اقتصادی

بقای صنعت زیر آوار جنگ

اکوایران: آسیبی که از جنگ به مراکز صنعتی وارد شده، تنها به تخریب بنای فیزیکی محدود نمی‌شود بلکه به صورت زنجیره‌وار کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به این بهانه، اکوایران در این گزارش به نحوه اثرگذاری این آسیب‌ها بر چرخه تولید در اقتصاد ایران پرداخته است.

یک ماه از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران گذشته و در طول این یک ماه مراکز صنعتی کثیری مورد اصابت قرار گرفته است؛ مراکزی که از مهمترین ارکان صنعت ایران به شمار می‌روند و نقش پررنگی در زنجیره تولید کشور ایفا می‌کنند. با جستجو در اخبار مربوط به هدف قرار گرفتن مراکز صنعتی ایران، نام‌های آشنایی از مراکز نفتی گرفته تا فلزی به چشم می‌خورد. در میانه جنگ ابتدا پارس جنوبی، قلب پالایش نفت ایران هدف قرار گرفت و در روزهای اخیر دو قطب فولادی ایران، یعنی فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان مورد اصابت قرار گرفتند. حمله به زیرساخت‌های صنعتی محدود به مراکز بزرگ نشده و با تخریب پست برق در میدان شهدای تهران، پای آن به محله‌های مسکونی تهران نیز باز شده است. انهدام انبارهای نفت تهران و غرق‌شدن پایتخت در دودهای سمی سیاه برای چندین روز، شاهد دیگری بر این مدعاست که آسیب جنگ زیرساختی چیزی فراتر از ایستادن ریل تولید کارخانه‌هاست.

آسیبی که از جنگ به این مراکز وارد شده، تنها به تخریب بنای فیزیکی محدود نمی‌شود بلکه به صورت زنجیره‌وار کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به این بهانه، اکوایران در این گزارش به نحوه اثرگذاری این آسیب‌ها بر چرخه تولید در اقتصاد ایران پرداخته است.

پارس جنوبی، قلب نفتی ایران

یکی از نقاط حساس و استراتژیک مورد حمله، میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه بود. این حمله شامل اصابت به بخش‌هایی از واحدهای گازی و پتروشیمی، از جمله مخازن و زیرساخت‌های فرآوری گاز بود و موجب اختلال جدی در تولید گاز طبیعی شد. پارس جنوبی بزرگ‌ترین میدان گازی مشترک جهان است که بخش ایرانی آن نقش حیاتی در تأمین انرژی داخلی، تولید برق، سوخت زمستانی و خوراک صنایع پتروشیمی دارد. هرگونه آسیب به این میدان می‌تواند زنجیره تأمین انرژی ایران را با اختلال مواجه کند و اثر دومینویی بر صنایع وابسته، به ویژه فولاد، پتروشیمی و تولید برق داشته باشد.

اهمیت استراتژیک پارس جنوبی فراتر از مرزهای ایران است؛ این میدان بخشی از بازار انرژی خلیج فارس و جهان را تأمین می‌کند و هرگونه اختلال در تولید آن، نگرانی‌ها درباره ثبات عرضه گاز و قیمت‌های جهانی انرژی را تشدید کرده است. حمله به این زیرساخت حیاتی نشان می‌دهد که این جنگ وارد مرحله‌ای شده که نه تنها اهداف نظامی و سیاسی، بلکه منابع انرژی به‌عنوان گلوگاه تولید و اقتصاد مورد هدف قرار می‌گیرند. با این که بعد از این حمله، اختلالی در تامین گاز ایران رخ نداد اما نمی‌توان از این واقعیت چشم‌پوشی کرد که این تخریب‌ها روی عملکرد این مجموعه اثر سوء خواهد گذاشت.

قطبین فولادی ایران زیر حملات زیرساختی

بر اساس اطلاعیه‌های رسمی، در جریان این حملات بخش‌هایی از زیرساخت‌های حیاتی این دو شرکت آسیب دیده است. در فولاد مبارکه، نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی شهید کاظمی، نیروگاه قدیم ۲۵۰ مگاواتی، تعدادی از مدول‌های احیای مستقیم و بخش‌هایی از کارگاه فولادسازی دچار خسارت شدند. فولاد خوزستان نیز از آسیب به واحدهای احیا ۲، مگامدول زمزم ۳ و بخش فولادسازی خبر داد؛ خساراتی که در نهایت به توقف خطوط تولید این شرکت انجامید. هم‌زمان، گزارش‌هایی از اختلال در شبکه توزیع برق مناطق اطراف به‌دلیل آسیب به پست‌های برق منتشر شد که نشان‌دهنده شدت اثرگذاری اختلال در این نیروگاه در زندگی روزمره مردم و زنجیره تولید در کشور است.

همچنین، فولاد خوزستان با تولید بیش از ۱۰.۹ میلیون تن و تمرکز بالا بر صادرات، یکی از مهم‌ترین منابع ارزآوری صنعت فولاد محسوب می‌شود. سهم صادراتی این شرکت بین ۵۵ تا ۶۵ درصد برآورد می‌شود و بخش عمده محصولات آن به بازارهای آسیا و خاورمیانه ارسال می‌شود.

خبر توقف فعالیت فولاد خوزستان در شرایط جنگی، چیزی فراتر از یک اختلال ساده صنعتی است. این رخداد، به معنای توقف جریان زندگی اقتصادی بسیاری از خانواده‌ها و تحت فشار قرار گرفتن ستون‌های مالی کشور است. تصور اینکه خسارت تنها محدود به کارخانه و تجهیزات است، برداشت سطحی و نادرستی بوده و واقعیت بسیار گسترده‌تر و شامل شبکه‌های مالی، اجتماعی و صنعتی می‌شود.

یکی از اثرات مستقیم، کاهش سوددهی برای سهام عدالت و صندوق‌های بازنشستگی است. میلیون‌ها نفر بر این منابع حساب کرده بودند و توقف تولید، فشار اقتصادی ملموسی بر خانواده‌های کم‌درآمد و بازنشستگان وارد می‌کند. همزمان، این کارخانه یکی از پیشران‌های صادرات غیرنفتی و منبع مهم ارز برای کشور است و اختلال در تولید آن، باعث افزایش فشار بر نرخ ارز به دلیل کاهش صادرات و در نتیجه افزایش هزینه زندگی روزمره مردم می‌شود.

در سطح کلان، توقف فعالیت این صنعت به معنای کسری بودجه دولت است. مالیات و درآمد حاصل از این کارخانه نقش مهمی در بودجه عمومی دارد و حذف آن، یا به افزایش تورم منجر می‌شود یا فشار مالی بیشتری بر سایر بخش‌های اقتصادی وارد می‌کند. همچنین صنایع پایین‌دستی وابسته به فولاد، از جمله لوله‌سازی، مسکن و خودرو، با کمبود مواد اولیه مواجه می‌شوند که پیامد آن بیکاری و افزایش قیمت‌هاست.

بنابراین، حمله به صنایع زیرساختی کشور، خصوصا صنایعی که نقش مهمی در زنجیره تولید دارند، بیشترین آسیب را به زندگی روزمره مردم و تهیه اقلام مورد نیاز آن‌ها می‌زند. حجم خسارت وارده به این صنایع تنها تا حدی در مقطع زمانی فعلی قابل اندازه‌گیریست و خسارت واقعی زمانی مشخص خواهد شد که در زنجیره و ظرفیت تولید خود را نمایان کند.

 

منبع: اکوایران

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا