به گزارش خبرنویس، بازار لوازم یدکی، لاستیک و روغن موتور در ماههای اخیر وارد مرحلهای شده که برای تحلیل آن دیگر نمیتوان تنها به نمودار قیمتها نگاه کرد. افزایش قیمتها در این بازار، حاصل برخورد چند موج همزمان است؛ از نوسانات نرخ ارز و رشد هزینه مواد اولیه گرفته تا افزایش هزینه حملونقل، انتظارات تورمی، تقاضای فصلی و اختلال در مسیر توزیع.
بررسی گزارش تیرماه ۱۴۰۵ معاونت اقتصادی و برنامهریزی اتاق اصناف ایران نشان میدهد مسئله اصلی بازار در مقطع مورد بررسی، «نبود کالا» به معنای کمبود مطلق نیست؛ بلکه بخشی از مشکل به این بازمیگردد که کالا با قیمت و در زمان مناسب به مصرفکننده واقعی نمیرسد. به بیان دیگر، زنجیره تأمین از مرحله تولید و واردات تا توزیع و فروش نهایی، تحت فشار قرار گرفته و هر حلقه از این زنجیره بخشی از هزینههای خود را به حلقه بعدی منتقل کرده است.
تیرماه؛ ماهی که فشار هزینهها به بازار منتقل شد
در تیرماه، نوسانات شدید نرخ ارز در کنار رشد هزینههای تولید و لجستیک، انتظارات تورمی را تقویت کرد. این عوامل البته از ماههای قبل نیز در بازار وجود داشتند، اما در تیرماه اثر آنها بر رفتار فروشندگان، تأمینکنندگان و مصرفکنندگان پررنگتر شد.
در خردادماه نیز افزایش فعالیتهای واسطهای و فاصله میان قیمت کارخانه و بازار، بهویژه در حوزه لاستیک، زمینه تشدید شکاف قیمتی را فراهم کرده بود. با ورود به فصل سفرهای تابستانی و افزایش تقاضا برای تعمیر، سرویس و آمادهسازی خودروها، فشار تقاضا نیز به این مجموعه اضافه شد.
در نتیجه، رشد قیمت در این بازار را نمیتوان صرفاً به کاهش عرضه نسبت داد. بخشی از افزایش قیمت، از مسیر افزایش هزینههای تأمین، حملونقل، موجودی و گردش کالا در شبکه توزیع ایجاد شده است. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اگر سیاستگذار صرفاً روی افزایش تولید یا کنترل دستوری قیمت تمرکز کند، اما مسیر توزیع و هزینههای واقعی زنجیره را نادیده بگیرد، احتمالاً مسئله به شکل دیگری در بازار بازتولید خواهد شد.
قطعات یدکی؛ فعلاً کمبود فراگیر نیست، اما زنگ خطر برای آینده به صدا درآمده است
در بخش قطعات یدکی، وضعیت عرضه نسبتاً مناسب ارزیابی شده و کمبود فراگیر در بازار مشاهده نشده است. با این حال، ثبات فعلی عرضه نباید به معنای نبود مشکل در زنجیره تأمین تلقی شود.
رشد نرخ ارز، افزایش قیمت مواد اولیه، هزینههای حملونقل و فشار نقدینگی، بهویژه برای قطعهسازان کوچک، میتواند در ماههای آینده توان تولید و تأمین آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
این بخش شاید مهمترین تفاوت میان «وضعیت فعلی» و «ریسک آینده» را نشان میدهد. ممکن است امروز قطعه مورد نیاز در بازار موجود باشد، اما اگر واحدهای کوچک تولیدی به دلیل افزایش هزینهها و کمبود نقدینگی از چرخه خارج شوند، آثار آن با فاصله زمانی در بازار ظاهر خواهد شد.
بنابراین، سیاست حمایتی در این بخش نباید فقط معطوف به افزایش تولید اسمی باشد؛ حفظ بنگاههای کوچک، تأمین سرمایه در گردش و جلوگیری از ایجاد وقفه در زنجیره تولید نیز بخشی از مسئله عرضه محسوب میشود.
لاستیک؛ جایی که فاصله قیمت رسمی و بازار به مسئله اصلی تبدیل شده است
بازار لاستیک یکی از حساسترین بخشهای این گروه کالایی در تیرماه بوده است. طبق گزارش، تولیدکنندگان داخلی توان تأمین حدود ۹۵ درصد نیاز بازار تایر سواری را دارند؛ بنابراین مسئله اصلی الزاماً ظرفیت تولید نیست.
چالش مهمتر، افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، حملونقل و تأمین ارز از یک سو و فاصله میان قیمت رسمی و قیمت واقعی بازار از سوی دیگر است.
