به گزارش خبرگزاری ایمنا، خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن معنای رابطه، محبت، محدودیت، مسئولیت و حتی اختلاف نظر را تجربه میکند. کیفیت این تجربهها میتواند بر شکلگیری نگاه او به خود و دیگران اثرگذار باشد، اما روابط خانوادگی همیشه ساده و یکدست نیستند و گاهی تفاوت دیدگاه، فشارهای اجتماعی، تفاوت نسلها یا ناآگاهی والدین از نیازهای رشدی فرزند، زمینه بروز تعارضهایی را ایجاد میکند که همیشه به معنای ناسالم بودن کل رابطه نیست.
در سالهای اخیر، بسیاری از مفاهیم روانشناختی از فضای تخصصی وارد گفتوگوهای روزمره خانوادهها شده است. افزایش آگاهی درباره سلامت روان و کیفیت روابط، در اصل میتواند فرصتی برای شناخت بهتر مشکلات باشد، اما زمانی که واژههایی مانند «والد سمی» بدون شناخت دقیق و فقط بر اساس یک رفتار یا یک اختلاف به کار گرفته شوند، ممکن است پیچیدگی رابطه خانوادگی را نادیده بگیرند و به جای کمک به حل مسئله، فاصله میان اعضای خانواده را بیشتر کنند.
از سوی دیگر، پرهیز از برچسبزنی نباید به معنای نادیده گرفتن رفتارهای نادرست والدین باشد. پدر و مادر نیز ممکن است در شیوه برخورد با فرزند دچار افراط، تفریط، بیتوجهی یا تصمیمهای نامناسب شوند و گاهی تصور کنند محبت فراوان یا برآورده کردن تمام خواستههای کودک، بهترین شکل حمایت از اوست، در حالی که تربیت سالم به شناخت مرزها، توجه به نیازهای واقعی کودک و توانایی اصلاح رفتارهای والدین نیاز دارد.
فرزندپروری نیز مهارتی نیست که فقط با تجربه یا علاقه به فرزند به دست آید. هر کودک متناسب با سن، ویژگیهای شخصیتی، نیازهای رشدی و شرایط خانوادگی خود، به شیوه متفاوتی از ارتباط و تربیت نیاز دارد و والدین برای پاسخگویی مناسب به این تفاوتها باید دانش و مهارت خود را افزایش دهند. در چنین نگاهی، به جای جستوجوی مقصر یا استفاده شتابزده از برچسبها، شناخت رابطه، گفتوگو و بازنگری در رفتارهای هر دو سوی خانواده میتواند مسیر اصلاح را هموارتر کند.
وقتی شبکههای اجتماعی برای خانواده نسخه میپیچد
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه یکی از اشتباهات والدین، افراط در برآورده کردن خواستههای فرزند به دلیل ترس از اینکه مبادا او احساس محرومیت یا عقده کند است، اظهار کرد: در واقعم هم تبعیض و هم برآورده کردن بیحدوحصر خواستهها، میتوانند مشکلساز باشند و در بسیاری از موارد مسئله اصلی، افراط و تفریط در رفتار والدین است.
وی با بیان اینکه نکته مهم این است که نباید فقط بر اساس رفتار یک فرزند یا یک اختلاف خانوادگی، به سرعت به والدین یا فرزندان برچسب بزنیم، افزود: اصطلاحاتی مانند والد سمی در فضای عمومی و بهخصوص در فضای مجازی رواج پیدا کرده است، اما استفاده نادرست و شتابزده از این واژهها میتواند به جای حل مسئله، باعث افزایش فاصله میان اعضای خانواده شود.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه باید ابتدا رابطه و رفتارهای موجود را بهدقت بررسی کنیم و ببینیم آیا با یک رابطه معیوب مواجه هستیم یا فقط با اختلاف نظر، تفاوت نسلی، توقعات نامتناسب یا اشتباهاتی روبهرو هستیم که با آموزش و گفتوگو قابل اصلاح است، ادامه داد: فرهنگ و شرایط اجتماعی هر جامعه نیز در نحوه استفاده از این مفاهیم اهمیت دارد. بسیاری از اصطلاحات روانشناختی از متون و فرهنگهای دیگر وارد فضای عمومی شده است و در زمان ترجمه و استفاده از آنها باید به زمینه فرهنگی جامعه توجه داشت.
