اجتماعی

حل مسئله از قصه‌های کودکی تا تصمیم‌های نوجوانی

به گزارش خبرگزاری ایمنا، کودک امروز در جهانی بزرگ می‌شود که بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی، پاسخ آماده و قطعی ندارند. از انتخاب‌های ساده روزمره گرفته تا روابط اجتماعی، مسائل تحصیلی و چالش‌های دوران نوجوانی، فرد بارها با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که نیازمند فکر کردن، مقایسه گزینه‌ها و پیش‌بینی پیامدهاست، بنابراین توانایی مواجهه با مشکل، مهارتی بنیادی است که بهتر است ساختن آن از سال‌های ابتدایی زندگی آغاز شود.

با این حال، یکی از چالش‌های تربیتی این است که والدین گاهی از سر محبت و نگرانی، پیش از آنکه کودک فرصت مواجهه با یک مسئله را پیدا کند، وارد عمل می‌شوند. نتیجه چنین حمایتی ممکن است کودکی باشد که در ظاهر کمتر با مشکل روبه‌رو شده، اما در موقعیت‌های واقعی، برای تصمیم‌گیری مستقل اعتماد و آمادگی کافی ندارد. حمایت مؤثر به معنای هموار کردن تمام مسیر نیست و گاهی لازم است کودک با یک مانع متناسب با سن خود روبه‌رو شود تا راه عبور از آن را تجربه کند.

یادگیری حل مسئله نیز فقط به کلاس، کتاب یا آموزش رسمی نیاز ندارد. یک داستان کودکانه، یک اختلاف ساده با همسالان یا حتی انتخاب میان چند گزینه روزمره می‌تواند فرصتی برای تمرین فکر کردن باشد. زمانی که به جای ارائه پاسخ نهایی، از کودک پرسیده می‌شود «چه راه‌هایی وجود دارد؟» یا «اگر این کار را انجام بدهی چه اتفاقی می‌افتد؟»، ذهن او از دریافت‌کننده پاسخ به جست‌وجوگر راه‌حل تبدیل می‌شود.

اهمیت این مهارت در سال‌های بعد بیشتر نمایان می‌شود؛ جایی که افزایش هیجان، فشار همسالان و پیچیده‌تر شدن مسائل می‌تواند نوجوان را به واکنش‌های سریع یا فرار از مسئله سوق دهد. فردی که از کودکی تمرین کرده مسئله را بشناسد، گزینه‌ها را بسنجد و پیامد انتخاب‌هایش را بررسی کند، آمادگی بیشتری برای تصمیم‌گیری سنجیده خواهد داشت و به همین دلیل، تربیت مسئله‌حل‌کن بیش از آنکه به حذف مشکلات وابسته باشد، به شیوه مواجهه خانواده با مشکلات وابسته است.

مرز ظریف میان مراقبت از کودک و پرورش ندادن مهارت حل مسئله فرزند

محسن لعلی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه آموزش حل مسئله حتی در سنین بسیار پایین نیز امکان‌پذیر است، اظهار کرد: برای مثال، والدین می‌توانند هنگام تعریف داستان برای کودکان، از فرصت داستان برای تقویت تفکر و چاره‌اندیشی استفاده کنند. پس از بیان یک داستان می‌توان از کودک پرسید شخصیت‌های داستان با چه مشکلی مواجه شدند، چه انتخاب‌هایی داشتند، اگر رفتار دیگری انجام می‌دادند چه اتفاقی می‌افتاد و کودک خودش چه راه‌حلی برای آن موقعیت پیشنهاد می‌کند.

وی افزود: به این ترتیب، کودک از همان سال‌های ابتدایی زندگی یاد می‌گیرد که در برابر یک مشکل، تنها یک پاسخ از پیش تعیین‌شده وجود ندارد و می‌توان برای یک مسئله، راه‌حل‌های مختلفی در نظر گرفت و با افزایش سن، این آموزش باید متناسب با شرایط و توانایی‌های شناختی کودک و نوجوان پیچیده‌تر شود.

روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هنگامی که نوجوان با مشکلی مواجه می‌شود، والدین نباید بلافاصله راه‌حل را در اختیار او قرار دهند، تصریح کرد: بهتر است ابتدا از او بخواهند مسئله را توضیح دهد، درباره گزینه‌های مختلف فکر کند و پیامدهای هر گزینه را مورد بررسی قرار دهد، این فرایند به نوجوان کمک می‌کند از رفتارهای تکانشی فاصله بگیرد و تصمیم‌گیری خود را بر پایه تفکر و ارزیابی پیامدها قرار دهد.

سه واکنش در برابر مشکل؛ از انکار و تکانشگری تا پیدا کردن راه‌حل

لعلی با بیان اینکه در مواجهه با مشکلات، افراد به چند شیوه واکنش نشان می‌دهند، ادامه داد: برخی به صورت تکانشی و بدون فکر عمل می‌کنند و تحت تأثیر هیجان، بدون بررسی پیامدهای رفتار خود تصمیم می‌گیرند و برخی دیگر وجود مشکل را انکار می‌کنند و تلاش می‌کنند مسئله را نادیده بگیرند، گروهی نیز در برابر مشکل دچار احساس ضعف و ناتوانی می‌شوند و تصور می‌کنند توانایی حل آن را ندارند.

وی گفت: در مقابل، افرادی که از مهارت حل مسئله برخوردارند، تلاش می‌کنند ابتدا مسئله را به شکل دقیق بشناسند، سپس راه‌حل‌های مختلف را بررسی و در نهایت، مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کنند و یکی دیگر از عوامل مؤثر در شکل‌گیری این مهارت، فراهم کردن فرصت تجربه و آزمون و خطا برای کودکان است.

روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه کودک باید در محیطی امن، فرصت داشته باشد برخی مسائل را خودش تجربه کند، اشتباه کند، پیامد رفتار خود را ببیند و از آن تجربه بیاموزد، اضافه کرد: اگر والدین همواره پیش از وقوع هر مشکل وارد عمل شوند، کودک فرصت کسب تجربه و تقویت توانایی‌های خود را از دست می‌دهد، بنابراین حمایت صحیح از کودک به معنای حذف تمام مشکلات از مسیر او نیست، بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که کودک بتواند با حمایت و نظارت مناسب، به تدریج از عهده مشکلات خود برآید.

حل مسئله از قصه‌های کودکی تا تصمیم‌های نوجوانی

توانایی حل مسئله یکی از مهارت‌هایی است که ارزش واقعی خود را زمانی نشان می‌دهد که فرد با موقعیتی خارج از برنامه و پیش‌بینی‌های همیشگی روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، داشتن امکان مکث، فکر کردن و بررسی انتخاب‌ها می‌تواند تفاوت بزرگی در نوع واکنش ایجاد کند، این توانایی یک ویژگی ذاتی و ثابت نیست و مانند بسیاری از مهارت‌های دیگر، در طول تجربه و تمرین شکل می‌گیرد.

خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن با تصمیم، پیامد و مسئولیت روبه‌رو می‌شود. اگر فضای خانه به گونه‌ای باشد که هر اشتباه با سرزنش مواجه شود یا هر مشکل پیش از تجربه کودک توسط والدین برطرف شود، فرصت تمرین مستقل کاهش پیدا می‌کند و در مقابل، محیط امنی که در آن اشتباه بخشی از فرایند یادگیری تلقی شود، می‌تواند به کودک کمک کند از تجربه‌های روزمره برای ساختن اعتماد و توانایی تصمیم‌گیری استفاده کند.

دادن فرصت تجربه به معنای رها کردن کودک در برابر مشکلات نیست و سن، میزان توانایی، شرایط مسئله و احتمال آسیب باید در میزان آزادی و نظارت والدین در نظر گرفته شود. والد آگاه کسی نیست که در تمام لحظات به جای فرزند تصمیم بگیرد، بلکه کسی است که متناسب با شرایط، حمایت لازم را فراهم می‌کند و به تدریج مسئولیت بیشتری را به خود کودک واگذار می‌کند.

هدف از آموزش حل مسئله، تربیت کودکی نیست که برای هر موقعیتی یک پاسخ آماده داشته باشد، بلکه پرورش فردی است که وقتی با مسئله‌ای تازه مواجه شد، از آن فرار نکند و تصور نکند نخستین واکنش او تنها راه ممکن است. کودکی که یاد می‌گیرد مسئله را بشناسد، راه‌های مختلف را ببیند و پیامد انتخاب‌هایش را بسنجد، در مسیر رشد به نوجوان و بزرگسالی تبدیل می‌شود که برای مواجهه با پیچیدگی‌های زندگی آمادگی بیشتری دارد.

منبع: ایمنا

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا