به گزارش خبرگزاری ایمنا، اعتیاد یکی از نگرانیهایی است که حتی پیش از وقوع هر نشانهای میتواند ذهن والدین را درگیر کند. ترس از اینکه نوجوان در معرض مصرف مواد قرار بگیرد، با دوستان نامناسب همراه شود یا تجربهای را آغاز کند که پایان آن از کنترل خارج شود، برای همه خانوادهها جدی است، با این حال، مسئله فقط به وجود یا نبود خطر در بیرون از خانه محدود نمیشود و واکنش خانواده به این نگرانی نیز میتواند مسیر متفاوتی برای فرزند رقم بزند.
سالهای نوجوانی دورهای است که فرزند همزمان در حال تجربه استقلال، شکل دادن به هویت شخصی و گسترش دایره ارتباطات خود است. طبیعی است که در چنین دورهای، خانواده با تغییر رفتار، افزایش تمایل به استقلال و گاهی فاصله گرفتن نوجوان از الگوهای دوران کودکی روبهرو شود. اگر هر تغییر به عنوان نشانه خطر تفسیر شود، ممکن است رابطهای که باید پشتوانه فرزند باشد، به عرصهای برای بازخواست و مراقبت دائمی تبدیل شود، از سوی دیگر، اعتیاد تنها در قالب مصرف مواد قابل بررسی نیست و مفهوم رفتارهای اعتیادی نیز نشان میدهد که وابستگی میتواند در شکلهای مختلف خود را نشان دهد. با این حال، نباید هر رفتار تکرارشونده، علاقه شدید یا دلبستگی به یک فعالیت را به عنوان اعتیاد تعبیر کرد. تشخیص درست، نیازمند توجه به میزان وابستگی، از دست رفتن کنترل و تأثیر رفتار بر عملکرد روزمره فرد است؛ موضوعی که اهمیت آگاهی والدین را دوچندان میکند.
در این میان، پیشگیری زمانی معنا پیدا میکند که خانواده به جای تمرکز صرف بر ترساندن فرزند از پیامدهای اعتیاد، به ساختن محیطی امن برای گفتوگو و رشد او توجه کند. نوجوانی که بتواند درباره ترسها، فشار همسالان، مشکلات و تصمیمهای دشوار خود بدون نگرانی از تحقیر یا واکنش شدید صحبت کند، پشتوانهای مهم در برابر آسیبها دارد و از همین منظر، مقابله با اعتیاد فرزندان فقط مسئله شناخت مواد نیست و مسئله شناخت خود فرزند و نوع رابطهای است که خانواده با او ساخته است.

زنگ خطر اعتیاد برای خانوادهها؛ از کنترل افراطی تا پیشگیری آگاهانه
مهرداد دشتی، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خانوادهها و والدین حتی در شرایطی که فرزندشان در معرض اعتیاد قرار ندارد، ممکن است نگرانی و اضطراب بسیار شدیدی نسبت به احتمال گرفتار شدن او در اعتیاد داشته باشند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این نگرانی اگر از حد طبیعی فراتر برود، میتواند به جای اینکه نقش محافظتی داشته باشد، به رابطه والدین و فرزند آسیب بزند.
وی میافزاید: در چنین شرایطی ممکن است والدین به کنترلهای غیرعادی روی بیاورند، به صورت دائم فرزندشان را زیر نظر بگیرند، روابط او را بررسی و رفتوآمدهایش را محدود کنند، اجازه ندهند با دوستان مختلف ارتباط داشته باشد یا حتی او را از حضور در اجتماع و تجربه ارتباطات طبیعی دوران نوجوانی دور کنند، در حالی که این نوع رفتارهای افراطی، در بسیاری از موارد نتیجه معکوس دارد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه وقتی نوجوان احساس کند تحت کنترل، سوءظن و محدودیت قرار دارد، ممکن است فاصله بیشتری از خانواده بگیرد و برای دریافت حمایت و پذیرش، به سمت دوستان یا محیطهایی برود که میتوانند برای او خطرناک باشند، تصریح میکند: یکی از چالشهای جدی خانوادهها در زمینه اعتیاد، فقط خود مسئله اعتیاد نیست، بلکه ترس، اضطراب و شیوه مواجهه خانواده با احتمال اعتیاد نیز میتواند به یک مسئله جدی تبدیل شود.
دشتی با بیان اینکه در تعریف اعتیاد باید توجه داشته باشیم که با مفهوم رفتار اعتیادی نیز روبهرو هستیم، ادامه میدهد: رفتار اعتیادی زمانی شکل میگیرد که فرد نسبت به یک موضوع یا یک رفتار به گونهای درگیر شود که دیگر نتواند به صورت ارادی آن رفتار را کنار بگذارد، فرد احساس میکند اختیار کافی برای متوقف کردن آن رفتار ندارد و زمانی که از انجام آن محروم میشود، دچار آشفتگی، پریشانی، اضطراب و استرس میشود و این وضعیت میتواند نشاندهنده شکلگیری یک رفتار اعتیادی باشد.
