به گزارش خبرگزاری ایمنا، فضای خانه آرام است، اما گفتوگوها دیگر شبیه چند سال قبل نیست و نوجوان خانواده حالا بیشتر از آنکه پاسخ بدهد، سؤال میپرسد، بیشتر از آنکه کنار پدر و مادر بنشیند، وقتش را با دوستان یا در دنیای مجازی میگذراند و هر روز، تجربهای تازه را پیش روی خود میبیند و این تغییرها، بخشی طبیعی از بزرگ شدن اوست؛ همان مسیری که هم میتواند به بلوغ، استقلال و مسئولیتپذیری برسد و هم اگر بیراهنما رها شود، او را در برابر برخی آسیبها آسیبپذیرتر کند.
برای بسیاری از والدین، تشخیص مرز میان کنجکاوی طبیعی نوجوان و رفتارهای نگرانکننده، ساده نیست. آنها میخواهند مراقب باشند، اما نه آنقدر که اعتماد فرزندشان از بین برود و نه آنقدر بیتفاوت که دیر متوجه خطر شوند و همین دغدغه، ضرورت شناخت دقیقتر دنیای نوجوانان و آموزش مهارتهایی را یادآوری میکند که میتواند آنها را در برابر وسوسه رفتارهای پرخطر، از جمله مصرف دخانیات و مواد مخدر، توانمندتر سازد.
در سالهای اخیر، کاهش سن تجربه مصرف دخانیات و برخی مواد اعتیادآور به یکی از دغدغههای مهم خانوادهها، نظام آموزشی و متخصصان حوزه سلامت روان تبدیل شده است و اگرچه بسیاری از نوجوانان هرگز به سمت مصرف این مواد نمیروند، اما تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی این دوره، ضرورت توجه جدیتر به راهکارهای پیشگیرانه را بیش از گذشته آشکار کرده است.
واقعیت آن است که نوجوانان در این مقطع از زندگی، بیش از هر زمان دیگری به دنبال استقلال، پذیرش در جمع همسالان و تجربههای جدید هستند و همین ویژگیها، اگر در بستری سالم هدایت شوند، زمینه رشد شخصیت، مسئولیتپذیری و بلوغ اجتماعی را فراهم میکنند، اما در صورت نبود حمایت و آموزش کافی، ممکن است آنان را در معرض انتخابهای نادرست قرار دهند.
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی باید سالها پیش از مواجهه نوجوان با موقعیتهای پرخطر آغاز شود و آموزش مهارتهای زندگی، تقویت اعتمادبهنفس، ایجاد ارتباط مؤثر میان والدین و فرزندان و فراهم کردن محیطی امن برای گفتوگو، از مهمترین اقداماتی است که میتواند نقش حفاظتی در برابر گرایش به دخانیات و مواد مخدر داشته باشد.
ویژگیهای رشدی نوجوانی اگر بهدرستی هدایت نشود نوجوان را در معرض آسیبهای اجتماعی قرار میدهد / کنجکاوی بخشی طبیعی از رشد شخصیت نوجوانان است
ابوذر گلورز، روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه دوران نوجوانی یکی از حساسترین مراحل رشد انسان است که ویژگیهای شناختی، هیجانی و رفتاری فرد دستخوش تغییرات گستردهای میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: بسیاری از رفتارهایی که والدین در این سنین مشاهده میکنند، ریشه در ویژگیهای طبیعی رشد نوجوان دارد و نباید بدون شناخت، آنها را به آسیبهای جدی یا انحرافات رفتاری نسبت داد.
وی با بیان اینکه البته در عین حال، همین ویژگیهای رشدی اگر بهدرستی هدایت نشوند، ممکن است نوجوان را در معرض برخی آسیبهای اجتماعی، از جمله گرایش به مصرف دخانیات یا مواد مخدر قرار دهند، میافزاید: نخستین نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که اگر خانوادهای احساس کند فرزندش با چالش یا رفتاری نگرانکننده مواجه شده است، نباید از مراجعه به مشاور هراس داشته باشد.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه مشاوره پیش از آنکه درمان باشد، ابزاری برای پیشگیری، افزایش آگاهی و اصلاح شیوههای تربیتی است، تصریح میکند: بسیاری از مسائل را نمیتوان با اطرافیان یا اعضای خانواده مطرح کرد، اما یک مشاور متخصص میتواند بدون قضاوت، شرایط را بررسی کند و بهترین راهکار را ارائه دهد، بنابراین اگر خانوادهای با چنین نگرانیهایی روبهرو شد، بهتر است از همان ابتدا از یک متخصص کمک بگیرد.
