به گزارش خبرگزاری ایمنا، پاسخنامهها یکییکی تحویل داده و مدادها کنار گذاشته میشوند و عقربههای ساعت، پایان چند ساعت نفسگیر را اعلام میکنند؛ دانشآموزانی که ماهها با برنامههای فشرده، آزمونهای آزمایشی و ساعتهای طولانی مطالعه زندگی کردهاند، حالا از جلسه کنکور بیرون میآیند، یکی با لبخندی از سر آسودگی، دیگری با چهرهای خسته و نگران و دیگری شاید در سکوتی سنگین که هنوز نمیداند باید خوشحال باشد یا ناراحت. کنکور تمام شده، اما برای بسیاری، تازه فصل دیگری از انتظار و رویارویی با احساسات آغاز شده است.
در روزهای پس از آزمون، خانهها هم حالوهوای متفاوتی دارند؛ تلفنها پر از سوال درباره «چطور بود؟»، گروههای دوستانه پر از مقایسه پاسخها و ذهن بسیاری از داوطلبان درگیر محاسبهای است که هنوز نتیجه قطعی آن مشخص نیست، اما در میان این هیاهو، یک نیاز کمتر دیده میشود، نیاز به آرامش. نوجوانی که ماهها برای یک روز آماده شده، حالا بیش از هر چیز به فرصتی برای نفس کشیدن، بازگشت به زندگی عادی و شنیدن این جمله نیاز دارد که نتیجه هرچه باشد، تلاش تو فقط خلاصه در یک رتبه نیست.
کنکور برای بسیاری از دانشآموزان، فقط یک آزمون چندساعته نیست؛ نقطهای است که ماهها تلاش، اضطراب، امید، انتظار و برنامهریزی در آن به یکدیگر میرسند و به همین دلیل، طبیعی است که پایان این آزمون نیز برای همه یک معنای واحد نداشته باشد. برخی احساس رضایت و آسودگی میکنند، برخی نگران نتیجهاند و عدهای نیز ممکن است با احساس ناامیدی یا تردید نسبت به عملکرد خود مواجه شوند.
از منظر روانشناختی، پایان یک دوره طولانی و فشرده میتواند با طیفی از هیجانات همراه باشد و فرد ممکن است همزمان احساس آرامش و نگرانی، شادی و خستگی یا حتی نوعی سردرگمی را تجربه کند، بنابراین انتظار اینکه همه داوطلبان بلافاصله پس از کنکور احساس آرامش یا خوشحالی داشته باشند، انتظار واقعبینانهای نیست. آنچه در این مرحله اهمیت دارد، شناخت و پذیرش این هیجانات و جلوگیری از تبدیل آنها به نگرانیهای مداوم است.
در این میان، نقش خانواده و اطرافیان نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند و پرسشهای مکرر درباره تعداد پاسخهای صحیح، مقایسه عملکرد با دوستان و تأکید بیش از اندازه بر رتبه و نتیجه، میتواند فشار روانی داوطلبان را افزایش دهد. پس از ماهها تمرکز بر عملکرد تحصیلی، شاید مهمترین حمایت از یک داوطلب این باشد که به او فرصت داده شود کمی از فضای رقابت فاصله بگیرد و دوباره به زندگی روزمره خود بازگردد.
اکنون که آزمون به پایان رسیده است، فرصتی فراهم شده است تا داوطلبان بخشی از توجه خود را از نتیجه به خودشان معطوف کنند؛ به سلامت روان، روابط خانوادگی و اجتماعی، علایق، استراحت و تجربههایی که در ماههای گذشته کمتر مجال حضور داشتهاند. کنکور هر اندازه مهم باشد، تنها یکی از مراحل مسیر زندگی است و نحوه رویارویی داوطلب با این مرحله نیز بخشی از فرایند رشد و تربیت او محسوب میشود.

کنکور تمام شد؛ چالش بعدی، مدیریت انتظار و اضطراب است
زهره سادات کاظمی، روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه با پایان یافتن آزمون سراسری، یکی از مهمترین دورههای پرتنش زندگی تحصیلی داوطلبان به پایان میرسد که ماهها تلاش، برنامهریزی، محدودیتهای فردی و خانوادگی و فشار روانی را به همراه داشته است، به خبرنگار ایمنا میگوید: اکنون داوطلبان در موقعیتی متفاوت قرار گرفتهاند، برخی از عملکرد خود رضایت دارند و برخی دیگر ممکن است با نگرانی، ناامیدی یا احساس شکست روبهرو باشند. در چنین شرایطی، نخستین ضرورت تربیتی و روانشناختی، کمک به داوطلب برای عبور آرام از فضای رقابت و بازگشت تدریجی به تعادل روانی است.
