یک فعال کارگری گفت: وقتی معوقات بازنشستگان بعد از ماهها تاخیر، آن هم به صورت ناقص، پرداخت میشود، مبلغ اسمی آن شاید همان مبلغی باشد که باید پرداخت میشد، اما ارزش واقعی آن دیگر همان ارزش گذشته نیست.
به گزارش خبرنویس، امیر قامتی، فعال کارگری، با انتقاد از وضعیت معیشتی کارگران و بازنشستگان، به خبرنگار ایلنا گفت: بالاخره پس از گذشت شش ماه از سال و بعد از آنکه تورم افزایش یافت و قیمت کالاها چندبرابر شد، پرداخت معوقات فروردین ماه بازنشستگان تأمین اجتماعی انجام شد و باقی معوقات سر جای خود باقیمانده است!
این فعال حوزه بازنشستگان با انتقاد از تأخیر در پرداخت معوقات گفت: وقتی معوقات بازنشستگان بعد از ماهها تاخیر، آن هم به صورت ناقص، پرداخت میشود، مبلغ اسمی آن شاید همان مبلغی باشد که باید پرداخت میشد، اما ارزش واقعی آن دیگر همان ارزش گذشته نیست. در فاصلهای که بازنشسته منتظر دریافت مطالبات خود بوده، قیمت کالاها، خدمات، مسکن، درمان و سایر هزینهها چندین بار افزایش یافته است. بنابراین پرداخت دیرهنگام معوقات، به معنای جبران واقعی قدرت خرید از دسترفته بازنشسته نیست.
وی افزود: جای بسی تأسف است که در شرایطی که مردم، بهویژه کارگران و بازنشستگان، زیر فشار تورم و گرانی افسارگسیخته قرار دارند، به جای آنکه دولت و مسئولان برای کاهش فشار اقتصادی و دلجویی از این اقشار چارهاندیشی کنند، افزایش قیمت بنزین را در دستور کار قرار میدهند.
قامتی با اشاره به کاهش مستمر قدرت خرید بازنشستگان اظهار کرد: امروز مسئله فقط افزایش قیمت یک یا دو قلم کالا نیست؛ تقریباً تمام هزینههای ضروری زندگی افزایش پیدا کرده است، اما حقوق بازنشستگان متناسب با این افزایش قیمتها رشد نکرده است. فاصله میان درآمد بازنشستگان و هزینههای واقعی زندگی هر روز بیشتر میشود و بسیاری از بازنشستگان حتی برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود، از خوراک و مسکن گرفته تا درمان و هزینههای روزمره، با مشکل مواجه هستند.
وی ادامه داد: بازنشستهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده و عمر خود را برای اقتصاد و تولید این کشور گذاشته است، امروز باید برای تأمین هزینههای ضروری زندگی خود دغدغه داشته باشد. حقوقی که دریافت میکند در برابر قیمتهای فعلی، قدرت خرید گذشته را ندارد و افزایشهای حقوقی نیز به اندازهای نیست که بتواند عقبماندگی معیشتی این قشر را جبران کند.
قامتی تأکید کرد: بازنشسته نمیتواند با عدد و رقمهای روی کاغذ زندگی کند؛ زندگی با قیمتهای بازار میگذرد. وقتی قیمتها با سرعت افزایش پیدا میکنند اما حقوق با همان سرعت افزایش نمییابد، نتیجه چیزی جز کوچکتر شدن سفره خانوار و افزایش فشار معیشتی نیست.
وی در ادامه نسبت به پیامدهای افزایش قیمت بنزین و حاملهای انرژی هشدار داد و گفت: افزایش قیمت بنزین فقط به معنای گران شدن هزینه سوخت خودرو نیست. هر افزایش در قیمت حاملهای انرژی، میتواند زنجیرهای از افزایش هزینهها را به دنبال داشته باشد؛ از حملونقل و جابهجایی کالا گرفته تا قیمت مواد غذایی، خدمات و سایر نیازهای روزمره. کارگر و بازنشستهای که درآمد ثابتی دارد، در چنین شرایطی نخستین گروهی است که فشار این افزایش هزینهها را مستقیماً در زندگی روزمرهی خود احساس میکند.
