اقتصادی

قطع اینترنت، کسب‌ و کارها را ۱۰ سال عقب برد / اقتصاد دیجیتال در خاموشی؛ پیامک آخرین راه ارتباط شد

وقتی اینترنت بین‌الملل از زندگی روزمره و بازار عقب نشست، پیامک‌های تبلیغاتی دوباره از گوشه حافظه کسب‌وکارها بیرون آمد؛ ابزاری قدیمی برای زنده‌ماندن در روزهای قطع ارتباط.

حدود دو ماه و نیم از قطعی و اختلال اینترنت بین‌الملل در ایران گذشته و حالا نشانه‌های تازه‌ای از تغییر رفتار کسب‌وکارها دیده می‌شود؛ نشانه‌هایی که بیش از آنکه شبیه نوآوری باشند، یادآور سال‌هایی‌ هستند که هنوز اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فروش آنلاین به ستون اصلی بازاریابی تبدیل نشده بودند.

در روزهایی که دسترسی به اینستاگرام، تلگرام، واتس‌اپ، سایت‌های خارجی، ابزارهای تبلیغاتی و حتی بخشی از مسیرهای ارتباطی دیجیتال با مشتریان با محدودیت، کندی یا قطعی کامل مواجه شده، بسیاری از فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، کافه‌ها، مراکز آموزشی، آرایشگاه‌ها، داروخانه‌ها، کلینیک‌ها و کسب‌وکارهای خدماتی دوباره به سراغ ابزاری رفته‌اند که مدت‌ها تصور می‌شد عصر طلایی آن تمام شده است: «پیامک تبلیغاتی»

این بازگشت، فقط بازگشت به یک ابزار بازاریابی نیست؛ تصویری از عقب‌گرد اجباری بازار در شرایطی است که اینترنت، به جای یک امکان اضافه، به زیرساخت حیاتی کسب‌وکار تبدیل شده بود.

گزارش‌های بین‌المللی نیز از آسیب جدی قطعی اینترنت به اقتصاد دیجیتال ایران نوشته‌اند؛ آسوشیتدپرس در گزارشی تازه تأکید کرده که محدودیت‌های طولانی‌مدت اینترنت، کسب‌وکارهای وابسته به پلتفرم‌های آنلاین را با افت درآمد، تعدیل نیرو و از دست رفتن مسیر ارتباط با مشتری مواجه کرده است.

وقتی استوری خاموش شد، پیامک روشن شد

تا همین چند ماه پیش، برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، تبلیغ یعنی استوری اینستاگرام، پست اسپانسری، کانال تلگرامی، پیام واتس‌اپی، همکاری با بلاگرها، لینک خرید، کمپین تخفیف آنلاین و ترافیک گرفتن از شبکه‌های اجتماعی. حتی بسیاری از مشاغل سنتی که شاید سایت فعالی نداشتند، دست‌کم یک صفحه اینستاگرام را به عنوان ویترین اصلی خود اداره می‌کردند.

رستوران‌ها منوی روزانه را در استوری می‌گذاشتند، آرایشگاه‌ها نمونه‌کار منتشر می‌کردند، فروشگاه‌های پوشاک از طریق دایرکت سفارش می‌گرفتند، مراکز آموزشی ثبت‌نام دوره‌ها را با لینک پرداخت پیش می‌بردند و کلینیک‌ها یادآوری وقت یا اطلاع‌رسانی خدمات خود را از مسیر پلتفرم‌های آنلاین انجام می‌دادند.

اما وقتی اینترنت بین‌الملل از دسترس عمومی خارج شد، این زنجیره به‌هم ریخت. تبلیغاتی که قرار بود در استوری دیده شود، دیده نشد. لینکی که باید باز می‌شد، باز نشد. مشتری‌ای که باید در دایرکت پیام می‌داد، دیگر آنجا نبود. فروشنده‌ای که تا پیش از این با یک پست، چند ده سفارش می‌گرفت، ناگهان با سکوتی روبه‌رو شد که از جنس رکود معمول بازار نبود؛ سکوتی بود ناشی از قطع مسیر ارتباط.

در چنین فضایی، پیامک تبلیغاتی دوباره به عنوان راهی ساده، مستقیم و بدون وابستگی به اینترنت بین‌الملل به میدان تبلیغات بازگشت. کسب‌وکارها فهمیدند اگر مشتری به اینستاگرام نمی‌رسد، شاید هنوز پیامک را ببیند. اگر سایت باز نمی‌شود، شاید بتوان با یک جمله کوتاه به او یادآوری کرد که فروشگاه هنوز فعال است. اگر کانال تلگرام بی‌اثر شده، شاید یک پیامک بتواند خبر بدهد که «ما هنوز هستیم.»

