تفکر و کاهش استقلال فرد همراه است. پیشتر، درمانها بیشتر بر کاهش سرعت پیشرفت بیماری تمرکز داشتند، اما بازگرداندن توان ذهنی ازدسترفته معمولا غیرممکن تلقی میشد.
تحقیقات جدید نشان میدهد که یکی از عوامل کلیدی در این روند، کاهش سطح NAD+، مولکول حیاتی در سلولهای مغزی است. این مولکول نقش مهمی در تولید انرژی، حفظ عملکرد نورونها و سلامت کلی مغز دارد. کاهش NAD+ باعث میشود سلولهای مغز توان مقابله با آسیبها را از دست بدهند و در نتیجه علائم آلزایمر ظاهر شوند.
کلید معکوسشدن بیماری
پژوهشگران تلاش کردند ببینند آیا حفظ یا بازگرداندن سطح NAD+ میتواند روند بیماری را تغییر دهد یا نه. در آزمایشهای انجامشده روی موشهای دارای جهشهای انسانی مرتبط با آلزایمر، نتایج بسیار امیدوارکننده بود.
در این آزمایشها، حفظ سطح NAD+ پیش از شروع بیماری، از بروز علائم جلوگیری کرد. حتی زمانی که درمان پس از ظاهرشدن علائم آغاز شد، بازگرداندن تعادل انرژی مغز توانست آسیبها را ترمیم کند و عملکرد شناختی را به حالت طبیعی بازگرداند. در این آزمایشها، رفتار موشها به حالت طبیعی بازگشت و بیومارکرهای زیستی مرتبط با آلزایمر در خون آنها نیز کاهش یافت؛ نشانهای از بازسازی عملکرد مغزی.
روش درمان و داروی مورد استفاده
محققان از ترکیبی از روشهای آزمایشی و دارویی بهره بردند. آنها از ترکیب دارویی ویژهای به نام P۷C۳‑A۲۰ استفاده کردند که به بازیابی سطح NAD+ کمک میکرد، بدون اینکه افزایش آن به سطوح خطرناک برسد. این ترکیب، سلولهای عصبی را قادر میسازد انرژی کافی برای بازسازی عملکرد و ترمیم آسیبها را داشته باشند.
همچنین، بررسیها نشان داد که این دارو نهتنها عملکرد حافظه و یادگیری را بازگرداند، بلکه ویژگیهای فیزیکی مغز را نیز ترمیم کرد. آسیبهای عصبی، التهاب مزمن و اختلال در ارتباطات بین نورونها که در آلزایمر رایج است، پس از درمان بهشدت کاهش یافتند.
چه چیزی این یافتهها را منحصربهفرد میکند؟
مهمترین تفاوت این مطالعه با پژوهشهای پیشین، تمرکز بر بازگرداندن عملکرد از دست رفته است و نه صرفا کاهش سرعت پیشرفت بیماری.
به عبارت دیگر، این روش امید به بازگشت توان ذهنی بیماران را حتی در مراحل پیشرفته فراهم میکند. این دستاورد بهطور مستقیم باور دیرینه درباره غیرقابلبرگشتبودن بیماری آلزایمر را به چالش کشیده وهرچند هنوز در مرحله آزمایشهای حیوانی قرار دارد، اما نشان میدهد که مغز قابلیت ترمیم خود را دارد، به شرطی که انرژی کافی در اختیار نورونها قرار گیرد.
پیامدهای بالقوه برای درمان انسان
اگر نتایج مشابه در انسانها نیز تأیید شود، این روش میتواند انقلاب بزرگی در درمان آلزایمر ایجاد کند. امروزه داروهای موجود بیشتر علائم بیماری را کاهش میدهند یا روند پیشرفت را کند میکنند، اما قادر به بازگرداندن حافظه و تواناییهای شناختی نیستند.این رویکرد ممکن است امکان پیشگیری از بیماری و حتی بازگرداندن کارکرد مغز در بیمارانی با سابقه طولانی علائم آلزایمر را فراهم آورد.دستاورد مذکور میتواند برای میلیونها بیمار و خانوادههایشان که با فشار روانی و اقتصادی شدیدی روبهرو هستند، خبری بسیار امیدوارکننده باشد.
