اکوایران: بررسی تجارت ایران با ۱۵ کشور همسایه نشان میدهد کسری تجاری این بخش تقریبا به طور کامل در یک زیرمنطقه متمرکز شده، در حالی که برخی همسایگان همچنان بازارهای باثبات و مازادده برای صادرات ایران به شمار میروند. همین تفاوت، جغرافیای واقعی ریسک تجارت غذایی ایران را آشکار میکند.
به گزارش خبرنویس، اگر تجارت محصولات کشاورزی و غذایی ایران با همسایگان به صورت یک مجموعه واحد بررسی شود، منشأ تغییرات بهدرستی دیده نمیشود. گزارش اتاق بازرگانی تهران نشان میدهد هر یک از چهار زیرمنطقه همسایگی، مسیر متفاوتی را طی کردهاند و نقش یکسانی در شکلگیری وضعیت کنونی تجارت غذایی ایران ندارند. به همین دلیل، برخلاف آنچه از آمار کلی تجارت برمیآید، کسری تجاری کشور محصول عملکرد همه همسایگان نیست، بلکه عمدتا در یک کانون جغرافیایی متمرکز شده است. این مسئله را به خوبی میتوان در نمودار زیر مشاهده کرد.
شرق، تنها نقطه باثبات تجارت غذایی ایران
در میان چهار زیرمنطقه مورد بررسی، شرق تنها منطقهای است که طی کل دوره مطالعه جایگاه خود را به عنوان کانون پایدار مازاد تجاری ایران حفظ کرده است. بر اساس دادههای گزارش، مازاد تجاری ایران با این زیرمنطقه از ۶۷۳ میلیون دلار در سال ۱۳۹۶ به ۹۵۶ میلیون دلار در سال ۱۳۹۹ رسید و با وجود کاهش در سالهای بعد، در سال ۱۴۰۳ نیز با ۳۵۷ میلیون دلار مازاد همچنان مثبت باقی ماند. هیچیک از سالهای بررسیشده، تراز تجاری این منطقه وارد محدوده کسری نشده است.
این ثبات، بیش از هر چیز به مکمل بودن ساختار تجارت ایران با افغانستان و پاکستان بازمیگردد. صادرات ایران به این دو کشور عمدتا شامل میوه، سبزی، لبنیات و سایر محصولات نهایی کشاورزی و غذایی است، در حالی که واردات از این کشورها بیشتر به غلات محدود میشود. به همین دلیل، وابستگی وارداتی قابل توجهی در این منطقه شکل نگرفته و ایران همچنان صادرکننده خالص محصولات غذایی باقی مانده است. گزارش تأکید میکند در شرایطی که سایر زیرمنطقهها تحت تأثیر تحریمها، خشکسالی و تغییر مسیرهای تأمین دچار نوسان شدهاند، تجارت با افغانستان و پاکستان کمنوسانترین بخش تجارت منطقهای ایران بوده است.
غرب و قفقاز، مزیتی که به تدریج فرسوده شد
غرب و قفقاز در ابتدای دوره بررسی، مهمترین منبع مازاد تجاری ایران بود. در سال ۱۳۹۶، تراز تجاری ایران با این زیرمنطقه به بیش از ۲.۱ میلیارد دلار میرسید، اما این مزیت طی سالهای بعد به تدریج از بین رفت، به طوری که در سال ۱۳۹۹ به ۲۴۲ میلیون دلار مازاد کاهش یافت و در سال ۱۴۰۳ عملا به نقطه تعادل رسید و به حدود ۶ میلیون دلار کسری تبدیل شد. گزارش، علت این تغییر را کاهش صادرات ایران نمیداند. عراق در تمام این سالها همچنان بزرگترین مقصد صادرات محصولات کشاورزی و غذایی ایران باقی مانده و نقش آن در درآمدهای صادراتی تغییر محسوسی نکرده است. آنچه تراز تجاری را تغییر داده، رشد مستمر واردات از ترکیه است. افزایش واردات کالاهای اساسی و نهادههای تولید، بخش عمده مازاد حاصل از صادرات به عراق را خنثی کرده است.
ترکیب کالاهای وارداتی نیز این موضوع را تأیید میکند. در سال ۱۴۰۳، غلات با حدود یک میلیارد و ۶۰ میلیون دلار، روغنهای خوراکی با ۵۹۵ میلیون دلار و خوراک دام با ۵۶۰ میلیون دلار سه قلم اصلی وارداتی ایران از این زیرمنطقه بودند. به بیان دیگر، افزایش واردات بیشتر به نهادههای پایه تولید مربوط میشود تا کالاهای مصرفی نهایی. همین موضوع نشان میدهد وابستگی ایران در این منطقه، بیش از آنکه به مصرف مربوط باشد، به تأمین زنجیره تولید کشاورزی و صنایع غذایی گره خورده است.