یکی از فروشندگان پوشاک در تهران می‌گوید: «قبلاً اگر تخفیف می‌گذاشتیم، کافی بود در اینستاگرام استوری کنیم. الان خیلی از مشتری‌ها اصلاً نمی‌بینند. مجبور شدیم دوباره شماره‌های قدیمی را مرتب کنیم و از پنل پیامکی استفاده کنیم. فروش مثل قبل نیست، اما حداقل مشتری یادش می‌افتد که ما تعطیل نکرده‌ایم.» همین جمله، شاید خلاصه وضعیت این روزهای بخش بزرگی از بازار باشد؛ بازاری که فقط برای فروش نمی‌جنگد، برای فراموش نشدن هم تلاش می‌کند.

پنل‌هایی که دوباره مشتری پیدا کردند

بازگشت پیامک تبلیغاتی، فقط در رفتار صاحبان مشاغل دیده نمی‌شود؛ خود شرکت‌های ارائه‌دهنده پنل پیامکی نیز در این روزها با ادبیاتی فعال‌تر و وعده‌هایی متناسب با نیاز جدید بازار ظاهر شده‌اند. شعارهایی از جنس «ارائه خط خدماتی بدون نیاز به سفته برای عبور از بلک‌لیست مخابراتی»، «جدیدترین بانک شماره شهرها به تفکیک منطقه، اصناف، جنسیت و سن»، «کمترین تعرفه ارسال پیامک در ایران»، «اپلیکیشن ارسال پیامک ویژه اندروید و IOS» و «امکان ارسال پیامک حتی به یک شماره» حالا در فضای تبلیغاتی این شرکت‌ها پررنگ‌تر از قبل به چشم می‌آید.

پنل‌های پیامکی معمولاً با طرح‌های متنوعی عرضه می‌شوند؛ از بسته‌های ارزان چند صد هزار تومانی تا پنل‌های حرفه‌ای‌تر که قیمت آنها به حدود چند میلیون تومان هم می‌رسد. تفاوت این طرح‌ها در امکاناتی مثل ارسال انبوه، ارسال منطقه‌ای، دسترسی به بانک شماره، تفکیک مخاطبان بر اساس شهر و کدپستی، امکان پاسخگویی خودکار یا همان منشی پیامکی، گزارش‌گیری، ارسال از طریق اپلیکیشن، اتصال به وب‌سرویس و استفاده از خطوط خدماتی یا تبلیغاتی است.

به زبان ساده، کسب‌وکاری که تا دیروز برای دیده‌شدن به الگوریتم اینستاگرام، تبلیغات پلتفرمی یا رفتار کاربران شبکه‌های اجتماعی وابسته بود، امروز می‌تواند با پرداخت هزینه، پیام خود را به گروهی از شماره‌های موبایل در یک منطقه، صنف یا محدوده جغرافیایی خاص یا مشتریان قبلی خود ارسال کند.

با این حال، وقتی مسیرهای اصلی تبلیغاتی از کار می‌افتد، حتی ابزار پرهزینه‌تر نیز می‌تواند برای برخی صاحبان مشاغل منطقی به نظر برسد. یک مدیر کافه در مرکز تهران می‌گوید: «ما قبلاً برنامه‌های آخر هفته و منوی جدید را در اینستاگرام اعلام می‌کردیم. الان برای معرفی ساعت کاری، تخفیف صبحانه و محصولات جدید پیامک می‌فرستیم. شاید همه نخوانند، اما همان چند درصدی که برمی‌گردند برای ما مهم‌اند.»

از تخفیف رستوران تا یادآوری دندان‌پزشکی

نوع پیامک‌هایی که این روزها از سوی کسب‌وکارها ارسال می‌شود، نشان می‌دهد بازار در حال آزمون‌وخطای دوباره با یک ابزار قدیمی است. بخشی از پیامک‌ها کاملاً فروش‌محورند؛ رستوران‌ها بازه زمانی مشخصی تعیین می‌کنند و با تخفیف‌های ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار تومانی، مشتری را به سفارش غذا یا حضور در سالن دعوت می‌کنند. در برخی موارد، پیامک بعدی نه برای معرفی تخفیف، بلکه برای یادآوری نزدیک شدن به پایان اعتبار کد تخفیف ارسال می‌شود؛ همان تکنیکی که در بازاریابی دیجیتال برای ایجاد فوریت و ترس از دست دادن فرصت استفاده می‌شد، حالا در قالب چند خط پیامک برگشته است.