گلورز با بیان اینکه یکی از مهمترین ویژگیهای نوجوانی، افزایش حس کنجکاوی است، ادامه میدهد: نوجوان به طور ذاتی میل دارد ناشناختهها را تجربه کند، درباره موضوعات مختلف اطلاعات کسب کند و بسیاری از پدیدههایی را که تاکنون برایش ممنوع یا دور از دسترس بودهاند، از نزدیک بشناسد و این کنجکاوی، بخشی طبیعی از رشد شخصیت اوست و به خودی خود یک آسیب محسوب نمیشود.
نوجوان باید از سالهای اولیه زندگی مهارتهای اساسی زندگی را بیاموزد / نوجوانان چرا و چگونه به سمت اعتیاد کشیده میشوند؟
وی با بیان اینکه اگر این ویژگی در کنار عوامل خطر دیگری قرار گیرد، ممکن است زمینه تجربه رفتارهای پرخطر، از جمله مصرف سیگار یا مواد مخدر را فراهم کند، میگوید: نوجوان ممکن است درباره مصرف مواد از دوستان خود چیزهایی شنیده باشد، در فیلمها و فضای مجازی صحنههایی دیده باشد یا فقط بخواهد بداند تجربه آن چگونه است و از آنجا که انجام چنین رفتارهایی را در حضور والدین ممکن نمیداند، ممکن است این تجربه را در جمع دوستان یا در خلوت خود دنبال کند.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه صرف کنجکاوی به معنای گرایش قطعی نوجوان به مصرف مواد نیست و آنچه نقش تعیینکننده دارد، میزان بلوغ فکری، شناختی و هیجانی نوجوان است، اضافه میکند: نوجوانانی که قدرت تحلیل، کنترل هیجان، تصمیمگیری منطقی و توانایی ارزیابی پیامدهای رفتار خود را به اندازه کافی کسب نکردهاند، در برابر فشار همسالان آسیبپذیرتر هستند.
گلورز میافزاید: اگر چنین نوجوانی در جمعی قرار گیرد که دوستانش مصرف سیگار یا مواد مخدر را تجربه کرده باشند، احتمال همراه شدن او با آن گروه بیشتر خواهد بود و به همین دلیل، رویکردهای تربیتی امروز نسبت به گذشته تغییر کرده است؛ در گذشته به والدین توصیه میشد که تنها با گفتن «نه» و ممنوع کردن موضوع، فرزند خود را از آسیبها دور نگه دارند، اما امروز نوجوان باید از سالهای اولیه زندگی، حتی از دوران پیشدبستانی، مهارتهای اساسی زندگی را بیاموزد.
وی خاطرنشان میکند: آموزش تفکر انتقادی، مهارت حل مسئله، قدرت تحلیل موقعیتها و جرئت «نه» گفتن، از مهمترین مهارتهایی هستند که باید سالها پیش از ورود نوجوان به موقعیتهای پرخطر در او شکل گرفته باشند و نوجوانی که این تواناییها را کسب کرده باشد، هنگامی که در جمع دوستان با پیشنهاد مصرف سیگار یا مواد مخدر روبهرو میشود، با قاطعیت و بدون احساس ضعف یا خجالت میتواند پیشنهاد را رد کند.

وابستگی پیشگیری از گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات و مواد مخدر به کیفیت رابطه نوجوان با خانواده و محیط پیرامون / احساس ارزشمندی و عزتنفس از مهمترین عوامل محافظتکننده در برابر آسیبهای اجتماعی است
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه پیشگیری از گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات و مواد مخدر، پیش از آنکه به هشدار درباره خطرات این مواد وابسته باشد، به کیفیت رابطه نوجوان با خانواده و محیط پیرامون او مربوط میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: نوجوانی دورهای است که فرد تلاش میکند هویت مستقلی برای خود شکل دهد و در این مسیر، بیش از هر زمان دیگری به دنبال پذیرفته شدن، تجربه کردن و اثبات تواناییهای خود است و اگر این نیازها در فضای سالم خانواده، مدرسه و فعالیتهای اجتماعی پاسخ داده نشود، احتمال دارد نوجوان برای جبران خلأهای عاطفی یا اجتماعی به سمت رفتارهایی برود که احساس تعلق یا هیجان کاذب ایجاد میکنند.
وی با بیان اینکه یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، نقش گفتوگوی مستمر میان والدین و فرزندان است، میافزاید: بسیاری از خانوادهها تنها زمانی درباره سیگار یا مواد مخدر صحبت میکنند که احساس خطر کردهاند، در حالی که آموزش مؤثر باید بسیار زودتر و در فضایی آرام، صمیمی و بدون تهدید آغاز شود. نوجوانی که احساس کند میتواند بدون ترس از سرزنش یا تنبیه، دغدغهها و پرسشهای خود را با والدین در میان بگذارد، در مواجهه با موقعیتهای پرخطر نیز احتمال بیشتری دارد که از خانواده کمک بخواهد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه احساس ارزشمندی و عزتنفس از مهمترین عوامل محافظتکننده در برابر آسیبهای اجتماعی به شمار میرود، تصریح میکند: نوجوانی که تواناییهایش دیده میشود، برای موفقیتهایش تشویق میشود و فرصت تجربه مسئولیتهای متناسب با سن خود را دارد، کمتر برای جلب توجه یا کسب تأیید دیگران به رفتارهای پرخطر روی میآورد و ایجاد فرصت برای مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، ورزشی، هنری و داوطلبانه نیز میتواند انرژی، هیجان و نیاز به تعلق را در مسیرهای سالم هدایت کند.
