به گزارش خبرنویس به نقل از فرارو، در حالی که سلامت جسمانی بستری برای خوشبختی است، شواهد نشان میدهد که لحظات مواجهه با بحرانهای پزشکی، اغلب به نقطه عطفی برای رهایی از روزمرگی و تحقق آرزوهای معوقه تبدیل میشوند.
کارشناسان روانشناسی معتقدند دریافت خبر ابتلا به بیماریهای سخت، فراتر از یک چالش جسمی، بهعنوان یک کاتالیزور قدرتمند عمل میکند که با ایجاد وضوح ذهنی بیسابقه، فرد را وادار به بازنگری در اولویتها و انجام تغییرات بنیادین در زندگی میسازد.
یافتن خوشبختی حتی برای افراد سالم نیز چالشبرانگیز است؛ حال تصور کنید برای کسانی که با یک تشخیص پزشکی تغییردهنده زندگی روبرو شدهاند (یا عزیزی را در این وضعیت میبینند)، این مسیر چقدر دشوارتر به نظر میرسد. با این حال، حقیقت شگفتآوری در بطن این تجربیات نهفته است: برای بسیاری، یک بیماری سخت به مثابه نیرویی قاهر عمل میکند که آنها را وادار میسازد تا سرانجام بخشهایی از زندگی خود را که سالها به تعویق انداخته بودند، تغییر دهند.
تشخیص یک بیماری جدی، بدون شک فرد را به بازنگری در اولویتها و آنچه در زندگی واقعاً اهمیت دارد، وامیدارد. اگرچه این مواجهه میتواند در ابتدا ترسناک یا فلجکننده باشد، اما روانشناسان بر این باورند که این رخداد میتواند بستری برای رشد شخصی و تحولی مثبت باشد. تحقیقات تأیید میکنند که تشخیص بیماری، واقعهای بزرگ است که در کنار چالشهای بیشمار، فرصتهایی برای بلوغ روانی به همراه میآورد. تغییر در روتینهای روزمره و درگیری با طیف وسیعی از احساسات، بخشی از فرآیند انطباق است، اما در ورای این سختیها، خبری نویدبخش وجود دارد.
کارشناسان توضیح میدهند یک تشخیص پزشکی ویرانگر، سطحی از وضوح و شفافیت ذهنی را به ارمغان میآورد که انسانها به ندرت در شرایط عادی به آن دست مییابند. در چنین موقعیتی، نادیده گرفتن آنچه در زندگی درست نیست یا آزاردهنده است، دشوار میشود. رویارویی با محدودیت زمان یا ابهام در آینده، بسیاری را بر آن میدارد تا بالاخره در مورد تغییراتی که سالها از آنها فرار میکردند، دست به اقدام بزنند.
در ادامه، کارشناسان به بررسی دلایل این پدیده میپردازند:
۱. بازتعریف مشکلات و کوچک شمردن دغدغههای لوکس
دکتر جویس فاین، روانشناس، پیشنهاد میکند افرادی که با شرایط تغییردهنده زندگی روبرو میشوند، باید به طور مستمر عشق خود را به عزیزانشان ابراز کنند، مشکلات پیشپاافتاده و به اصطلاح لوکس دنیای مدرن را از زاویهای جدید ببینند و نسبت به شادیهایی که همین حالا میتوانند داشته باشند، آگاه باشند؛ فارغ از اینکه دههها پیش رو دارند یا تنها چند لحظه.
مطالعات نشان میدهند که درک بیماری مزمن به عنوان یک «فعالیت تحولآفرین» بسیار راهگشا است. به جای اینکه بیماری را صرفاً اتفاقی بدانیم که برای فرد رخ داده، میتوان آن را چیزی دانست که فرد به طور فعالانه با آن زندگی میکند. این تغییر دیدگاه به حفظ کنترل بر زندگی و یادگیری مهارتهای تطبیقی کمک شایانی میکند.
۲. تمرکز بر اولویتهای واقعی و حذف حواشی
استوارت فنسترهایم، درمانگر خانواده و ازدواج، خاطرنشان میکند: «بخش غمانگیز بیماریهای سخت این است که متوجه میشوید دلتنگ فرصتهای از دست رفته خواهید شد، اما دقیقاً همین آگاهی، کلید دستیابی به خوشبختی است. وقتی با محدودیت حیات روبرو میشوید، میخواهید اطمینان حاصل کنید که هر روزتان معنایی دارد.»
او میافزاید باید به گونهای زندگی کرد که چه در سلامت و چه در بیماری، بدانیم زندگی خود و کسانی را که با آنها در تعامل بودهایم، به دلیل تلاقی مسیرهایمان، غنیتر و بهتر کردهایم. این وضوح در هدف، باعث میشود فرد از روابط سمی یا مشاغل بیمعنا سریعتر از هر زمان دیگری دل بکند.
۳. بهانهای برای غرق شدن در بطن زندگی
بیماری میتواند انگیزهای برای در آغوش کشیدن زندگی باشد، نه فرار از آن. دکتر الیوت لبو، روانشناسی که خود با دیابت نوع یک دست و پنجه نرم میکند، میگوید: «پذیرش این وضعیت دشوار بود، اما من از تشخیصی که گرفتم به عنوان محرکی برای زندگی در لحظه استفاده کردم. تصمیم گرفتم به جاهایی بروم که هرگز ندیده بودم، کارهایی را امتحان کنم که هرگز جسارت انجامشان را نداشتم و از زندگی لذت ببرم.»
۴. مجوزی برای درهمشکستن «وضعیت موجود»
بیماری فرصتی نادر برای ارزیابی دوباره زندگی و رهایی از قید و بندهای ناخوشایندی است که مانع حرکت شما بودهاند. در حالی که افراد سالم اغلب تمایل دارند با وضعیت موجود سازش کنند و به شرایط متوسط رضایت دهند، جیلیان فرازین، مددکار اجتماعی، بیماران را تشویق میکند تا از این زمان برای «تغییر چیزهایی استفاده کنند که پیش از این هرگز تصور تغییر دادنشان را نداشتند.»
برای رسیدن به این سطح از انگیزه، گاهی کمک گرفتن از یک درمانگر ضروری است تا فرد بتواند انتخابهای مثبتتری داشته باشد. این انتخابها میتواند به سادگیِ تصمیم برای برخاستن و ادامه دادن در هر روز جدید باشد.
۵. هدفی برای ادامه دادن و معنای شجاعت
جنسا، یکی از بازماندگان سرطان روده بزرگ، زندگی خود را با «تمرکز بر رسیدن به نقاط عطف کوچک» تغییر داد. از نظر او، بحث بر سر شجاع بودن یا مثبتاندیشی مداوم نیست؛ بلکه موضوع فقط ادامه دادن است. شاید شجاعت واقعی همین باشد: ادامه دادن در مسیر، در حالی که شادیها در طول این مسیر به تدریج خود را نشان میدهند.
داشتن هدف در زندگی حیاتی است. تا زمانی که تلاش نکنید، هرگز نخواهید فهمید زندگیتان چگونه میتواند تغییر کند. شاید بتوان منتظر نشست تا خوشبختی به سراغ آدم بیاید، اما ممکن است این انتظار بیش از زمان باقیمانده به طول انجامد؛ بنابراین، اکنون زمان انجام همان تغییراتی است که سالها از آنها اجتناب کردهاید.
تحلیل نهایی
بیماریهای سخت مانند یک «تکانهی وجودی» عمل میکنند. این تشخیصها، لایههای کاذب و تعارفات اجتماعی را کنار میزنند و فرد را با عریانترین پرسش زندگی مواجه میکنند: «اگر قرار باشد این آخرین فصل زندگی من باشد، آیا میخواهم آن را همینگونه سپری کنم؟» پاسخ به این سوال، همان نیروی محرکهای است که منجر به مهاجرتهای ناگهانی، آشتیهای بزرگ، استعفا از کارهای فرساینده و در نهایت، کشف معنای واقعی زندگی میشود.
کارشناسان همگی موافق هستند که لازم نیست حتماً با یک فاجعه روبرو شویم تا بیدار شویم، اما برای کسانی که در این مسیر قرار گرفتهاند، بیماری میتواند از یک بنبست به یک جادهی جدید و پرمعنا تبدیل شود.
منبع: سلامت نیوز