وقتی قیمت رسمی با هزینههای واقعی تولید، تأمین و موجودی بازار فاصله پیدا میکند، یک شکاف اقتصادی ایجاد میشود. این شکاف میتواند میان فروش مستقیم، نمایندگی، فروشگاههای اینترنتی و بازار آزاد تفاوت ایجاد کند و در نهایت بخشی از تقاضای واقعی را به سمت واسطهگری و خرید با هدف کسب سود سوق دهد.
بر همین اساس، گزارش معاونت اقتصادی و برنامهریزی اتاق اصناف ایران، احتمال وقوع و شدت اثر شکاف قیمت در بازار لاستیک را بالا و اولویت آن را بسیار بالا ارزیابی کرده است.
در چنین شرایطی، افزایش تولید بهتنهایی لزوماً به معنای کاهش فشار بازار نیست. اگر کالای تولیدشده نتواند از مسیر شفاف و کمهزینه به دست مصرفکننده برسد، بخشی از مزیت افزایش عرضه در حلقههای میانی زنجیره توزیع جذب خواهد شد.
روغن موتور؛ بازار بین افزایش هزینه و ناپایداری عرضه
بازار روغن موتور شرایط متفاوتی دارد. در این بخش، عرضه «متوسط و ناپایدار» ارزیابی شده و علاوه بر اصلاح قیمتها، نوسانات ارزی و کاهش ظرفیت تولید برخی شرکتهای فعال در حوزه فرآوردههای پتروشیمی و نفتی نیز بر بازار اثر گذاشته است.
کاهش ظرفیت تولید در این بخش میتواند عرضه روانکارها را محدود کند و فروشندگان را برای تأمین موجودی به خرید با قیمت بالاتر سوق دهد. این افزایش هزینه نیز در نهایت به قیمت روغن موتور، روغن گیربکس، گریس و سایر محصولات مرتبط منتقل میشود.
اما تبعات این وضعیت صرفاً اقتصادی نیست.
روغن موتور و سایر روانکارها از اقلام مصرفی ضروری برای نگهداری خودرو هستند. هرچه هزینه سرویس خودرو افزایش پیدا کند، احتمال تعویق سرویسهای دورهای یا انتخاب محصولات ارزانتر و فاقد کیفیت کافی بیشتر میشود. بنابراین، نوسان بازار روانکارها میتواند از مسیر افزایش استهلاک خودرو به موضوعی مرتبط با ایمنی ناوگان نیز تبدیل شود.
مسئله پنهان بازار؛ کالا وجود دارد، اما دسترسی مؤثر سختتر شده است
یکی از مهمترین نکات گزارش تیرماه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: بازار لوازم یدکی بیش از آنکه با کمبود مطلق مواجه باشد، با مشکل دسترسی مؤثر مصرفکننده مواجه است.
این تفاوت بسیار مهم است.
ممکن است قطعه، لاستیک یا روغن در سطح تولیدکننده، واردکننده یا عمدهفروش موجود باشد، اما در صورت اختلال در توزیع، تفاوت قیمتها یا افزایش هزینه گردش کالا، مصرفکننده نهایی با قیمت بالاتر و دسترسی دشوارتر مواجه شود.
از این منظر، مسئله بازار را باید در تمام زنجیره دید؛ از تأمین مواد اولیه و ارز گرفته تا تولید، حملونقل، انبارش، عمدهفروشی و فروش نهایی.
این وضعیت همچنین نشان میدهد که کنترل صرف قیمت بدون اصلاح شبکه توزیع میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. هرچه فاصله میان قیمت رسمی و هزینه واقعی بیشتر شود، انگیزه برای عرضه خارج از مسیر رسمی و فعالیتهای واسطهای افزایش پیدا میکند.
یک هشدار جدی؛ گرانی قطعه میتواند به فرسودگی بیشتر خودروها منجر شود
افزایش قیمت قطعات و مواد مصرفی خودرو یک پیامد مستقیم دارد: بالا رفتن هزینه نگهداری.
اما پیامد مهمتر زمانی شکل میگیرد که مالک خودرو برای کاهش هزینه، تعمیرات ضروری را به تعویق بیندازد، از قطعات نامطمئن استفاده کند یا سرویسهای دورهای را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، فشار اقتصادی بازار لوازم یدکی میتواند به افزایش استهلاک خودروها منجر شود. این موضوع در ناوگان فرسوده اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه افزایش فاصله میان زمان تعمیر و سرویس میتواند هزینههای بعدی را بیشتر کند.
از این منظر، ثبات بازار لوازم یدکی فقط یک موضوع صنفی یا مصرفی نیست و با هزینه حملونقل، بهرهوری ناوگان و حتی ایمنی تردد ارتباط پیدا میکند.
سه سناریو پیش روی بازار
بر اساس چارچوب ترسیمشده در گزارش پایش بازار، آینده بازار را میتوان در سه مسیر کلی تصور کرد.
