مهرداد دشتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با تأکید بر اهمیت شناخت تفاوت میان نیاز و خواسته در فرایند تربیت فرزندان اظهار کرد: یکی از مهمترین چالشهایی که امروز در بسیاری از خانوادهها مشاهده میشود، یکسان تلقی کردن نیازها و خواستههای کودکان و نوجوانان است. از منظر روانشناسی، نیازها عواملی هستند که تأمین آنها برای رشد سالم جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی فرد ضروری است؛ مواردی همچون امنیت، محبت، احترام، آموزش، سلامت و احساس تعلق. در مقابل، خواستهها بهطور معمول ریشه در تمایلات، سلیقهها، هیجانات لحظهای یا تأثیرپذیری از محیط و رسانه دارند و برآورده نشدن آنها تنها آسیبی به روند رشد فرد وارد نمیکند. زمانی که والدین نتوانند این مرز را بهدرستی تشخیص دهند، زمینه شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه و مشکلات رفتاری در فرزندان فراهم میشود.
وی افزود: بسیاری از والدین تصور میکنند محبت به فرزند یعنی پاسخ مثبت به تمام درخواستهای او، در حالی که این برداشت با اصول علمی فرزندپروری همخوانی ندارد. کودکی که هر خواستهاش بدون محدودیت برآورده میشود، بهتدریج تحمل ناکامی، صبر، برنامهریزی و مهارت مدیریت هیجان را از دست میدهد. چنین فردی در آینده هنگام رویارویی با موانع طبیعی زندگی، فشارهای شغلی، روابط اجتماعی یا شکستهای تحصیلی، آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت. یکی از وظایف اساسی خانواده، آموزش این واقعیت است که همه خواستهها قابل دستیابی نیستند و انسان برای رسیدن به بسیاری از اهداف خود باید تلاش، برنامهریزی و گاهی چشمپوشی از برخی تمایلات را بیاموزد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه فرهنگ مصرفگرایی و فضای مجازی مرز میان نیاز و خواسته را بیش از گذشته کمرنگ کرده است، تصریح کرد: تبلیغات گسترده، شبکههای اجتماعی و مقایسه دائمی سبک زندگی افراد موجب شده است بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان، خواستههای خود را بهعنوان نیاز تلقی کنند. در چنین شرایطی والدین باید با افزایش سواد رسانهای خود و فرزندان، به آنها آموزش دهند که هر آنچه در فضای مجازی نمایش داده میشود، فقط معیار موفقیت یا خوشبختی نیست. تربیت صحیح زمانی شکل میگیرد که کودک بیاموزد ارزش انسانها به داراییها، برندها یا امکانات لوکس وابسته نیست، بلکه به شخصیت، تواناییها، اخلاق و مهارتهای او ارتباط دارد.
دشتی ادامه داد: بهترین شیوه برای آموزش تفاوت میان نیاز و خواسته، الگوسازی عملی والدین است. اگر پدر و مادر خود نیز در تصمیمهای مالی، خریدهای روزمره و مدیریت هزینهها میان ضرورت و تمایل شخصی تفاوت قائل شوند، فرزندان بهصورت غیرمستقیم این مهارت را فرا میگیرند، همچنین گفتوگوهای خانوادگی درباره اولویتبندی هزینهها، مشارکت دادن فرزندان در تصمیمهای متناسب با سن آنها و توضیح منطقی درباره دلایل رد یا پذیرش برخی درخواستها، موجب تقویت تفکر منطقی و مسئولیتپذیری میشود. استفاده از روشهای تربیتی مبتنی بر گفتوگو، احترام و اقناع، بسیار مؤثرتر از مخالفتهای هیجانی یا برآورده کردن بیقیدوشرط خواستهها است.
وی خاطرنشان کرد: خانوادهای که بتواند مرز میان نیاز و خواسته را بهدرستی برای فرزندان خود ترسیم کند، در واقع یکی از مهمترین مهارتهای زندگی را به آنها آموخته است. این آموزش نهتنها از بروز بسیاری از تعارضهای خانوادگی جلوگیری میکند، بلکه زمینه پرورش افرادی مسئولیتپذیر، واقعبین، صبور و دارای تابآوری بالا را فراهم میآورد. کودکی که میآموزد همه خواستهها الزاماً نباید برآورده شوند، در بزرگسالی نیز تصمیمهای منطقیتر میگیرد، وابستگی کمتری به تأیید دیگران پیدا میکند و توانایی بیشتری برای مدیریت منابع، کنترل هیجانها و سازگاری با شرایط مختلف زندگی خواهد داشت؛ ویژگیهایی که از مهمترین شاخصهای سلامت روان و موفقیت پایدار در زندگی فردی و اجتماعی بهشمار میروند.
منبع: ایمنا



