اکوایران: افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران نهتنها موجب رشد تولید صنعتی نشده، بلکه با تشدید هزینهها و نااطمینانی، تولید شرکتهای بورسی را بهطور معناداری کاهش داده است.
نرخ ارز در اقتصاد ایران به یکی از حساسترین و اثرگذارترین متغیرهای کلان تبدیل شده است؛ متغیری که تغییرات آن میتواند فضای فعالیت تولیدکنندگان را دگرگون کند و مسیر رشد یا افول بخش صنعت را تعیین نماید. در نظریه اقتصادی، انتظار میرود افزایش نرخ ارز با افزایش مزیت صادراتی، انگیزه تولید را تقویت کند و به رشد فعالیتهای صنعتی منجر شود. با این حال، این سازوکار تنها در شرایطی فعال میشود که ساختار تولیدی کشور از ظرفیت کافی، دسترسی پایدار به نهادهها و محیطی با ثبات برخوردار باشد. واقعیت اقتصاد ایران اما با این تصویر نظری فاصله قابل توجهی دارد. وابستگی گسترده تولید به مواد اولیه، کالاهای واسطهای و تجهیزات سرمایهای وارداتی سبب شده است که نرخ ارز در عمل بیشتر به عنوان یک محرک هزینهای عمل کند تا یک عامل تقویتکننده تولید.
تازهترین گزارش پژوهشکده پولی بانکی تصویر روشنی از این وضعیت ارائه داده است. طبق این گزارش افزایش نرخ ارز (چه نرخ ارز بازار آزاد و چه نرخ ارز رسمی) به طور کلی اثر منفی و معناداری بر تولید صنعتی شرکتهای بورسی گذاشته است. این نتیجه نشان میدهد که شوک ارزی در اقتصاد ایران نه تنها کمکی به رشد تولید نکرده، بلکه با افزایش هزینهها و ایجاد بیثباتی، ظرفیت تولیدی بنگاهها را محدود کرده است. فشار هزینهای ناشی از افزایش قیمت نهادههای وارداتی، افت سرمایه در گردش، کاهش امکان برنامهریزی و افزایش نااطمینانی از مهمترین کانالهایی هستند که از طریق آنها نرخ ارز روند تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
نکته قابل توجه این است که حتی شرکتهایی که انتظار میرود از افزایش نرخ ارز منتفع شوند(یعنی شرکتهای صادراتمحور) نیز واکنش مثبت معناداری به رشد نرخ ارز نشان ندادهاند. این عدم واکنش مثبت، بیانگر چالشهای ساختاری عمیقی است که توان بهرهبرداری از فرصتهای ارزی را محدود میکند. محدودیت ظرفیت تولید، وابستگی به نهادههای وارداتی، مشکلات انتقال ارز، ابهام در سیاستهای تجاری و وجود مقررات متغیر از عواملی هستند که مانع میشوند افزایش نرخ ارز به رشد صادرات و در نتیجه افزایش تولید تبدیل شود. به بیان روشنتر، مزیت نظری افزایش نرخ ارز برای صادرکنندگان در عمل خنثی شده است.
در طرف مقابل، شرکتهایی که وابستگی بیشتری به واردات دارند آسیبپذیری بالاتری نسبت به تغییرات نرخ ارز نشان دادهاند. افزایش نرخ ارز رسمی، که انتظار میرفت نقش یک سپر حمایتی برای این شرکتها ایفا کند، به دلیل فشارهای ناشی از افزایش هزینه نهادهها و محدودیتهای موجود در تأمین ارز، اثر منفی معناداری بر تولید این گروه از شرکتها داشته است. این موضوع نشان میدهد که حتی وجود نرخ رسمی نیز نتوانسته بنگاهها را از پیامدهای جهش ارزی مصون کند، زیرا بخش قابل توجهی از هزینههای آنها همچنان به قیمتهای جهانی وابسته است و شکاف میان نرخهای مختلف ارز، خود منبع مهمی از عدم قطعیت و اختلال در برنامهریزی تولید محسوب میشود.
نگاهی به صنایع مصرفی و واسطهای نیز نشان میدهد که افزایش نرخ ارز در هر دو گروه اثر منفی بر تولید داشته است. در صنایع واسطهای که نقش تعیینکنندهای در زنجیره تولید دارند، افزایش نرخ ارز از مسیر افزایش قیمت مواد اولیه و اختلال در تأمین نهادهها به افت تولید منجر شده است. در صنایع مصرفی نیز افزایش هزینه تولید، کاهش قدرت خرید و بیثباتی محیط اقتصادی از مهمترین عواملی هستند که فضای تولید را تحت فشار قرار دادهاند. این نتایج نشان میدهد که ساختار تولید صنعتی ایران تا چه حد در برابر تغییرات نرخ ارز آسیبپذیر است و شوک ارزی چگونه میتواند زنجیرههای تأمین و ظرفیت تولیدی را در هر دو سطح واسطهای و نهایی مختل کند.
لذا میتوان گفت افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران، برخلاف نظریات علم اقتصاد متعارف، بیشتر عامل کاهش تولید صنعتی بوده تا افزایش آن. تضعیف پول ملی نه توانسته صادرات را به شکل معناداری افزایش دهد و نه انگیزه تولید در صنایع مختلف را تقویت کند؛ بلکه عمدتاً از طریق افزایش هزینههای تولید، بیثباتی تصمیمگیری و تشدید نااطمینانی، بنگاهها را با چالشهای مالی و عملیاتی مواجه کرده است. بنابراین، نمیتوان افزایش نرخ ارز را به عنوان ابزاری ساده و مستقیم برای تحریک تولید صنعتی در نظر گرفت.
از منظر سیاستگذاری، این نتایج اهمیت ثبات و پیشبینیپذیری در سیاستهای ارزی را برجسته میکند. کاهش شکاف میان نرخهای مختلف ارز، مدیریت نوسانات شدید ارزی، تسهیل دسترسی بنگاهها به نهادههای وارداتی و کاهش ریسکهای سیاستی از جمله اقداماتی هستند که میتوانند اثرات منفی شوکهای ارزی را کاهش دهند و به تقویت تولید صنعتی کمک کنند. همچنین کاهش وابستگی تولید به واردات، تقویت زنجیرههای داخلی تأمین و بهبود محیط نهادی و تجاری کشور، پیششرطهایی هستند که بدون آنها هیچ سیاست ارزی قادر نخواهد بود تولید را به شکلی پایدار تقویت کند.
در نتیجه این گزارش پژوهشکده پولی بانکی به وضوح نشان میدهد در ساختار کنونی اقتصاد ایران، نرخ ارز بیشتر نقش یک متغیر محرک هزینهها و تضعیفکننده تولید را ایفا میکند تا یک عامل محرک رشد. برای دستیابی به رشد پایدار در بخش صنعت، تمرکز بر اصلاحات ساختاری و تقویت ظرفیت تولیدی کشور بسیار ضروریتر از اتکا به تغییرات نرخ ارز است.
منبع: اکوایران