سناریوی خوشبینانه:
با کاهش نوسانات ارزی، مدیریت انتظارات تورمی و اتخاذ سیاستهای حمایتی مناسب، فشار هزینهای کاهش پیدا میکند. در این وضعیت، بهبود جریان عرضه از مسیر شبکه رسمی، کاهش شکاف قیمت کارخانه و بازار و دسترسی بهتر مصرفکننده به کالا میتواند بازار را به سمت ثبات نسبی هدایت کند.
سناریوی محتمل:
روند فعلی با شدت متوسط ادامه پیدا میکند. نرخ ارز و انتظارات تورمی همچنان بر قیمتها اثر میگذارند، اما کمبود فراگیر شکل نمیگیرد. در این حالت، بازار در وضعیت «نیمهفشار» باقی میماند؛ یعنی کالا وجود دارد، اما برخی اقلام پرتقاضا با محدودیت دسترسی و شکاف قیمتی مواجه هستند و فشار بر تولیدکنندگان کوچک نیز ادامه دارد.
سناریوی بدبینانه:
در صورت جهش دوباره نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی، هزینه تولید و لجستیک میتواند از توان تحمل بخشی از زنجیره تأمین عبور کند. در این شرایط، شکاف قیمتی عمیقتر میشود، توزیع برخی اقلام با اختلال بیشتری روبهرو خواهد شد و خروج واحدهای کوچک قطعهسازی میتواند در میانمدت به تهدیدی برای پایداری عرضه تبدیل شود.
راهحل فقط کنترل قیمت نیست
اگر بخواهیم از دل این وضعیت یک نتیجه سیاستی استخراج کنیم، مهمترین نکته این است که بازار لوازم یدکی با یک ابزار واحد قابل مدیریت نیست.
شفافیت شبکه توزیع، کاهش فاصله قیمت رسمی و بازار، جلوگیری از عرضه قطرهای، حمایت هدفمند از واحدهای کوچک تولیدی، تسهیل تأمین نقدینگی و بهبود دسترسی مصرفکننده واقعی به کالا باید همزمان دنبال شود.
در بازار لاستیک، کاهش شکاف میان قیمت رسمی و بازار میتواند از انگیزه واسطهگری بکاهد. در بازار قطعات، حمایت از تولیدکنندگان کوچک و تأمین سرمایه در گردش میتواند ریسک کاهش عرضه در ماههای آینده را محدود کند. در بازار روغن موتور نیز حفظ ظرفیت تولید و ثبات تأمین مواد اولیه، اهمیت ویژهای دارد.
از سوی دیگر، توسعه ابزارهای شفاف برای رهگیری موجودی و قیمت در حلقههای مختلف زنجیره میتواند به سیاستگذار کمک کند تا به جای واکنش پس از جهش قیمت، زودتر نقاط ایجاد اختلال را شناسایی کند.
بازار در نقطه حساس زنجیره توزیع ایستاده است
بازار لوازم یدکی، لاستیک و روغن موتور در تیرماه ۱۴۰۵ تصویری از بازاری ارائه میدهد که هنوز با بحران کمبود عمومی مواجه نشده، اما در برابر شوکهای ارزی و هزینهای آسیبپذیرتر از گذشته شده است.
در این بازار، افزایش هزینه تأمین و لجستیک، نوسانات ارز، انتظارات تورمی، تقاضای فصلی و فعالیتهای واسطهای به یکدیگر متصل شدهاند و نتیجه آن افزایش فشار قیمتی و دشوارتر شدن دسترسی مؤثر مصرفکننده است.
نکته تعیینکننده برای ماههای آینده این است که ثبات بازار تنها با افزایش تولید به دست نمیآید؛ همانقدر که تولید اهمیت دارد، مسیر رسیدن کالا از تولیدکننده تا مصرفکننده نیز تعیینکننده است.
اگر شکاف میان قیمت رسمی و بازار کاهش پیدا کند، شبکه توزیع شفافتر شود و حمایت از حلقههای آسیبپذیر زنجیره تأمین در دستور کار قرار گیرد، امکان کنترل بخشی از فشارهای بازار وجود دارد. در مقابل، تداوم بیثباتی ارزی و افزایش هزینهها میتواند پیامدهایی فراتر از گرانی قطعه و روغن داشته باشد و خود را در کاهش تعمیرات دورهای، استفاده از کالاهای غیراستاندارد، افزایش استهلاک خودروها و در نهایت افزایش هزینه و ریسک حملونقل نشان دهد.
به همین دلیل، بازار لوازم یدکی را باید نه صرفاً بهعنوان یک بازار مصرفی، بلکه بهعنوان یکی از حلقههای مهم زنجیره حملونقل کشور پایش کرد؛ بازاری که هر اختلال در آن، دیر یا زود اثر خود را در هزینه خانوار، فعالیت تعمیرکاران، تولیدکنندگان، صاحبان خودرو و ایمنی ناوگان نشان خواهد داد.
منبع: رکنا