این فعال صنفی افزود: وقتی هزینه رفتوآمد، دارو، درمان، مواد غذایی و سایر نیازهای ضروری افزایش پیدا میکند، بازنشستهای که حقوق ثابتی دریافت میکند مجبور است از بخشی از نیازهای خود بزند. این یعنی کاهش کیفیت زندگی و گاهی حذف نیازهایی که اساساً نباید قابل حذف باشند؛ بهخصوص هزینههای درمان و سلامت.
قامتی تصریح کرد: سؤال ما این است که آیا مسئولان پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این تصمیمها را برای زندگی میلیونها کارگر و بازنشسته در نظر گرفتهاند؟ آیا افزایش فشار اقتصادی در شرایطی که بخش قابل توجهی از جامعه همین امروز نیز با دشواری معیشت روبهرو است، نمیتواند زمینهساز افزایش نارضایتی و اعتراضات اجتماعی شود؟
وی گفت: دولت، مجلس و دیگر مسئولان نظام در این برهه حساس باید بیش از هر زمان دیگری به فکر حفظ معیشت مردم، بهویژه اقشار حقوقبگیر باشند. نمیتوان از مردم انتظار داشت که هر روز با افزایش قیمتها مواجه شوند، اما درآمدشان ثابت بماند و بعد از آنها انتظار داشت که همچنان بتوانند هزینههای زندگی را مدیریت کنند.
این فعال حوزه بازنشستگان ادامه داد: کارگر و بازنشسته امروز بیش از هر چیز نیازمند دیده شدن و شنیده شدن است. این قشر نباید زمانی مورد توجه قرار بگیرد که صدای اعتراضش بلند شده باشد. پیشگیری از بحران معیشتی و اجتماعی، بسیار کمهزینهتر از مواجهه با تبعات آن است.
قامتی با بیان اینکه فشار اقتصادی، زندگی خانوادگی بازنشستگان و کارگران را نیز تحت تأثیر قرار داده است، اظهار کرد: امروز بسیاری از بازنشستگان در برابر خانواده خود احساس شرمندگی میکنند؛ نه به این دلیل که کمکاری کردهاند، بلکه به این دلیل که درآمدشان دیگر پاسخگوی هزینههای سادهی زندگی نیست. کسی که تمام عمر کار کرده و امروز باید نگران تأمین هزینههای ابتدایی خانوادهاش باشد، طبیعی است که احساس کند شأن و جایگاه او نادیده گرفته شده است.
وی افزود: بازنشستگان و کارگران رنجور این سرزمین، دیگر توان سابق را برای تحمل فشارهای اقتصادی ندارند. نباید اجازه داد فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی آنقدر زیاد شود که امید و انگیزه از خانوادههای کارگری و بازنشستگی گرفته شود.
قامتی در پایان گفت: اگر هدف، حفظ انسجام و وحدت جامعه است، مسیر آن از سفره مردم میگذرد. تکریم بازنشسته فقط با سخنرانی و شعار محقق نمیشود؛ تکریم واقعی یعنی حقوق و مستمری او به اندازهای باشد که بتواند یک زندگی شرافتمندانه داشته باشد، معوقاتش در زمان مقرر پرداخت شود و سیاستهای اقتصادی به جای تحمیل فشار بیشتر، بخشی از بار سنگین زندگی را از دوش او بردارد.
وی خاطرنشان کرد: کارگر و بازنشسته، ستونهای این کشور هستند. اگر دغدغه حفظ آرامش، انسجام و سرمایه اجتماعی وجود دارد، باید صدای این اقشار شنیده شود و پیش از آنکه فشارهای معیشتی به بحرانهای بزرگتر تبدیل شود، برای آن چارهاندیشی شود.
منبع: اکوایران