گروه دیگری از پیامک‌ها بیشتر جنبه اطلاع‌رسانی دارند. متن‌هایی از این جنس که «سایت ما دوباره قابل دسترسی است»، «قیمت‌های ما حراج شده»، «به ما سر بزنید» یا «ما را فراموش نکنید» در واقع کمتر شبیه تبلیغ کلاسیک و بیشتر شبیه تلاش برای بازیابی ارتباط قطع‌شده با مشتری است. کسب‌وکارهایی که پیش‌تر مشتریانشان را از طریق سایت، شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان‌ها جذب می‌کردند، حالا با پیامک خبر می‌دهند که هنوز فعال‌اند، هنوز محصول دارند و هنوز می‌توان از آنها خرید کرد.

در آرایشگاه‌ها، فروشگاه‌ها و مراکز آموزشی، پیامک‌ها بیشتر بر ثابت ماندن قیمت‌ها، ادامه خدمات با تعرفه قبلی یا آغاز ثبت‌نام دوره‌ها متمرکز است. این گروه از کسب‌وکارها می‌دانند که در شرایط تورمی و بی‌ثبات، «افزایش ندادن قیمت» خودش به یک پیام تبلیغاتی تبدیل شده است. داروخانه‌ها و فروشندگان مکمل‌های دارویی نیز ساعت کاری، موجودی محصولات جدید یا امکان مشاوره و سفارش را از طریق پیامک اعلام می‌کنند. کافه‌ها از منوی جدید و ساعت فعالیت می‌نویسند، کلینیک‌ها خدمات قابل ارائه را یادآوری می‌کنند و مراکز آموزشی تلاش می‌کنند دانشجو یا هنرجوی بالقوه را از دست ندهند.

در این میان، برخی تجربه‌ها نشان می‌دهد که گردآوری شماره‌ها نیز شکل تازه‌ای پیدا کرده است. در یک نمونه که از یکی از مراکز دندان‌پزشکی تهران نقل می‌شود، تماس تلفنی با مجموعه می‌توانست باعث شود شماره تماس فرد در فهرست پیامک‌گیران قرار بگیرد و بعد از آن پیامک‌های تبلیغاتی، یادآوری خدمات یا پیشنهادهای دوره‌ای برای او ارسال شود. این روش اگرچه برای کسب‌وکارها وسوسه‌برانگیز است، اما از منظر حریم خصوصی و رضایت مخاطب، محل بحث جدی است؛ زیرا مشتری ممکن است صرفاً برای پرسیدن یک سؤال تماس گرفته باشد، نه برای عضویت در فهرست تبلیغاتی.

یک منشی کلینیک زیبایی در غرب تهران می‌گوید: «وقتی مشتری تماس می‌گیرد، اگر اجازه بدهد شماره‌اش را برای اطلاع‌رسانی نگه می‌داریم. قبلاً بیشتر واتس‌اپ می‌فرستادیم، الان پیامک تنها راه شد. مخصوصاً برای یادآوری وقت، تخفیف خدمات یا معرفی پکیج‌های جدید.» همین روایت نشان می‌دهد پیامک، در شرایط فعلی، فقط ابزار جذب مشتری تازه نیست؛ ابزار حفظ ارتباط با مشتریان قدیمی هم هست.

ابزار قدیمی، مسئله جدید: مردم پیامک تبلیغاتی را می‌خوانند؟

با همه اینها، بازگشت پیامک تبلیغاتی به معنای موفقیت قطعی آن نیست. مسئله اصلی این است که مردم در سال‌های گذشته عادت کرده‌اند پیامک‌های تبلیغاتی را نادیده بگیرند. بسیاری از کاربران، پیامک‌های ناشناس یا تبلیغاتی را حتی باز نمی‌کنند. بخشی از شماره‌ها در فهرست سیاه تبلیغاتی قرار دارند. بخشی از مخاطبان از دریافت پیامک‌های ناخواسته ناراضی‌اند و بخشی دیگر اساساً اعتماد چندانی به متن‌های کوتاه تبلیغاتی ندارند.

به همین دلیل، پیامک در شرایط فعلی بیش از آنکه یک جایگزین کامل برای بازاریابی دیجیتال باشد، یک راه‌حل اضطراری است؛ راه‌حلی برای زمانی که راه‌های بهتر، تعاملی‌تر و قابل‌اندازه‌گیری‌تر از دسترس خارج شده‌اند. در شبکه‌های اجتماعی، کسب‌وکار می‌تواند تصویر محصول را نشان دهد، نظر مشتریان را منتشر کند، لینک خرید بگذارد، به دایرکت پاسخ دهد، مخاطب را درگیر کند و بازخورد فوری بگیرد. اما در پیامک، همه چیز به چند جمله کوتاه، یک شماره تماس یا یک لینک خلاصه می‌شود؛ آن هم در شرایطی که ممکن است همان لینک برای بخشی از کاربران باز نشود.

