امیرحسین حکمتنیا، پژوهشگر گردشگری و میراث فرهنگی و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با تأکید بر اینکه صرف تاریخی بودن یک بنا یا جاذبه برای قرار گرفتن آن در چرخه گردشگری کافی نیست، گفت: یک جاذبه زمانی میتواند بهصورت بالفعل در خدمت گردشگری و اقتصاد قرار گیرد که مجموعهای از خدمات، مناسبسازیها و زیرساختهای لازم در کنار آن فراهم شده باشد.
حکمتنیا در تشریح مفهوم «گردشگرپذیری» اظهار کرد: ممکن است آمار گردشگران در یک نقطه در سطح خاصی قرار داشته باشد، اما آن نقطه به هیچ عنوان آماده پذیرش گردشگر نباشد. در چنین شرایطی، با یک جاذبه بالقوه مواجه هستیم که زمانی بالفعل میشود که یکسری خدمات در کنار آن ارائه شود.
وی افزود: یک بنای تاریخی صرفاً به واسطه اینکه تاریخی است، یا حتی بخشی از یک بافت صرفاً به دلیل تاریخی بودن، الزاماً نمیتواند گردشگر جذب کند. عناصر مختلفی وجود دارد که میتواند ظرفیت یک بنا یا جاذبه را تقویت کرده و آن را وارد چرخه گردشگری کند.
این پژوهشگر گردشگری و میراث فرهنگی با اشاره به ظرفیتهای گردشگری ادبی گفت: برای نمونه، سعدیه میتواند در حوزه گردشگری ادبی مورد توجه قرار گیرد و همین ظرفیت میتواند مبنای معرفی و توسعه گردشگری این مکان باشد.
اما ثبت ملی بهتنهایی کافی نیست
حکمتنیا با اشاره به تنوع میراث تاریخی و طبیعی کشور اظهار کرد: تعداد بسیار زیادی بنای تاریخی ثبتشده در فهرست آثار ملی داریم و در کنار آن، تعدادی از آثار و جاذبههای طبیعی بهعنوان میراث طبیعی ملی ثبت شدهاند. علاوه بر اینها، انواع آداب و رسوم و میراث معنوی و ناملموس مردم خودبهخود میتواند بهعنوان یک جاذبه به شمار رود.
وی ادامه داد: با این حال، زمانی میتوانیم بگوییم این جاذبهها در خدمت اقتصاد و گردشگری قرار گرفتهاند که از قالب صرفاً تاریخی خارج شوند و با ارائه یکسری خدمات، مناسبسازیها و بسترسازیها، بهعنوان جاذبه بالفعل گردشگری مورد استفاده قرار گیرند.
این استاد دانشگاه، نخستین گام در این مسیر را مرمت بناهای تاریخی دانست و گفت: ابتدای امر این است که بناها مرمت شوند، مسیرهای دسترسی به آنها فراهم شود، مناسبسازی و فضاسازی برای جذب گردشگر انجام گیرد و حریم حضور گردشگر نسبت به بنای تاریخی تعریف شود؛ بهگونهای که هم افراد بتوانند از بنا بهرهمند شوند و هم بناهای تاریخی ما آسیب نبینند.
حضور راهنمایان آموزشدیده در بناهای تاریخی ضروری است
حکمتنیا با تأکید بر اهمیت نیروی انسانی در فرآیند گردشگری افزود: در کنار این موارد باید افراد آموزشدیده در محل مستقر باشند تا به ارائه خدمات بپردازند؛ از جمله راهنمایان گردشگری و افرادی که مدیریت مکان تاریخی و مدیریت جاذبه گردشگری را برعهده دارند.
وی یکی دیگر از الزامات فعال شدن جاذبههای تاریخی را تبلیغات و اطلاعرسانی دانست و گفت: از تکنیکهایی مانند محصولات چاپی، تبلیغات رسانهای، استفاده از هوش مصنوعی و تکنیکهای فناوری اطلاعات باید استفاده کرد تا همه ظرفیتها بتوانند به معرفی، تبلیغات و جذب گردشگر کمک کنند.
این پژوهشگر گردشگری ادامه داد: وقتی افراد به یک جاذبه تاریخی مراجعه میکنند، باید از ابتدا تا انتهای مسیر برای آنها تعریف شده باشد؛ از پرداخت ورودی گرفته تا مسیر حرکت گردشگر، مسیرهای توقف و حتی فضاهای استراحت. باید فضاهایی ایجاد شود که گردشگر بتواند در آن خرید کند، یک نوشیدنی بنوشد و استراحت کند، مدتی در بنا بماند و به خلق تجربه و دریافت احساس از بناهای تاریخی بپردازد.
حکمتنیا گفت: مخاطبان و افراد مرتبط میتوانند بررسی کنند با حداقلهای مطرح شده، کدامیک از بناهای تاریخی این ویژگیها را بهطور کامل دارند. فکر میکنم صرف داشتن تاریخ و شهرت یک بنا نمیتواند به جذب گردشگر کمک کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به وجود بناها و جاذبههای متعدد بدون زیرساخت مناسب گفت: چهبسا شما بناهای متعددی اعم از خانههای تاریخی، مقابر مشاهیر، مساجد و مدارس تاریخی یا حتی جاذبههای طبیعی و دیگر جاذبهها داشته باشید، اما مسیر مناسبی برای آنها تعریف نشده باشد یا اصلاً در چرخه گردشگری گم باشند و کسی از وجود آنها اطلاعی نداشته باشد.