وی با بیان اینکه رفتارهای اعتیادگونه فقط به مصرف مواد محدود نمیشود، میگوید: امروزه نمونههایی همچون وابستگی افراطی به فضای مجازی، تلفن همراه، بازیهای رایانهای و بعضی رفتارهای تکرارشونده نیز مطرح هستند و با این حال، اعتیاد به مواد مخدر و مواد محرک و روانگردان، بهدلیل تأثیر مستقیم این مواد بر مغز و سیستم عصبی، از نگرانیهای جدیتر محسوب میشود.
پیامدهای مصرف مواد مخدر فقط محدود به زمان مصرف نیست
روانشناس و مشاور خانواده با تاکید بر اینکه مواد روانگردان میتوانند بر عملکرد مغز و سیستم عصبی تأثیر بگذارند و بخشهای مختلف عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار دهند، اضافه میکند: ممکن است فرد در کوتاهمدت احساس کند برخی عملکردهای روانی او افزایش پیدا کرده یا تقویت شده است، اما در بخشهای دیگر، تنظیمات طبیعی مغز میتواند به شکل نگرانکنندهای دچار اختلال شود.
دشتی میافزاید: پیامدهای مصرف این مواد همیشه محدود به زمان مصرف نیست و برخی عوارض آن میتواند فرد را برای مدت طولانی حتی سالها درگیر کند و به بیان سادهتر، مصرف مواد میتواند تنظیمات طبیعی مغز را به هم بزند و در عین حال، باید میان تکرار رفتار و رفتار اعتیادی تفاوت قائل شویم.
وی با بیان اینکه هر رفتاری که تکرار میشود، بهطور حتم رفتار منفی یا اعتیادی نیست، تصریح میکند: در افراد استعداد و تمایل طبیعی برای دنبال کردن تجربههای لذتبخش وجود دارد. تعداد قابل توجهی از انسانها ممکن است از نظر سرشتی و ویژگیهای سیستم عصبی، آمادگی بیشتری برای چسبیدن به موضوعات لذتبخش و تکرار آنها داشته باشند.
روانشناس و مشاور خانواده ادامه میدهد: در بعضی کودکان این ویژگی را از سنین پایین مشاهده میکنیم. ممکن است کودکی وقتی از انجام کاری لذت میبرد، اصرار داشته باشد آن کار را بارها و بارها تکرار کند. این ویژگی بهخودیخود به معنای آن نیست که چنین کودکی در آینده دچار اعتیاد خواهد شد، در واقع میتوان این ویژگی را استعداد سرشتی برای پشتکار، پیگیری و استمرار دانست که اگر با روشهای صحیح فرزندپروری هدایت شود، میتواند در مسیرهای سالم استفاده شود.

خانواده در برابر اعتیاد فرزندان؛ اقدام آگاهانه چگونه موثر خواهد بود؟
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه پیشگیری از اعتیاد در فرزندان را نمیتوان تنها با هشدار دادن درباره خطرات مواد یا ایجاد محدودیتهای شدید دنبال کرد، بلکه بخش مهمی از آن به کیفیت رابطه میان والدین و فرزند بازمیگردد، به خبرنگار ایمنا میگوید: نوجوانی که در خانواده احساس امنیت، تعلق و پذیرفته شدن داشته باشد، در مواجهه با موقعیتهای دشوار، امکان بیشتری برای مطرح کردن مشکلات و درخواست کمک دارد و به همین دلیل، ایجاد فضایی که فرزند بتواند بدون ترس از سرزنش درباره دوستان، فشارهای اجتماعی، هیجانات و تجربههای خود صحبت کند، یکی از پایههای مهم پیشگیری بهشمار میرود.
وی با بیان اینکه در کنار رابطه عاطفی، آموزش مهارتهای فردی و اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارد، میافزاید: فرزندان باید بهتدریج یاد بگیرند چگونه در برابر پیشنهادهای نامناسب مقاومت کنند، برای تصمیمهای خود پیامدها را در نظر بگیرند و در موقعیتهایی که احساس فشار یا سردرگمی میکنند، از یک فرد قابل اعتماد کمک بگیرند و فقط گفتن اینکه «مواد مخدر بد است» همیشه برای محافظت از نوجوان کافی نیست؛ او باید مهارت تصمیمگیری، حل مسئله، مدیریت هیجان و انتخاب آگاهانه را نیز در زندگی روزمره تمرین کند.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با اشاره به اینکه از سوی دیگر، بعضی شرایط خانوادگی و اجتماعی میتوانند زمینه آسیبپذیری فرزندان را افزایش دهند، تصریح میکند: تعارضهای شدید و طولانیمدت در خانواده، نبود ارتباط مؤثر، احساس تنهایی، فشارهای تحصیلی یا اجتماعی و قرار گرفتن در جمعهایی که مصرف مواد در آنها عادی تلقی میشود، از جمله عواملی هستند که میتوانند شرایط دشوارتری برای نوجوان ایجاد کنند، بنابراین پیشگیری مؤثر فقط متوجه رفتار فرزند نیست و لازم است خانواده نیز محیطی سالمتر و حمایتکنندهتر برای رشد او فراهم کند.
