اجتماعی

مهارت‌های زندگی؛ سپرهای نامرئی در برابر بحران‌های روانی

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نوجوانی دوره‌ای است که فرد در آن نه‌تنها با تغییرات جسمی و عاطفی روبه‌رو می‌شود، بلکه در حال ساختن تصویری تازه از خود و جایگاهش در خانواده و جامعه است. فشارهای تحصیلی، روابط دوستانه، انتظارات خانواده، نگرانی درباره آینده و تجربه احساساتی که گاهی برای خود فرد هم ناشناخته‌ است، می‌توانند این دوره را پیچیده‌تر کنند و در چنین شرایطی، برخورداری از مهارت‌هایی برای مواجهه با دشواری‌ها اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ مهارت‌هایی که قرار نیست مشکلات را از زندگی حذف کنند، اما می‌توانند شیوه مواجهه با آن‌ها را تغییر دهند.

در میان مسائل مرتبط با سلامت روان نوجوانان، رفتارهای خودآسیب‌رسان موضوعی است که نیازمند توجه جدی و در عین حال مسئولانه است. پرداختن به این مسئله نباید فقط به زمانی محدود شود که یک نوجوان در شرایط بحرانی قرار گرفته است. رویکرد پیشگیرانه تلاش می‌کند پیش از رسیدن مشکلات به نقطه بحرانی، توانایی‌های روانی و اجتماعی فرد را تقویت کند و محیط اطراف او را نیز برای حمایت بهتر آماده سازد.

از این منظر، آموزش مهارت‌های زندگی تنها یک برنامه آموزشی در کنار درس‌های مدرسه نیست، بلکه می‌تواند بخشی از فرایند آماده‌سازی نوجوان برای مواجهه با واقعیت‌های زندگی باشد. خودآگاهی، تنظیم هیجان، تصمیم‌گیری، حل مسئله، ارتباط مؤثر و توانایی درخواست کمک، مجموعه‌ای از مهارت‌هایی هستند که می‌توانند به فرد کمک کنند در موقعیت‌های دشوار، انتخاب‌های سنجیده‌تر و سالم‌تری داشته باشد.

البته هیچ مهارتی به‌تنهایی نمی‌تواند از بروز همه مشکلات روانی جلوگیری کند و مسئولیت پیشگیری نیز بر دوش نوجوان قرار ندارد. خانواده حمایتگر، مدرسه امن، دسترسی به مشاور و متخصص و جامعه‌ای که درباره سلامت روان بدون قضاوت صحبت کند، همگی در کنار آموزش مهارت‌های زندگی معنا پیدا می‌کنند، بنابراین بررسی نقش این آموزش‌ها در پیشگیری از خودآسیب‌رسانی، در واقع بررسی این پرسش گسترده‌تر است که چگونه می‌توان محیطی ساخت که نوجوان در مواجهه با روزهای سخت، راه‌های بیشتری برای کمک گرفتن و ادامه دادن داشته باشد.

گامی برای پیشگیری از خودآسیب‌رسانی / نوجوانان را چطور برای روزهای سخت آماده کنیم؟

مائده سلیمی، روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه سلامت روان یکی از بخش‌های مهم زندگی انسان است که به‌ویژه در دوران نوجوانی تحت تأثیر تغییرات عاطفی، اجتماعی و محیطی قرار می‌گیرد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: نوجوانان در این دوره ممکن است با فشارهای تحصیلی، مشکلات ارتباطی، احساس تنهایی یا تغییرات شدید هیجانی روبه‌رو شوند و گاهی در مدیریت این شرایط با دشواری مواجه باشند و به همین دلیل، آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند نقش مهمی در افزایش توانایی نوجوانان برای مقابله سالم با مشکلات و کاهش احتمال رفتارهای پرخطر، از جمله رفتارهای خودآسیب‌رسان، داشته باشد.

وی با بیان اینکه مهارت‌های زندگی مجموعه‌ای از توانایی‌های روانی و اجتماعی هستند که به فرد کمک می‌کنند با چالش‌های روزمره بهتر برخورد کند، می‌افزاید: مهارت‌هایی مانند خودآگاهی، کنترل و تنظیم هیجان، حل مسئله، تصمیم‌گیری و ارتباط مؤثر می‌توانند به نوجوان کمک کنند احساسات خود را بهتر بشناسد و برای مشکلات خود راه‌حل‌های سالم‌تری پیدا کند. هنگامی که فرد احساس می‌کند توانایی بیشتری برای مدیریت شرایط دشوار دارد، احتمال اینکه در زمان بحران به رفتارهای آسیب‌زا روی بیاورد می‌تواند کاهش پیدا کند.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از مهارت‌های مهم در این زمینه، تنظیم هیجان است، تصریح می‌کند: تجربه احساساتی مانند خشم، اضطراب، ناراحتی یا ناامیدی بخشی طبیعی از زندگی است، اما ناتوانی در شناخت و مدیریت این احساسات می‌تواند شرایط را دشوارتر کند. آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان به نوجوانان کمک می‌کند احساسات خود را سرکوب نکنند، بلکه آن‌ها را بشناسند و از راه‌های سالم برای مدیریتشان استفاده کنند. گفت‌وگو با فرد قابل اعتماد، استفاده از فعالیت‌های آرامش‌بخش و درخواست کمک در زمان مناسب از نمونه‌های رفتارهای سازنده هستند.

