به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، ماجرا دیگر فقط گران شدن یک قالب پنیر یا مرغ و گوشت نیست؛ بحران به کف سفره و نان شب رسیده است. وقتی آمارهای رسمی نشان میدهند تورم خوراکیها در دو دهک اول جامعه از ۱۰۰ درصد عبور کرده و در ۹ استان کشور کالاهای اساسی افزایش قیمتی چندبرابری را تجربه کردهاند، یعنی بیش از ۱۷ میلیون ایرانی حالا برای سیر کردن شکم خود نیمی از توان سال گذشتهشان را هم ندارند. در این شرایط، خطر بیخ گوش آینده کشور است: «فقر غذایی» و رفتن به سمت «کالریهای تهی»؛ تلهای که میتواند نسلی کمتوان، مبتلا به کوتاهی قد و درگیر با انواع بیماریهای مزمن برجای بگذارد.
سفرههایی که آب رفتند؛ ناتوانی ۱۷ میلیون نفر در خرید پروتئین
تورم نقطهبهنقطه مردادماه در مرز ۸۹ درصد ایستاد، اما بار اصلی این جهش قیمتی بر دوش بخش خوراکیها آوار شد؛ همان سبدی که فقیرترین خانوادهها بخش اعظم درآمد اندک خود را خرج آن میکنند. وقتی تورم خوراکی در کمدرآمدترین لایههای جامعه سه ماه متوالی روی کانال ۱۰۰ درصد تثبیت میشود، زنگ خطری به صدا درمیآید که پیامد آن تنها اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً امنیت زیستی و سلامت مردم را هدف گرفته است.
خانوادهای که هزینه اجارهخانه و درمان امانش را بریده، اولین جایی که دست به جراحی و حذف میزند، خوراک است: گوشت، لبنیات، تخممرغ و میوه جای خود را به نان و کربوهیدراتهای ارزانقیمت و کمخاصیت میدهند تا فقط حس گرسنگی فروکش کند.
فرهنگسازی جای نان را نمیگیرد!
دکتر احمد اسمعیلزاده، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در گفتگو با خبرنگار اجتماعی رکنا گفت:
«این نگرانی کاملاً ملموس است که دریافت کالری و پروتئین کافی، بهویژه در دهکهای پایین تامین نشود. عدم دسترسی به این نیازهای اساسی به سوءتغذیه ختم میشود که در نسل در حال رشد، ضربات جبرانناپذیری برای آینده کشور خواهد داشت. ما در وزارت بهداشت متولی تامین غذا یا کنترل قیمتها نیستیم، وظیفه ما ارتقای سواد سلامت است؛ اما شفاف میگوییم آموزش و فرهنگسازی برای مردم گرسنه جای نان و اقلام غذایی را نمیگیرد.»
وی با تاکید بر اینکه دسترسی «فیزیکی و اقتصادی» به غذا کلید سلامت است، افزود:
«نهادهای حمایتی از جمله کمیته امداد، بنیاد مستضعفان و وزارتخانههای رفاه و جهاد کشاورزی باید با تمام توان پای کار بیایند تا اقلام اساسی با قیمت قابلدسترس به دست مردم برسد. وزارت بهداشت امروز در جایگاه مطالبهگری از دولت ایستاده تا قیمتها به گونهای مهار شوند که دسترسی اقتصادی به غذای سالم قطع نشود.»
چتر حمایتی برای نجات کودکان زیر ۵ سال؛ یارانه ویژه سوءتغذیه
یکی از حساسترین ابعاد بحران تغذیه، آسیبپذیری خردسالان است. دکتر اسمعیلزاده در تشریح اقدامات مراقبتی وزارت بهداشت اظهار داشت:
«کودکان زیر پنج سال در مراکز بهداشتی رصد میشوند و در صورت تایید ابتلای آنها به سوءتغذیه، با ثبت کدملی به وزارت رفاه معرفی میشوند. برای این کودکان در دهکهای یک تا پنج، ماهانه مبلغ ۲ میلیون تومان و برای دهکهای شش و هفت، ماهانه حدود یک میلیون و ۳۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان یارانه مجزا از کالابرگ اختصاص مییابد که صرفاً باید برای تغذیه همان کودک هزینه شود.»
به گفته وی، پایشها نشان میدهد سال گذشته با این طرح، وضعیت رشد بیش از ۳۰ درصد کودکان مبتلا به سوءتغذیه بهبود یافته است. همچنین توزیع رایگان مکملهای تغذیهای برای اقشار محروم در خانههای بهداشت و توزیع شیر در مدارس ابتدایی دولتی، از دیگر تدابیری است که به عنوان ضربهگیر به کار گرفته شده است.
از کوتاهی قد و افت هوش تا انفجار سرطان و دیابت
اما کاهش کیفیت سبد غذایی چه به روز سلامت عمومی میآورد؟ مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت هشدار داد:
«در شرایط فشار تورمی، اولین نشانهها در کودکان با افت وزن نسبت به قد و در نهایت کوتاهی قد نمایان میشود. کمبود مواد مغذی باعث افت توان یادگیری، کاهش راندمان ذهنی و تحلیل توان فکری و اجرایی کودکان در آینده خواهد شد. نسلی شکل میگیرد که از نظر بهرهوری کاری و هوشی دچار محدودیتهای اساسی است.»
او به پیامد سمی دیگری به نام «کالری تهی» اشاره کرد و گفت:
«امروز حدود ۸۰ درصد مرگومیرها ناشی از بیماریهای غیرواگیر است. وقتی مردم به جای پروتئین و ویتامین به سمت مصرف سیرکنندههای ارزان و بیخاصیت بروند، چاقی کاذب، دیابت و انواع سرطانها بهشدت اوج میگیرد. در سنین سالمندی نیز پوکی استخوان و شکستگیها ناتوانکننده میشوند که بار مالی سنگینی را بر نظام درمانی تحمیل خواهد کرد.»
هزینه درمان فردا، نتیجه غفلت از سفره امروز
گزارشهای میدانی و هشدارهای متولیان سلامت یک واقعیت عریان را گوشزد میکند: هر ریالی که امروز برای مهار تورم خوراکیها و تامین پروتئین ارزان برای ۱۷ میلیون شهروند زیر خط فقر هزینه نشود، فردا باید چند برابر آن صرف تختهای بیمارستانی، داروهای سرطان و دیابت و مواجهه با نیروی کاری شود که از کودکی با فقر آهن، پروتئین و آسیب مغزی رشد یافته است. سلامت دهکهای پایین دیگر یک مساله رفاهی نیست؛ مرز بقا و امنیت ملی سلامت است.
منبع: رکنا