خلیج فارس، منشأ اصلی کسری تجاری غذا
اگر زیرمنطقه شرق همچنان موتور مازاد تجاری ایران و غرب و قفقاز نمونهای از فرسایش تدریجی این مزیت باشد، خلیج فارس و دریای عمان دقیقا نقطه مقابل این دو است. دادههای گزارش نشان میدهد بخش عمده کسری تجاری محصولات کشاورزی و غذایی ایران در این زیرمنطقه شکل گرفته است. در سال ۱۴۰۳، کسری تجاری ایران با کشورهای این منطقه به حدود ۴ میلیارد و ۱۵۰ میلیون دلار رسید که فاصله قابل توجهی با سایر زیرمنطقهها دارد و عملا تراز کل تجارت غذایی ایران را تحت تأثیر قرار داده است.
این وضعیت بیش از هر چیز به نقش امارات متحده عربی در تجارت غذایی ایران بازمیگردد. برخلاف تصور رایج، بخش بزرگی از کالاهایی که از امارات وارد ایران میشود، تولید این کشور نیست، بلکه در قالب صادرات مجدد از بازارهای جهانی به امارات منتقل و سپس راهی ایران میشود. به همین دلیل، امارات بیش از آنکه یک تولیدکننده بزرگ محصولات کشاورزی باشد، به مهمترین گره لجستیکی و تجاری ایران در تأمین کالاهای اساسی تبدیل شده است. گزارش تأکید میکند این وابستگی، ریسک تجارت غذایی ایران را به شدت افزایش داده است، زیرا هرگونه اختلال در مسیرهای تجاری، حملونقل یا روابط اقتصادی با این کشور میتواند مستقیما بر تأمین کالاهای اساسی اثر بگذارد.
تمرکز واردات در این زیرمنطقه تنها به حجم تجارت محدود نمیشود. بخش مهمی از کالاهای وارداتی شامل غلات، روغنهای خوراکی، خوراک دام و سایر نهادههای مورد نیاز زنجیره تولید غذاست. این موضوع نشان میدهد وابستگی ایران صرفا به واردات کالاهای مصرفی نیست، بلکه بخشی از تولید داخلی نیز به استمرار این جریان وارداتی وابسته شده است. به همین دلیل، گزارش از این زیرمنطقه به عنوان منشأ اصلی کسری تجاری ساختاری ایران یاد میکند.
دریای خزر، سهم کوچک اما اهمیت راهبردی
در مقایسه با سه زیرمنطقه دیگر، سهم کشورهای حاشیه دریای خزر در تجارت محصولات کشاورزی و غذایی ایران چندان بزرگ نیست، اما گزارش این منطقه را دارای ظرفیتی راهبردی میداند. دلیل این موضوع، موقعیت ویژه روسیه و قزاقستان در بازار جهانی غلات و نهادههای کشاورزی است. این کشورها میتوانند در شرایط بروز اختلال در سایر مسیرهای تجاری، بخشی از نیاز وارداتی ایران را تأمین کنند و به افزایش تنوع مبادی واردات کمک کنند.
با این حال، گزارش نشان میدهد ظرفیت این زیرمنطقه هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. با وجود افزایش روابط تجاری در سالهای اخیر، سهم دریای خزر از کل تجارت محصولات کشاورزی و غذایی ایران همچنان محدود است و نتوانسته وابستگی کشور به مسیرهای سنتی واردات را کاهش دهد. از این رو، توسعه زیرساختهای حملونقل، تقویت کریدورهای شمالی و گسترش همکاریهای تجاری با کشورهای این منطقه میتواند بخشی از ریسکهای موجود را کاهش دهد.
جغرافیای واقعی ریسک تجارت غذایی ایران
مقایسه چهار زیرمنطقه، مهمترین پیام این گزارش را آشکار میکند. ریسک تجارت غذایی ایران به طور یکنواخت میان همسایگان توزیع نشده است. شرق همچنان تنها منطقهای است که مازاد تجاری پایدار برای ایران ایجاد میکند. غرب و قفقاز به دلیل رشد واردات، مزیت صادراتی خود را به تدریج از دست دادهاند. در مقابل، خلیج فارس و دریای عمان به کانون اصلی کسری تجاری کشور تبدیل شدهاند و دریای خزر نیز با وجود سهم محدود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از این وابستگی را جبران کند.
بر همین اساس، گزارش نتیجه میگیرد که چالش اصلی تجارت غذایی ایران صرفا افزایش صادرات نیست. مسئله اصلی، تمرکز جغرافیایی واردات و وابستگی به تعداد محدودی مسیر و شریک تجاری است. تا زمانی که این الگو تغییر نکند و تنوع بیشتری در مبادی واردات و بازارهای صادراتی ایجاد نشود، امنیت غذایی کشور همچنان در برابر شوکهای بیرونی آسیبپذیر خواهد بود. از این منظر، نقشه تجارت غذایی ایران بیش از آنکه تصویری از حجم مبادلات باشد، تصویری از میزان تابآوری اقتصاد در برابر ریسکهای خارجی است.
منبع: اکوایران