با این حال پیامک شاید نتواند جای اینستاگرام و فروش آنلاین را بگیرد، اما می‌تواند در وضعیت اضطراری، یک نخ باریک ارتباطی میان فروشنده و مشتری باقی بگذارد.

پیامک، نشانه بقاست نه رونق

آنچه امروز در بازار پیامک تبلیغاتی دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه رونق باشد، نشانه تلاش برای بقاست. قطعی اینترنت بین‌الملل و بحث اینترنت طبقاتی، فقط یک مسئله فنی یا ارتباطی نیست؛ مستقیماً به حقوق اولیه شهروندی، آزادی دسترسی به اطلاعات، عدالت اقتصادی و امکان فعالیت برابر برای کسب‌وکارها گره خورده است. وقتی برخی گروه‌ها یا شرکت‌ها دسترسی ویژه دارند و بخش بزرگی از مردم و صاحبان مشاغل از دسترسی پایدار محروم‌اند، رقابت اقتصادی نیز نابرابر می‌شود.

کسب‌وکاری که با مشتری بین‌المللی کار می‌کند، فروشنده‌ای که روی اینستاگرام زندگی اقتصادی ساخته، معلمی که کلاس آنلاین دارد، پزشکی که نوبت‌دهی دیجیتال کرده، و تولیدکننده‌ای که بازارش را از شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده، در چنین شرایطی فقط با کندی اینترنت مواجه نیست؛ با قطعی اینترنت و در نتیجه آن تهدید معیشت روبه‌روست.

در چنین وضعیتی، بازگشت به پیامک شاید از نظر برخی یک راهکار عملی باشد، اما نباید اصل مسئله را پنهان کند. اینکه بازار ناچار شده به ابزارهای پیش از اینترنت برگردد، خود نشانه عقب‌رفت است. پیامک می‌تواند کمک کند مشتری فراموش نکند، اما نمی‌تواند اقتصاد دیجیتال را زنده نگه دارد. می‌تواند تخفیف رستوران را اعلام کند، اما نمی‌تواند جای پلتفرم سفارش آنلاین را بگیرد. می‌تواند ساعت کاری داروخانه را بگوید، اما نمی‌تواند زنجیره کامل اطلاع‌رسانی، پرداخت، مشاوره و ارسال را بازسازی کند. می‌تواند مشتری را به یاد یک فروشگاه بیندازد، اما نمی‌تواند اعتماد ازدست‌رفته ناشی از قطع ارتباط را ترمیم کند.

با این حال، در منطق روزمره بازار، گاهی همین ابزار ناقص هم ارزشمند است. صاحبان مشاغل نمی‌توانند منتظر بمانند تا اتصال دوباره برقرار شود و بعد به فکر مشتری بیفتند. آنها باید در فاصله قطع و وصل، در فاصله فراموشی و یادآوری، در فاصله سکوت و بازگشت، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند. پیامک تبلیغاتی در این روزها دقیقاً در همین نقطه ایستاده است؛ نه راه‌حل نهایی، نه جایگزین اینترنت، نه ابزار معجزه‌گر فروش، بلکه علامتی کوچک از مقاومت بازار در برابر خاموشی ارتباط.

اگر روزی اینترنت دوباره به شکل پایدار و آزاد در دسترس قرار گیرد، احتمالاً بسیاری از این کسب‌وکارها دوباره به همان مسیرهای آشنای دیجیتال برمی‌گردند؛ به استوری، پست، کانال، دایرکت، لینک خرید، تبلیغات هدفمند و ارتباط تعاملی با مشتری. اما تجربه این دو ماه و نیم نشان داد که بازار ایران، وقتی از مسیرهای مدرن ارتباطی محروم می‌شود، ناچار است به حافظه قدیمی خود رجوع کند. حافظه‌ای که در آن پیامک هنوز زنده است؛ کوتاه، مستقیم، گاهی مزاحم، گاهی بی‌اثر، اما در روزهای بی‌اینترنتی، برای بسیاری از کسب‌وکارها تنها صدایی است که می‌تواند به گوشی مشتری برسد.

منبع: اقتصادنیوز

منبع: رکنا

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا