اقتصادی

نجات زنجیره فولاد از قفل نقدینگی با گردش سرمایه موجود/ درحال تکمیل…

فرهاد نیلی، اقتصاددان، با تأکید بر ضرورت بازتعریف نگاه به زنجیره فولاد گفت: زنجیره فولاد را باید از زاویه‌ای فراتر از زنجیره فیزیکی دید؛ چراکه این صنعت در واقع یک اکوسیستم یکپارچه از جریان کالا، نقد، اعتبار و اطلاعات است که در تعامل با یکدیگر ارزش خلق و منتقل می‌کنند.

نیلی در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» اظهار کرد: زمانی که از تاب‌آوری زنجیره فولاد صحبت می‌کنیم، معمولاً تمرکز بر ابعاد فیزیکی زنجیره است، در حالی که حلقه‌های ضعیف در جریان نقد و اطلاعات نیز می‌توانند تاب‌آوری کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهند.

وی افزود: مدیریت یکپارچه جریان کالا، نقد و اطلاعات، پایه خلق ارزش، افزایش بهره‌وری و آزادسازی سرمایه در زنجیره فولاد است و در این میان فناوری و اطلاعات اهمیت ویژه‌ای دارند. صنعت فولاد باید بتواند داده تولید کند و بر مبنای اطلاعات به‌روز تصمیم بگیرد.

این اقتصاددان با اشاره به شرایط تأمین مالی در اقتصاد ایران گفت: با توجه به وضعیت تورم، نقدینگی و ترازنامه بانک‌ها، نمی‌توان انتظار داشت مشکل تأمین مالی صنعت صرفاً از طریق مذاکره با بانک‌ها حل شود. در این شرایط، نیازمند یک «پارادایم شیفت» در تأمین مالی هستیم.

نیلی تأکید کرد: اگر این تغییر پارادایم اتفاق نیفتد، محدودیت ترازنامه بانک‌ها به مانعی جدی برای تأمین مالی صنعت تبدیل خواهد شد. بنابراین باید به سمت کاهش نیاز صنعت به پول بانکی حرکت کنیم.

وی چهار جریان «کالا، نقد، اعتبار و داده» را اجزای اصلی اکوسیستم صنعت فولاد دانست و گفت: این چهار جریان درهم‌تنیده‌اند و باید به‌صورت همزمان رصد و مدیریت شوند. زنجیره فولاد در واقع شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته برای خلق ارزش پایدار است و نمی‌توان هر یک از این جریان‌ها را جدا از دیگری بررسی کرد.

نیلی با اشاره به ویژگی‌های اقتصاد فولاد اظهار کرد: این صنعت بر چرخه‌های مالی طولانی، نیاز مستمر به سرمایه و مواجهه با ریسک‌ها و نوسانات متعدد بنا شده است. ریسک را می‌توان مدیریت کرد، اما عدم‌اطمینان قابل مدیریت نیست و در شرایط فعلی اقتصاد کشور، بخشی از این عدم‌اطمینان در بطن اقتصاد وجود دارد.

وی افزود: در شرایط کنونی کشور، اولویت صنعت فولاد نمی‌تواند صرفاً رشد باشد؛ بلکه باید حفظ سطح فعلی تولید و اشتغال در دستور کار قرار گیرد.

این اقتصاددان همچنین بر ضرورت به‌روزرسانی ابزارهای تصمیم‌گیری تأکید کرد و گفت: مهم‌ترین موضوع این است که داشبوردهای اطلاعاتی گذشته دیگر کافی نیستند و باید به اطلاعات به‌روز و دقیق دسترسی داشت.

نیلی در ادامه، آزادسازی سرمایه‌های محبوس در زنجیره را یکی از راهکارهای افزایش تاب‌آوری دانست و گفت: در شرایط ایران، اکوسیستم اقتصاد سرمایه در گردش می‌تواند با به‌گردش درآوردن هوشمند سرمایه محبوس در زنجیره و کاهش نیاز به نقدینگی جدید، تاب‌آوری و ظرفیت رشد را افزایش دهد.

وی تصریح کرد: نسخه ایرانی اقتصاد سرمایه در گردش، بیش از آنکه بر تأمین پول جدید متکی باشد، باید بر آزادسازی نقدینگی موجود، گردش اعتبار و افزایش سرعت گردش سرمایه در اکوسیستم اقتصادی استوار شود.

نیلی در پایان با اشاره به تجربه تأمین مالی زنجیره‌ای (SCF) گفت: SCF به‌تنهایی معجزه نمی‌کند؛ این ابزار زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که در چرخه واقعی اقتصاد قرار گیرد و جریان نقد، اعتبار، کالا و اطلاعات به‌صورت هماهنگ در زنجیره به گردش درآیند.

قسمت دوم

فرهاد نیلی، اقتصاددان، در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» با اشاره به ضعف ارتباط میان بازار سرمایه، صنعت و زنجیره تأمین، گفت: در اقتصاد کشور، اجزای اصلی این چرخه از جمله صنعت و بازار سرمایه وجود دارند، اما حلقه‌ای که باید این اجزا را به یکدیگر متصل کند، به‌درستی کار نمی‌کند.

نیلی توضیح داد که مسئله اصلی، نبود کامل زنجیره نیست؛ بلکه ضعف در سازوکاری است که باید اطلاعات را در طول زنجیره جمع‌آوری و به یکدیگر متصل کند. به گفته او، داده‌هایی مانند زمان انجام معامله، زمان پرداخت و وضعیت تعهدات مالی باید در یک سیستم یکپارچه جمع شود تا بتوان از این اطلاعات برای تصمیم‌گیری، تأمین مالی و مدیریت ریسک استفاده کرد. به بیان دیگر، اقتصاد به یک «موتور» نیاز دارد؛ موتوری که ترکیبی از فناوری، داده و سازوکارهای مالی باشد و بتواند میان صنعت و بازار سرمایه ارتباط برقرار کند.

او با اشاره به تجربه بنگاه‌ها در سال‌های گذشته، افزایش هزینه سرمایه را یکی از عوامل محدودکننده انعطاف‌پذیری بنگاه‌ها دانست. در شرایطی که نقدینگی ارزان در دسترس نیست و هزینه تأمین مالی افزایش یافته، ریسک عملیاتی بنگاه‌ها بالا رفته و توان آنها برای واکنش به تغییرات بازار کاهش پیدا کرده است. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با تغییر مدیران یا تصمیم‌های کوتاه‌مدت، مسئله ساختاری صنایع حل شود.

به گفته نیلی، تفاوت میان زنجیره‌های صنعتی نیز باید در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. ساختار و نیازهای صنعت پتروشیمی با صنعت نساجی یکسان نیست و هر زنجیره، فاصله و مسائل خاص خود را دارد. بنابراین، به جای نسخه واحد، باید برای زنجیره‌های مختلف نهادسازی و سازوکارهای متناسب طراحی شود. در این میان، صرفاً حضور کارشناس کافی نیست؛ تأمین نقدینگی، تأمین سرمایه، دسترسی به داده و طراحی ابزارهای مالی باید همزمان در کنار یکدیگر قرار گیرند.

این اقتصاددان در ادامه به مسئله رشد در اقتصاد ایران پرداخت و گفت تا زمانی که بخش مهمی از ظرفیت کشور صرف دفاع و عبور از شرایط بحرانی می‌شود، طبیعی است که امکان حرکت کامل به سمت پارادایم مدیریت توسعه وجود نداشته باشد. اما زمانی که از این مرحله عبور شود، باید بتوان منابع و ظرفیت‌های اقتصادی را منضبط و هدفمند به سمت رشد هدایت کرد. به‌ویژه آنکه در اقتصاد ایران با منابع و سرمایه‌هایی در مقیاس چند صد میلیارد دلار مواجهیم و نحوه تصمیم‌گیری درباره این منابع، اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

نیلی همچنین بر ضرورت ایجاد انضباط در زنجیره تأمین تأکید کرد. از نگاه او، ابزارهایی مانند محدود کردن یا خارج کردن موقت یک بنگاه از زنجیره می‌تواند بخشی از سازوکار حکمرانی زنجیره باشد؛ مشروط بر اینکه این محدودیت دائمی نباشد و بنگاه پس از اصلاح عملکرد خود بتواند به زنجیره بازگردد. بنابراین، مسئله صرفاً شکایت از «حکمران» نیست؛ چرا که خود زنجیره‌های بزرگ نیز بخشی از نظام حکمرانی اقتصادی هستند.

او مسئولیت اجتماعی شرکت‌های بزرگ را نیز فراتر از اقدامات متعارف دانست و تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های اجتماعی شرکت‌های بزرگ، ایجاد «بهداشت اعتباری» در داخل زنجیره است. شرکت‌های بزرگ به دلیل جایگاهی که در زنجیره دارند، ابزارهای لازم برای تشویق، تنبیه و تنظیم رفتار اعضای زنجیره را در اختیار دارند. بنابراین می‌توان از این ظرفیت برای ایجاد انضباط اعتباری، کاهش ریسک و بهبود عملکرد کل زنجیره استفاده کرد.

در نهایت، از نگاه نیلی، مسئله اصلی به معماری نظام اقتصادی بازمی‌گردد؛ معماری‌ای که در آن داده، فناوری، تأمین مالی و تصمیم‌گیری به یکدیگر متصل شوند. اگر این حلقه شکل نگیرد، صنعت و بازار سرمایه هرکدام به‌صورت جداگانه به فعالیت خود ادامه می‌دهند، اما موتور اصلی که باید این دو را به یکدیگر متصل کرده و منابع را به سمت رشد هدایت کند، همچنان خاموش خواهد ماند.

قسمت سوم

فرهاد نیلی، اقتصاددان، در همایش صنعت فولاد با تأکید بر ضرورت افزایش سرعت گردش سرمایه در این صنعت گفت: گردش سریع‌تر سرمایه، ایجاد نقدینگی پایدار، کاهش ریسک و افزایش سودآوری، از مهم‌ترین عوامل ایجاد مزیت رقابتی در صنعت فولاد است.

وی با اشاره به اهمیت مدیریت جریان نقدینگی در زنجیره فولاد اظهار کرد: چهار محور مدیریت سرمایه در گردش، تأمین مالی زنجیره تأمین، خزانه‌داری هوشمند و بهینه‌سازی جریان نقدی می‌تواند نقش مهمی در حل چالش‌های مالی صنعت فولاد و نجات این صنعت از قفل‌شدگی سرمایه داشته باشد.

نیلی افزود: در حال حاضر فرصت مناسبی برای اصلاح حکمرانی مالی ایجاد شده است و می‌توان بخشی از فرآیندهای پرداخت و دریافت را به‌صورت آفلاین انجام داد. در این زمینه نیز تجربه‌های موفقی در جهان وجود دارد که می‌توان از آنها برای بهبود نظام مالی صنعت فولاد استفاده کرد.

در ادامه این نشست، مهندس سنایی نیز با اشاره به ضرورت توسعه زیرساخت‌های مالی و دیجیتال در صنعت فولاد اظهار کرد: پیاده‌سازی پنج پلتفرم WCI، TCE، Finance Digital Platform، IHB و Smart Treasury در صنعت فولاد ضروری است و می‌تواند به افزایش شفافیت، سرعت گردش نقدینگی و بهبود مدیریت مالی در این زنجیره کمک کند.

وی با بیان اینکه بیشترین قفل‌شدگی سرمایه در حلقه‌های فولادسازی و مطالبات از مشتریان اتفاق می‌افتد، گفت: هدف اصلی باید کاهش زمان چرخه نقد و آزادسازی سرمایه محبوس در زنجیره فولاد باشد؛ موضوعی که می‌تواند به تأمین نقدینگی و افزایش بهره‌وری این صنعت کمک کند.

سنایی در پایان تأکید کرد: نباید فراموش کرد که هوش و داده، فرآیندها را به یکدیگر متصل می‌کنند و نقدینگی را به ارزش تبدیل خواهند کرد.

در حال تکمیل …

منبع: اکوایران

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا