به گزارش خبرنویس، در بازار خودروی ایران یک تناقض عجیب وجود دارد؛ هر روز خبر تازهای از تأخیر در تحویل خودرو، افزایش قیمت هنگام دعوتنامه، تغییر شرایط قرارداد و حتی تشکیل پروندههای قضایی علیه برخی شرکتها منتشر میشود، اما در همان روزها میلیونها نفر برای ثبتنام در طرحهای فروش ایرانخودرو، سایپا یا خودروسازان خصوصی صف میکشند.
این رفتار در نگاه اول غیرمنطقی به نظر میرسد، اما اگر ساختار بازار خودرو را بررسی کنیم، مشخص میشود که تصمیم مردم بیش از آنکه از سر اعتماد باشد، از روی اجبار اقتصادی است.
اختلاف قیمت وسوسهانگیز
در بسیاری از کشورها، پیشفروش خودرو به معنای اعتماد مشتری به برند است؛ اما در ایران انگیزه اصلی، اختلاف قیمت کارخانه و بازار آزاد است. خریدار میداند ممکن است خودرو را با تأخیر تحویل بگیرد، اما اگر اختلاف قیمت چند صد میلیون تومان باشد، حاضر است ماهها منتظر بماند.
در واقع مردم خودرو نمیخرند؛ آنها در حال خرید یک «رانت قانونی» هستند.
تورم، بزرگترین مشوق ثبتنام
اقتصاد تورمی باعث شده پول نقد هر روز ارزش خود را از دست بدهد. بسیاری از خانوادهها معتقدند نگه داشتن پول در بانک به معنای کاهش قدرت خرید است، اما تبدیل آن به خودرو میتواند ارزش سرمایه را حفظ کند.
به همین دلیل خودرو از یک کالای مصرفی به یک ابزار سرمایهگذاری تبدیل شده است.
بازار انحصاری، حق انتخاب را از مردم گرفته است
اگر واردات آزاد و رقابت واقعی وجود داشت، مصرفکننده میتوانست به راحتی از شرکتی که بدقولی کرده خرید نکند. اما در بازاری که عرضه محدود است و انتخابهای کمی وجود دارد، مشتری ناچار است دوباره به همان شرکتها مراجعه کند.
در چنین شرایطی، رقابت بر سر کیفیت خدمات نیست؛ رقابت بر سر دسترسی به خودرو است.
ترس از گرانتر شدن
یکی از مهمترین دلایل ثبتنام، نگرانی از افزایش مداوم قیمتهاست. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر بار که قیمت کارخانه افزایش یافته، کسانی که ثبتنام کردهاند سود بردهاند و کسانی که منتظر ماندهاند مجبور شدهاند خودرو را گرانتر بخرند.
بنابراین بسیاری از مردم تصور میکنند امروز بدقولی بهتر از فردا گرانتر خریدن است.
قرعهکشی، حس برنده شدن ایجاد کرده است
سالها اجرای طرحهای قرعهکشی باعث شد خرید خودرو شبیه یک بختآزمایی شود. حتی کسانی که نیاز فوری به خودرو ندارند نیز ثبتنام میکنند، زیرا احتمال میدهند در صورت برنده شدن بتوانند سود قابل توجهی کسب کنند.
این ذهنیت هنوز هم در بازار باقی مانده است.
تجربه نشان داده بدقولی همیشه به ضرر خریدار نیست
بسیاری از خریداران با وجود تأخیرهای چندماهه یا حتی یکساله، در نهایت خودرویی تحویل گرفتهاند که ارزش بازار آن چند صد میلیون تومان بیشتر از مبلغ پرداختی بوده است. همین تجربه باعث شده بخشی از جامعه تأخیر را به عنوان هزینه کسب سود بپذیرد.
نبود بازارهای مطمئن برای سرمایهگذاری
وقتی بازارهای ارز، طلا، مسکن و بورس با نوسانات شدید یا محدودیت همراه هستند، خودرو به یکی از معدود گزینههای حفظ ارزش پول تبدیل میشود. در چنین فضایی حتی افرادی که قصد استفاده از خودرو را ندارند نیز وارد طرحهای فروش میشوند.
حتی پروندههایی مانند رامک خودرو هم مانع نشدهاند
پروندههایی مانند رامک خودرو، فرداموتور، آذویکو، طراوت خودرو و … یا گلایههای گسترده از برخی شرکتهای مونتاژی نشان میدهد ریسک ثبتنام کاملاً واقعی است. با این حال، تعداد متقاضیان طرحهای فروش کاهش چشمگیری پیدا نکرده است، زیرا ذهنیت غالب این است که «اگر خودرو تحویل بگیرم، سود میکنم و اگر هم مشکل پیش بیاید، شاید در نهایت از طریق دستگاه قضایی بتوانم به حقم برسم.»
این منطق شاید از نگاه اقتصادی پرریسک باشد، اما در ساختار فعلی بازار برای بسیاری از مردم قابل توجیه است.
مسئله اصلی، اعتماد نیست؛ نبود انتخاب است
واقعیت این است که مردم امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به خودروسازان بیاعتماد هستند. اعتراضهای مکرر به تأخیر در تحویل، افزایش قیمتهای ناگهانی، تغییر مفاد قراردادها و پروندههای متعدد قضایی گواه این موضوع است.
اما تا زمانی که فاصله قیمت کارخانه و بازار وجود داشته باشد، عرضه خودرو محدود باشد، تورم ادامه پیدا کند و رقابت واقعی شکل نگیرد، احتمالاً صفهای ثبتنام نیز همچنان پابرجا خواهند ماند.
مردم از سر اعتماد ثبتنام نمیکنند؛ آنها میان دو گزینه نامطلوب، گزینهای را انتخاب میکنند که تصور میکنند زیان کمتری دارد. در بازاری که خرید آزاد خودرو گرانتر از توان بسیاری از خانوارهاست، پیشفروش نه یک انتخاب ایدهآل، بلکه آخرین راه برای رسیدن به خودرو یا حفظ ارزش سرمایه تلقی میشود.
منبع: رکنا