چالشها و مسیر پیشرو
با وجود نتایج چشمگیر، محققان تأکید دارند که هنوز آزمایشهای انسانی گسترده لازم است. انتقال این دستاورد از موشها به انسانها پیچیدگیهای زیادی دارد و باید ایمنی، دوز مناسب و اثرات طولانیمدت درمان بررسی شود.
همچنین، بازگرداندن عملکرد مغز در انسان ممکن است نیازمند ترکیبی از دارو، تغییر سبک زندگی و رژیم غذایی باشد تا سطح NAD+ و سلامت سلولهای عصبی بهطور پایدار حفظ شود.
چشمانداز آینده
این پژوهشها نشان میدهد که بیماری آلزایمر شاید دیگر به معنای قطعی «از دست دادن تدریجی ذهن» نباشد. تمرکز بر تعادل انرژی سلولی و بازگرداندن توان نورونها میتواند دریچهای تازه به سوی درمانهای مؤثر باز کند و امیدی واقعی به بیماران بدهد.
در نهایت، اگر تحقیقات انسانی موفقیتآمیز باشد، ممکن است طی یک دهه آینده درمانهایی در دسترس باشند که توانایی مغز را حتی پس از سالها آسیب بازیابی کنند. این دستاورد، نهتنها تحول در پزشکی و علوم اعصاب است، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عظیمی نیز خواهد داشت، زیرا میلیونها نفر میتوانند استقلال و کیفیت زندگی خود را بازیابند.
تشخیص دشوار یک بیماری خاموش
پژوهشگران حوزه علوم اعصاب از دستاوردی تازه خبر دادهاند که میتواند روند تشخیص بیماری آلزایمر را متحول کند؛ بیماریای که میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند. براساس یک مطالعه جدید، یک آزمایش خون ساده از نوک انگشت میتواند جایگزینی کمهزینه، سریع و در دسترس برای روشهای پیچیده و تهاجمی تشخیص این بیماری باشد. این یافته امیدهای تازهای برای شناسایی زودهنگام آلزایمر ایجاد کرده است.
یک قطره خون، اطلاعاتی حیاتی
مطالعه جدید نشان میدهد که با استفاده از چند قطره خون خشکشده، که با سوراخکردن نوک انگشت جمعآوری میشود، میتوان نشانگرهای زیستی مهم مرتبط با آلزایمر را شناسایی کرد. مهمترین این نشانگرها، پروتئین p-tau۲۱۷ است؛ مادهای که ارتباط مستقیمی با تغییرات پاتولوژیک مغز در بیماران مبتلا به آلزایمر دارد.
به گفته پژوهشگران، نتایج این آزمایش ساده با آزمایشهای استاندارد خون و حتی بررسیهای مایع مغزینخاعی همخوانی بالایی دارد و توانسته با دقت قابلتوجهی وجود تغییرات مرتبط با آلزایمر را تشخیص دهد. این ویژگی نشان میدهد که تشخیص بیماری میتواند از محیطهای تخصصی بیمارستانی به سطحی بسیار سادهتر منتقل شود.
یکی از نکات برجسته این پژوهش، امکان انجام آزمایش در خانه است. شرکتکنندگان توانستند بدون حضور کادر درمان، نمونه خون خود را جمعآوری و برای تحلیل ارسال کنند. این ویژگی میتواند تحولی جدی در دسترسی بیماران به خدمات تشخیصی ایجاد کند؛ بهویژه برای سالمندان، افراد دارای ناتوانی جسمی یا کسانی که در مناطق دورافتاده زندگی میکنند. کارشناسان معتقدند چنین روشی میتواند نابرابری در دسترسی به تشخیص پزشکی را کاهش داده و غربالگری جمعیتهای پرخطر را آسانتر کند.
منبع: سلامت نیوز