بخش قابل توجهی از نگرش نوجوانان نسبت به سیگار، دخانیات یا مواد مخدر تحت تأثیر محتوای فضای مجازی، فیلمها و شبکههای اجتماعی شکل میگیرد
سلیمی با بیان اینکه در کنار خانواده، مدرسه نیز نقشی تعیینکننده در پیشگیری ایفا میکند، ادامه میدهد: مدرسه تنها محل آموزش دروس نیست، بلکه محیطی برای یادگیری مهارتهای ارتباطی، مدیریت هیجان، حل تعارض و تصمیمگیری مسئولانه است و همکاری مستمر میان والدین، معلمان و مشاوران مدرسه باعث میشود تغییرات رفتاری نوجوان زودتر شناسایی شود و پیش از آنکه به یک بحران تبدیل شود، اقدامات حمایتی و آموزشی لازم انجام گیرد.
وی میگوید: نکته مهم دیگر، افزایش سواد رسانهای نوجوانان است؛ امروزه بخش قابل توجهی از نگرش نوجوانان نسبت به سیگار، دخانیات یا مواد مخدر تحت تأثیر محتوای فضای مجازی، فیلمها و شبکههای اجتماعی شکل میگیرد و آموزش نحوه تحلیل پیامهای رسانهای، تشخیص تبلیغات پنهان و تفکر انتقادی نسبت به محتوای منتشرشده، به نوجوان کمک میکند هر تصویری را واقعیت تلقی نکند و تحت تأثیر نمایشهای اغراقآمیز یا عادیسازی مصرف مواد قرار نگیرد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه پیشگیری مؤثر زمانی محقق میشود که خانواده، مدرسه و جامعه به جای تمرکز صرف بر ترساندن نوجوان از پیامدهای مصرف مواد، بر توانمندسازی او سرمایهگذاری کنند، اضافه میکند: نوجوانی که مهارت نه گفتن، اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری، احساس تعلق به خانواده و امید به آینده را در خود پرورش داده باشد، در برابر بسیاری از فشارهای محیطی مقاومت بیشتری نشان میدهد، بنابراین مهمترین راهبرد مقابله با گرایش به دخانیات و مواد مخدر، ساختن نوجوانی توانمند، آگاه و برخوردار از حمایت عاطفی و اجتماعی است.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، تغییر نگاه از درمان به پیشگیری است؛ نوجوانان برای عبور موفق از این دوره حساس، بیش از کنترل و محدودیت، به همراهی، آموزش، اعتماد و فرصت تجربه در محیطی امن نیاز دارند تا بتوانند در مواجهه با چالشهای زندگی، انتخابهای آگاهانهتری داشته باشند.
در این میان، خانواده نخستین و اثرگذارترین نهاد تربیتی است و والدینی که شنونده خوبی برای فرزند خود هستند، گفتوگو را جایگزین قضاوت میکنند و مهارتهای زندگی را در عمل به او میآموزند، نقش مهمی در کاهش احتمال گرایش نوجوان به رفتارهای پرخطر ایفا خواهند کرد، البته این مسئولیت تنها بر دوش خانواده نیست و مدرسه، رسانهها و سایر نهادهای اجتماعی نیز سهم قابل توجهی در این مسیر دارند.
از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که ترساندن نوجوان از پیامدهای مصرف مواد مخدر و دخانیات، راهکار مؤثری نیست و آنچه میتواند او را در برابر فشار همسالان و وسوسه تجربه رفتارهای پرخطر مقاوم کند، برخورداری از قدرت تحلیل، عزتنفس، مهارت تصمیمگیری، تفکر انتقادی و احساس تعلق به خانواده و جامعه است.
سرمایهگذاری بر سلامت روان و آموزش مهارتهای زندگی از سالهای نخست کودکی، نهتنها احتمال گرایش نوجوانان به دخانیات و مواد مخدر را کاهش میدهد، بلکه زمینه پرورش نسلی مسئولیتپذیر، توانمند و امیدوار را فراهم میکند؛ نسلی که بتواند در برابر آسیبهای اجتماعی، آگاهانه و مقتدرانه از خود محافظت کند.
منبع: ایمنا




