به گزارش خبرنویس، درست در روزهایی که انتشار اخبار مربوط به احتمال توافق ایران و آمریکا، بازار ارز را نزولی کرده و همین موضوع به کاهش قیمت خودرو در بازار آزاد تا حدود ۲۵ درصد انجامید، ایرانخودرو مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ افزایش قیمت محصولات.
فهرست جدید قیمتها نشان میدهد برخی محصولات ایرانخودرو بین ۱۲ تا بیش از ۴۲ درصد گران شدهاند. خودروهایی مانند دنا پلاس توربوشارژ اتوماتیک، تارا اتوماتیک و سورن پلاس EF7 از جمله محصولاتی هستند که افزایشهای چند صد میلیون تومانی را تجربه کردهاند. این در حالی است که بازار در انتظار کاهش بیشتر قیمتها و اثرات مثبت افت نرخ ارز بود.
ایران خودرو علیه ارزانی
البته نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که ایرانخودرو یک بنگاه اقتصادی است و مانند هر تولیدکننده دیگری برای ادامه فعالیت، سودآوری و جبران افزایش هزینههای تولید، ناگزیر از اصلاح قیمتهاست. بسیاری از خودروسازان جهان نیز همزمان با افزایش هزینه مواد اولیه، دستمزد و نرخ ارز، قیمت محصولات خود را تعدیل میکنند.
اما مسئله اصلی، اصل افزایش قیمت نیست؛ بلکه زمان و نحوه آن است.
چرا دقیقاً در روزهایی که پس از مدتها روزنهای از امید در بازار شکل گرفته بود و قیمت خودرو روند نزولی داشت، بزرگترین خودروساز کشور تصمیم گرفت قیمت محصولات خود را افزایش دهد؟ آیا بهتر نبود این تصمیم در شرایطی اتخاذ میشد که بازار از التهاب فاصله گرفته باشد؟
خودروی ملی و انتظاری که 10 ساله شد
مسئله مهمتر، فاصله روزافزون میان درآمد مردم و قیمت خودروهای داخلی است. امروز قیمت کارخانهای دنا پلاس توربوشارژ اتوماتیک به حدود ۲ میلیارد و ۵۳۰ میلیون تومان رسیده است. اگر حقوق یک جوان ایرانی را به طور متوسط ۲۵ میلیون تومان در ماه در نظر بگیریم، درآمد سالانه او حدود ۳۰۰ میلیون تومان خواهد بود.
این یعنی حتی اگر این فرد تمام درآمد خود را بدون پرداخت حتی یک ریال برای خوراک، مسکن، پوشاک، حملونقل، درمان یا تفریح پسانداز کند و فرض کنیم تورم و قیمت خودرو نیز ثابت بماند، برای خرید همین خودروی به اصطلاح ملی باید بیش از ۸ سال کار کند. جالبتر اینکه همین خودرو دنا که برای جوان ایرانی دستنیافتنی شده نسخهای دارد به نام «دنا جوانان».
البته در دنیای واقعی چنین چیزی امکانپذیر نیست. با هزینههای زندگی، این مدت به راحتی میتواند به بیش از یک دهه برسد. سؤال اینجاست؛ وقتی خرید یک خودروی داخلی برای بخش بزرگی از طبقه متوسط به رؤیایی چندین ساله تبدیل شده، دیگر میتوان از «خودروی مردمی» سخن گفت؟
هزینهای که مردم برای تولید خودرو ملی دادند
نکته دیگر آن است که مردم ایران طی دهههای گذشته هزینه سنگینی برای حمایت از صنعت خودروی داخلی پرداخت کردهاند. تعرفههای سنگین واردات خودرو، ممنوعیتهای متعدد، محدودیت عرضه خودروهای خارجی و انواع تعرفه و هزینههای دولتی، همگی با این استدلال توجیه شدهاند که باید از تولید ملی حمایت شود.
مصرفکننده ایرانی در تمام این سالها عملاً حق انتخاب خود را از دست داده و ناچار شده محصولاتی را خریداری کند که در بسیاری از موارد از نظر کیفیت، فناوری و ایمنی فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارند. انتظار طبیعی این بود که در مقابل این حمایت گسترده، خودروسازان نیز بیش از گذشته منافع مصرفکننده را در نظر بگیرند؛ اما آنچه امروز دیده میشود، افزایش مستمر قیمتها بدون بهبود متناسب کیفیت و خدمات است.
کمک 100 همتی به خودروساز داخلی به جای حمایت از واردات
از سوی دیگر، به تازگی نیز خبر اختصاص بسته حمایتی ۱۰۰ همتی دولت برای ایرانخودرو و سایپا منتشر شده است. یعنی شرکتهایی که سالها از حمایتهای تعرفهای، انحصار بازار و منابع عمومی بهرهمند بودهاند، همچنان برای ادامه فعالیت نیازمند کمکهای دولتی هستند.
اینجاست که یک پرسش جدی مطرح میشود؛ اگر همین ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به جای تزریق به خودروسازان، صرف تسهیل واردات خودرو، کاهش تعرفهها یا ایجاد فضای رقابتی میشد، آیا امروز مردم امکان انتخاب خودروهای باکیفیتتر و ایمنتر را نداشتند؟
شاید وقت آن رسیده باشد که سیاستگذار یک بار دیگر از خود بپرسد هدف از حمایت از صنعت خودرو چیست؛ حفظ یک انحصار پرهزینه یا تأمین رفاه و حق انتخاب مصرفکننده؟
منبع: رکنا