قضاوت عجولانه ممنوع؛ هر تغییر رفتاری به معنای مصرف مواد یا شکلگیری اعتیاد نیست
رضازاده ادامه میدهد: والدین باید میان توجه و نظارت آگاهانه با کنترل افراطی تفاوت قائل شوند. شناخت دوستان فرزند، اطلاع از فعالیتها و برنامههای روزانه او و تعیین قوانین روشن خانوادگی میتواند بخشی از نظارت سالم باشد، اما این نظارت زمانی اثربخشتر است که همراه با گفتوگو و اعتماد باشد. نوجوان باید بداند که قوانین خانواده با هدف مراقبت از او تعیین شدهاند، نه اینکه هر رفتار او نشانهای از خطا یا بیاعتمادی تلقی شود.
وی با بیان اینکه اگر والدین با تغییرات قابل توجهی در رفتار، روابط، عملکرد تحصیلی یا وضعیت روحی فرزند خود روبهرو شوند، بهتر است پیش از هرگونه اتهام یا برخورد شتابزده، تلاش کنند علت این تغییرات را بشناسند، میگوید: هر تغییر رفتاری به معنای مصرف مواد یا شکلگیری اعتیاد نیست و قضاوت عجولانه میتواند زمینه پنهانکاری و فاصله گرفتن بیشتر فرزند از خانواده را فراهم کند. در چنین شرایطی، گفتوگوی آرام و بدون تحقیر و در صورت نیاز استفاده از کمک متخصصان حوزه روانشناسی و درمان اعتیاد میتواند مسیر مناسبتری برای بررسی مسئله باشد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه میکند: نگاه خانواده به اعتیاد باید از یک رویکرد ترساندن و تنبیه کردن به سمت آگاهی، پیشگیری و حمایت حرکت کند. فرزند برای عبور از سالهای حساس رشد، بیش از آنکه به والدینی نیاز داشته باشد که دائم او را تحت نظر بگیرند، به بزرگسالانی نیاز دارد که بتواند در شرایط دشوار به آنها اعتماد کند و شکلگیری چنین رابطهای به این معنا نیست که خانواده باید نسبت به خطرات بیتفاوت باشد، بلکه به این معناست که مراقبت از فرزند با حفظ کرامت، استقلال متناسب با سن و احساس امنیت او همراه شود.

شاید مهمترین پرسش برای خانوادهها این نباشد که چطور فرزندمان را همیشه زیر نظر داشته باشیم، بلکه این باشد که چطور کاری کنیم وقتی با موقعیت خطرناکی روبهرو شد، بتواند به ما مراجعه کند. فاصله میان این دو نگاه، فاصله میان نظارت صرف و والدگری آگاهانه است؛ رویکردی که در آن مراقبت از فرزند با شناخت نیازهای روانی و اجتماعی او همراه میشود.
پیشگیری از اعتیاد نیز از یک نقطه مشخص آغاز نمیشود و با یک توصیه یا یک گفتوگوی مقطعی به پایان نمیرسد. این فرایند از سالهای کودکی، از نحوه برخورد والدین با هیجانها و اشتباهات فرزند، از میزان گفتوگو در خانه و از فرصتی که برای تجربه مسئولیت و تصمیمگیری در اختیار او قرار میگیرد، شکل میگیرد. در چنین شرایطی، مهارتهایی همچون نه گفتن، حل مسئله، مدیریت فشار و کمک خواستن بهتدریج به بخشی از تواناییهای فرزند تبدیل میشوند.
البته خانواده نباید در روبهرو شدن با احتمال مصرف مواد، نشانههای نگرانکننده را نادیده بگیرد، زیرا همانقدر که سوءظن و کنترل افراطی میتواند آسیبزا باشد، بیتوجهی نیز میتواند فرصت مداخله بهموقع را از بین ببرد. آنچه اهمیت دارد، واکنشی سنجیده، بدون برچسبزنی و همراه با بررسی دقیق شرایط است؛ واکنشی که در صورت نیاز میتواند با کمک گرفتن از روانشناس، مشاور یا متخصص حوزه اعتیاد تکمیل شود.
خانه در نهایت میتواند نخستین خط دفاعی در برابر آسیبهای اجتماعی باشد، اما نه به این دلیل که درهای آن به روی فرزند بسته است، بلکه به این دلیل که فرزند میداند در این خانه کسی هست که حرفش را میشنود. اعتیاد مسئلهای پیچیدهتر از آن است که بتوان با ترس، تهدید یا کنترل دائمی با آن مقابله کرد. آنچه میتواند مسیر پیشگیری را هموارتر کند، ترکیبی از آگاهی، رابطه سالم، مرزبندی منطقی و مهمتر از همه، حفظ ارتباطی است که در روزهای سخت، هنوز فرزند را به خانه برمیگرداند.
منبع: ایمنا