وی با بیان اینکه پس از کنکور یکی از مهمترین اقدامات، کاهش درگیری ذهنی با آزمون است، میافزاید: بررسی مداوم پاسخها، مقایسه عملکرد با دوستان و دنبال کردن پیشبینیهای مختلف درباره رتبه، میتواند اضطراب را افزایش و ذهن داوطلب را در چرخهای از نگرانی و پشیمانی قرار دهد. خانوادهها نیز در این مرحله نقش مهمی دارند و بهتر است به جای پرسشهای مکرر درباره تعداد پاسخهای صحیح یا پیشبینی رتبه، فضایی آرام و حمایتگر ایجاد کنند و پس از پایان آزمون، نیاز اصلی داوطلب بیش از هر چیز، احساس امنیت و پذیرش است.
روانشناس و مشاور تربیتی با اشاره به اینکه از منظر روانشناختی، تجربه احساساتی همچون شادی، نگرانی، خستگی، ناامیدی یا حتی بیتفاوتی پس از یک دوره طولانی فشار، قابل انتظار است، تصریح میکند: نباید از داوطلب انتظار داشت که پس از کنکور احساس خاصی داشته باشد یا خود را مجبور به مثبتاندیشی کند. مهم آن است که هیجانات او شنیده و پذیرفته شود، بدون آنکه یک احساس موقت به تصویری دائمی از خود تبدیل شود. ناراحتی از عملکرد در یک آزمون با شکستخورده بودن تفاوت دارد و این تمایز باید برای داوطلب روشن باشد.
پایان آزمون، پایان مسیر رشد و آینده یک داوطلب نیست
کاظمی با بیان اینکه خانواده و مربیان باید از تبدیل نتیجه کنکور به معیار ارزشمندی فرد جلوگیری کنند، ادامه میدهد: نتیجه یک آزمون، تنها بخشی از توانمندیها و عملکرد تحصیلی فرد را نشان میدهد و نمیتواند ابعاد گسترده شخصیت، استعداد، پشتکار، مهارتهای ارتباطی و ظرفیتهای آینده او را تعیین کند. نگاه تربیتی صحیح اقتضا میکند که داوطلب بداند موفقیت در زندگی، مفهومی گستردهتر از پذیرش در یک رشته یا دانشگاه خاص دارد و مسیر رشد هر فرد میتواند شکل متفاوتی داشته باشد.
وی با بیان اینکه اکنون فرصت مناسبی است تا داوطلبان بخشی از زمان خود را به فعالیتهایی اختصاص دهند که در ماههای گذشته کمتر امکان انجام آن را داشتهاند، میگوید: بازگشت تدریجی به فعالیتهای روزمره میتواند به تنظیم هیجانات و کاهش فرسودگی روانی کمک کند. این دوره همچنین میتواند فرصتی برای شناخت بهتر علایق و توانمندیهای فردی باشد، نه فقط دورهای برای انتظار اضطرابآلود تا زمان اعلام نتایج.
روانشناس و مشاور تربیتی اضافه میکند: مهمترین پیام تربیتی پس از کنکور این است که پایان یک آزمون، پایان مسیر رشد و آینده یک داوطلب نیست. چه نتیجه مطابق انتظار باشد و چه نباشد، مرحلهای تازه برای تصمیمگیری و انتخاب پیش روی داوطلب قرار دارد و نقش خانواده و جامعه در این مقطع، ایجاد فضایی است که در آن داوطلب بتواند بدون ترس از قضاوت، نتیجه را بپذیرد، از تجربه خود بیاموزد و با آرامش برای قدم بعدی زندگی آماده شود. آنچه پس از کنکور اهمیت دارد، تنها رتبه و نتیجه نیست، بلکه نحوه روبهرو شدن فرد با نتیجه و توانایی او برای ادامه مسیر است.

از پایان کنکور تا اعلام نتایج؛ روزهایی برای مراقبت از حال دانشآموزان
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک با بیان اینکه ماههاست که بخش قابل توجهی از زندگی بسیاری از داوطلبان حول یک هدف مشخص یعنی کنکور شکل گرفته است، به خبرنگار ایمنا میگوید: ساعت مطالعه، آزمونهای آزمایشی، برنامهریزی روزانه و نگرانی درباره آینده، بهتدریج بخش بزرگی از ذهن و زندگی آنان را به خود اختصاص داده است. اکنون با پایان آزمون، طبیعی است که احساسات متفاوتی شکل بگیرد؛ از آسودگی و شادی گرفته تا خلأ، سردرگمی یا نگرانی نسبت به آینده و این مرحله، از منظر تربیتی، فقط فاصلهای تا اعلام نتایج نیست، بلکه فرصتی مهم برای بازیابی روانی و بازگشت داوطلب به ابعاد مختلف زندگی است.
وی با بیان اینکه یکی از پیامدهای دورههای طولانی فشار تحصیلی، خستگی ذهنی و عاطفی است و به همین دلیل، پس از کنکور لازم نیست داوطلب بهسرعت خود را درگیر فعالیتهای سنگین یا تصمیمهای متعدد کند، میافزاید: خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، ارتباط با دوستان و خانواده و اختصاص دادن زمانی برای تفریح، بخشی از فرایند بازیابی محسوب میشود. استراحت در این مقطع نه نشانه بیهدفی است و نه اتلاف وقت، بلکه میتواند زمینه بازگشت انرژی و تمرکز را فراهم کند.
روانشناس بالینی کودک و داوطلب تصریح میکند: از سوی دیگر، ممکن است برخی داوطلبان پس از پایان کنکور با احساس خلأ روبهرو شوند. وقتی هدفی که مدتها تمام برنامه روزانه فرد را شکل داده است ناگهان پایان مییابد، پرسشهایی همچون «حالا چه کار کنم؟» یا «اگر نتیجه آن چیزی که میخواهم نشود چه؟» قابل تصور است. در این شرایط، کمک به داوطلب برای بازشناسی هویت خود اهمیت زیادی دارد. او باید بداند که هویت و ارزشمندیاش تنها بهعنوان کنکوری یا داوطلب موفق وابسته نیست و شخصیت او مجموعهای بسیار گستردهتر از عملکرد تحصیلی است.
فرصتی برای بازنگری در مفهوم موفقیت
سلیمی با بیان اینکه برای خانوادهها نیز این دوره یک آزمون تربیتی محسوب میشود و مقایسه فرزند با همکلاسیها، فرزندان اقوام یا دوستان، حتی اگر با نیت تشویق انجام شود، میتواند فشار روانی را افزایش دهد، ادامه میدهد: بهتر است گفتوگوها به جای تمرکز افراطی بر رتبه و نتیجه، بر تجربهای که داوطلب پشتسر گذاشته است متمرکز شوند و داوطلب بیش از آنکه به ارزیابی دوباره عملکردش نیاز داشته باشد، به این اطمینان نیاز دارد که رابطه و ارزش او در خانواده وابسته به نتیجه یک آزمون نیست.
وی میگوید: این دوره همچنین میتواند فرصتی برای بازنگری در مفهوم موفقیت باشد؛ موفقیت تنها رسیدن به یک رتبه خاص یا ورود به یک دانشگاه مشخص نیست، بلکه توانایی شناخت استعدادها، تصمیمگیری آگاهانه، مسئولیتپذیری، سازگاری با شرایط و ادامه دادن مسیر پس از فرازونشیبها نیز بخشی از موفقیت است، بنابراین حتی اگر نتیجه کنکور با انتظارات داوطلب فاصله داشته باشد، میتوان از آن به عنوان تجربهای برای شناخت بهتر خود و انتخاب آگاهانهتر مسیر آینده استفاده کرد.
روانشناس بالینی کودک و داوطلب با بیان اینکه اکنون مهمترین وظیفه دانشآموزان، خانوادهها و نظام آموزشی این است که پایان کنکور را به معنای پایان زندگی تحصیلی و اجتماعی داوطلب تلقی نکنند، اضافه میکند: چند روز یا چند هفته پس از آزمون میتواند زمان مناسبی برای آرام شدن، بازیابی انرژی و پرداختن دوباره به زندگی باشد. نتیجه هرچه باشد، آینده همچنان مجموعهای از انتخابها و فرصتهاست و نگاه سالم به پس از کنکور، نگاهی است که در آن نتیجه آزمون جدی گرفته میشود، اما به آن اجازه داده نمیشود تمام هویت و آینده یک داوطلب را تعریف کند.

حالا که پایان آزمونهای کنکور فرارسیده و فضای پرتنش ماههای اخیر آرامتر شده است، شاید مهمترین کار این باشد که اجازه دهیم داوطلبان دوباره نفس بکشند. آنها ماهها برای یک روز تلاش کردهاند و اکنون حق دارند خستگی خود را تجربه و استراحت کنند و برای مدتی از فضای رقابت فاصله بگیرند.
برای خانوادهها نیز این روزها فرصتی است تا به جای تمرکز مداوم بر نتیجه، نقش حمایتی خود را پررنگتر کنند. یک گفتوگوی آرام، یک همراهی ساده و حتی گاهی سکوت و پرهیز از پرسشهای تکراری میتواند بیش از هر توصیهای به داوطلب کمک کند و در این مقطع، احساس امنیت روانی اهمیت بیشتری از تحلیل دوباره آزمون دارد.
نتیجه کنکور مهم است و میتواند مسیر برخی انتخابهای آینده را تغییر دهد، اما نباید به تمام معنای موفقیت تبدیل شود. زندگی نوجوانان مجموعهای از تواناییها، علایق، تجربهها و فرصتهایی است که هیچ کارنامهای بهتنهایی قادر به اندازهگیری همه آنها نیست و اگر قرار است کنکور نقطهای برای ورود به مرحلهای تازه باشد، بهتر است این مرحله با شناخت، آرامش و امید آغاز شود، نه با ترس و قضاوت.
شاید بهترین تعریف از روزهای پس از کنکور، فرصتی برای برگشتن به خود باشد و باید توجه داشت که نتیجه هرچه باشد، مسیر زندگی ادامه دارد و نوجوانی که امروز از جلسه آزمون بیرون آمده، بسیار فراتر از رتبه، تراز یا چند پاسخ درست و غلط است؛ آنچه اهمیت دارد این است که او بتواند از این تجربه عبور کند، از آن بیاموزد و با آرامش قدم بعدی زندگی خود را بردارد.
منبع: ایمنا