پشت پرده برچسب «والد سمی»؛ اختلاف نسلی یا رابطهای که نیاز به اصلاح دارد؟
پدرام با بیان اینکه نمیتوان یک اصطلاح را بدون توجه به معنای دقیق، شرایط فرهنگی و نوع روابط خانوادگی، وارد زندگی مردم کرد و بر اساس آن درباره افراد قضاوت کرد، گفت: لازم است پیش از برچسبزدن، اطلاعات دقیق کسب کنیم و اجازه ندهیم چند واژه رایج در شبکههای اجتماعی جای شناخت واقعی روابط خانوادگی را بگیرد.
وی با بیان اینکه در عین حال، این موضوع به معنای آن نیست که همه والدین همیشه درست رفتار میکنند، اضافه کرد: ممکن است من به عنوان پدر یا مادر، رابطهای معیوب با فرزندم داشته باشم یا رفتاری انجام دهم که به نفع او نباشد، بنابراین لازم است هر پدر و مادری به جای اینکه فقط از خود دفاع کند، گاهی رفتار خودش را بررسی کند و ببیند آیا مهارتهای لازم برای فرزندپروری را دارد یا خیر.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه کرد: والدین باید متناسب با سن و ویژگیهای شخصیتی و جنسیتی فرزند خود، شیوه تربیتی مناسبی داشته باشند و برای این کار نیز مانند بسیاری از حوزههای دیگر زندگی، نیازمند آموزش و کسب اطلاعات هستند و صرف مهر و محبت والدین برای پاسخگویی به تمام نیازهای فرزند کافی نیست.

رابطه میان والد و فرزند را نمیتوان با چند رفتار پراکنده یا چند واژه رایج در شبکههای اجتماعی تعریف کرد. خانواده مجموعهای از تجربهها، عادتها، انتظارات، تفاوتهای نسلی و شیوههای ارتباطی است و برای شناخت کیفیت آن باید رفتارها در کنار یکدیگر و در بستر واقعی زندگی بررسی شوند. چنین نگاهی کمک میکند میان یک اختلاف معمول خانوادگی و الگویی که نیازمند اصلاح جدی است، تفاوت قائل شویم.
در سوی دیگر، تأکید بر پرهیز از برچسبزنی نباید والدین را از مسئولیت رفتار خود معاف کند. پدر و مادر ممکن است با نیت محبت، در تأمین خواستههای فرزند زیادهروی کنند، در برخی موقعیتها رفتار ناعادلانه داشته باشند یا بدون شناخت نیازهای رشدی کودک، انتظارات نامتناسبی از او داشته باشند. پذیرفتن امکان خطا، نخستین گام برای اصلاح شیوههای تربیتی و ایجاد رابطهای سالمتر با فرزند است.
فرزندپروری آگاهانه زمانی شکل میگیرد که والدین علاوه بر محبت، برای شناخت کودک و یادگیری مهارتهای ارتباطی و تربیتی نیز وقت بگذارند و تفاوتهای سنی، شخصیتی و نیازهای هر فرزند، ایجاب میکند که شیوه برخورد با او نیز انعطافپذیر و متناسب باشد، چراکه آنچه برای یک کودک مناسب است، برای کودک دیگر یا در مرحله رشدی متفاوت نتیجه یکسانی نخواهد داشت.
مسیر سالمتر برای خانواده نه در دفاع مطلق از والدین و نه در مقصر دانستن آنها خلاصه میشود، بلکه در شناخت دقیق رفتارها، گفتوگوی صادقانه و آمادگی برای اصلاح اشتباهات است. همانطور که کودک برای رشد به آموزش و حمایت نیاز دارد، والدین نیز برای ایفای نقش خود به آگاهی و یادگیری نیازمندند و گاهی تغییر یک شیوه تربیتی میتواند بیش از دهها توصیه و برچسب، به بهبود رابطه میان والد و فرزند کمک کند.
منبع: ایمنا