پاسخ به انتقاد درباره نبود راهنما در جاذبههای شیراز
این پرسش مطرح شد که با اشاره به نبود افراد آموزشدیده برای ارائه توضیحات و راهنمایی در برخی جاذبهها، از جمله تخت جمشید، مسجد نصیرالملک، حافظیه و سعدیه، نبود چنین نیروهایی چه میزان میتواند به بناهای تاریخی آسیب بزند.
حکمتنیا در پاسخ گفت: اتفاقاً به نظر من جستوجو در این زمینه باید ادامه پیدا کند؛ چراکه بناهای تاریخی بسیار زیادی داریم که راهنما ندارند، اما مثالهایی که مطرح کردید، اتفاقاً از جمله مکانهایی هستند که راهنما دارند. راهنمایان در ورودی تخت جمشید مستقر هستند و در قسمت بلیتفروشی و بخش بالایی محوطه یگان حفاظت آموزشدیده مستقر شده است. در مسجد نصیرالملک نیز افراد آموزش دیده از بنا مراقبت میکنند.
این پژوهشگر گردشگری و میراث فرهنگی اضافه کرد: البته این موارد را باید خود سازمان میراث فرهنگی گزارش کند یا بنیاد پژوهشی درباره آنها گزارش ارائه دهد.
حکمتنیا با این حال تأکید کرد که مشکل نبود راهنمای آموزشدیده در بسیاری از بناهای تاریخی همچنان وجود دارد و گفت: بناهای بسیار دیگری داریم که این ویژگی را ندارند. حتی مجموعه زندیه راهنمایان مستقر دارد و حافظیه و سعدیه نیز راهنمای ادبی مستقر دارند، اما بناهای بسیار دیگری هستند که از این ویژگی برخوردار نیستند.
![]()
خانه نیما، خانه سیمین و جلال و گورستانهای تاریخی؛ نمونههایی از جاذبههای بالقوه
این پژوهشگر گردشگری با اشاره به گستردگی این مسئله در کشور اظهار کرد: اگر به بناهای تاریخی ما در کل کشور نگاه کنید، تعداد زیادی از آنها چنین شرایطی دارند.
وی با طرح نمونههایی از تهران گفت: در همان تهران که درباره آن صحبت میکنیم، آیا در بناهای تاریخی راهنما داریم؟ در بسیاری از موارد پاسخ منفی است.
حکمتنیا ادامه داد: آیا مثلاً در جایی مانند خانه نیما یوشیج راهنمای آموزشدیده داریم؟ یا با توجه به اینکه بنده دبیر میز ملی گردشگری ادبی هستم، آیا در خانه سیمین و جلال، غیر از یکسری توضیحات درباره اتاقها و قفسهها، راهنمای آموزشدیده داریم؟
وی سپس به گورستانهای تاریخی اشاره کرد و گفت: آیا در بستری مانند گورستانهای تاریخی ما که این همه مشاهیر در داخل آنها دفن هستند، مناسبسازی و تعریف دقیقی از ورود گردشگر و ساعات بازدید وجود دارد؟
این استاد دانشگاه با طرح پرسشی درباره گورستان ظهیرالدوله افزود: آیا میتوانید همین الان به گورستان ظهیرالدوله بروید و در بالای مقبره یکی از مشاهیر آنجا تور ببرید؟
![]()
«بسترسازی گردشگری» شرط تبدیل جاذبه بالقوه به جاذبه بالفعل است
حکمتنیا در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: ما به این اقدامات «بسترسازی گردشگری» میگوییم؛ یعنی مجموعه اقداماتی که لازم است انجام شود تا یک جاذبه بالقوه به جاذبه بالفعل گردشگری تبدیل شود.در غیر اینصورت، یک قبر یا یک خانه تاریخی در گوشهای باقی میماند و صرفاً یک جاذبه بالقوه گردشگری خواهد بود.
این پژوهشگر گردشگری و میراث فرهنگی در ادامه گفت: هدف از بالفعل کردن این ظرفیتها این است که از قبل و در کنار آنها، مردم بتوانند از نظر اقتصادی منتفع شوند، اقتصاد مردم محلی رونق بگیرد، جاذبه پیشرفت کند و هنرمندان نیز در آنجا مستقر شوند.
حکمتنیا تأکید کرد: بنابراین، صرف ثبت یک اثر، تاریخی بودن یک بنا یا حتی شهرت آن، بهتنهایی برای قرار گرفتن آن در چرخه گردشگری کافی نیست؛ بلکه مجموعهای از مرمت، دسترسی، مناسبسازی، فضاسازی، تعیین حریم، حضور نیروهای آموزشدیده، مدیریت جاذبه، تبلیغات و اطلاعرسانی، استفاده از فناوریهای نوین، تعریف مسیر گردشگر، ایجاد امکانات توقف و استراحت و در نهایت خلق تجربه برای گردشگر لازم است تا یک ظرفیت تاریخی، طبیعی یا فرهنگی از حالت بالقوه خارج شده و به یک جاذبه بالفعل گردشگری تبدیل شود.
منبع: رکنا