درخواست کمک نشانه ضعف نیست

سلیمی ادامه می‌دهد: مهارت حل مسئله نیز اهمیت زیادی دارد و گاهی یک مشکل در ذهن فرد آن‌قدر بزرگ به نظر می‌رسد که تصور می‌کند هیچ راهی برای بهتر شدن شرایط وجود ندارد. آموزش حل مسئله می‌تواند به او یاد بدهد که مشکلات را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کند، گزینه‌های مختلف را بررسی کند و در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرد. این رویکرد باعث می‌شود فرد به جای واکنش فوری و آسیب‌زا، فرصت بیشتری برای فکر کردن و انتخاب راه‌حل مناسب داشته باشد.

وی با بیان اینکه در کنار آموزش مهارت‌های فردی، ایجاد یک محیط حمایتگر نیز ضروری است، می‌گوید: مدرسه و خانواده می‌توانند فضایی ایجاد کنند که نوجوان در آن بتواند درباره مشکلات و احساسات خود بدون ترس از قضاوت صحبت کند. آموزش مهارت‌های زندگی زمانی اثربخش‌تر خواهد بود که نوجوان بداند درخواست کمک نشانه ضعف نیست و در شرایط دشوار می‌تواند به والدین، معلم، مشاور یا یک متخصص سلامت روان مراجعه کند و در واقع، حمایت اجتماعی یکی از بخش‌های مهم پیشگیری است.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان اضافه می‌کند: آموزش مهارت‌های زندگی را می‌توان نوعی سرمایه‌گذاری برای سلامت روان دانست. هدف این آموزش فقط جلوگیری از یک رفتار خاص نیست، بلکه تقویت توانایی فرد برای شناخت خود، مدیریت احساسات، حل مشکلات و برقراری ارتباط سالم با دیگران است. هرچه نوجوانان زودتر این مهارت‌ها را یاد بگیرند و فرصت تمرین آن‌ها را داشته باشند، آمادگی بیشتری برای روبه‌رو شدن با فشارهای زندگی پیدا می‌کنند و احتمال انتخاب راهکارهای سالم در موقعیت‌های دشوار افزایش می‌یابد.

مهارت‌های زندگی؛ سپرهای نامرئی در برابر بحران‌های روانی

چگونگی ساختن سپر روانی پیش از طوفان

فاطمه رضازاده، روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه دوران نوجوانی مرحله‌ای مهم در شکل‌گیری شخصیت و یادگیری شیوه‌های مقابله با مشکلات است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: در این دوره، فرد به‌تدریج استقلال بیشتری پیدا می‌کند، روابط اجتماعی گسترده‌تری شکل می‌دهد و با موقعیت‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شود. اگر نوجوان در این مسیر مهارت کافی برای شناخت احساسات، برقراری ارتباط و مواجهه با فشارهای روانی نداشته باشد، ممکن است در برخی شرایط واکنش‌های ناسالم نشان دهد و به همین دلیل، آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند یکی از راه‌های مهم برای تقویت سلامت روان و پیشگیری از رفتارهای پرخطر باشد.

وی با بیان اینکه مدرسه یکی از مهم‌ترین محیط‌هایی است که می‌تواند در این زمینه نقش داشته باشد، می‌افزاید: آموزش مهارت‌های زندگی نباید فقط به درس‌های نظری محدود شود، بلکه می‌تواند از طریق فعالیت‌های گروهی، گفت‌وگو، تمرین‌های ارتباطی و آموزش حل مسئله انجام گیرد. دانش‌آموزان می‌توانند یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را بیان کنند، در هنگام اختلاف نظر گفت‌وگو کنند و هنگام مواجهه با یک مشکل از افراد مناسب کمک بگیرند و چنین آموزش‌هایی می‌تواند احساس توانمندی و تعلق به محیط مدرسه را نیز تقویت کند.

روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان تصریح می‌کند: یکی از موضوعات مهم در پیشگیری، آموزش مهارت کمک خواستن است؛ بعضی نوجوانان ممکن است تصور کنند که بیان مشکلات باعث قضاوت شدن آن‌ها می‌شود یا باید همه مسائل را به تنهایی حل کنند، در حالی که شناخت افراد قابل اعتماد و توانایی مراجعه به آن‌ها در زمان مناسب، یک مهارت مهم زندگی محسوب می‌شود. خانواده، معلمان و مشاوران می‌توانند با ایجاد فضای امن و پذیرنده، به نوجوان نشان دهند که صحبت کردن درباره مشکلات روانی موضوعی قابل قبول و طبیعی است.

ضرورت مورد توجه قرار گرفتن سلامت روان و مهارت مقابله با فشارهای زندگی در کنار آموزش‌های درسی

رضازاده با بیان اینکه خانواده نیز نقش مهمی در تقویت این مهارت‌ها دارد، ادامه می‌دهد: والدینی که به صحبت‌های نوجوان گوش می‌دهند، احساسات او را جدی می‌گیرند و به جای سرزنش، درباره مشکلات گفت‌وگو می‌کنند، می‌توانند زمینه مناسبی برای رشد مهارت‌های مقابله‌ای فراهم کنند، البته حمایت از نوجوان به معنای حل کردن تمام مشکلات او نیست، بلکه بهتر است والدین به او کمک کنند تا به تدریج توانایی تصمیم‌گیری، حل مسئله و مدیریت شرایط دشوار را در خود تقویت کند.

وی می‌گوید: از دیدگاه اجتماعی نیز لازم است درباره سلامت روان با زبان درست و بدون قضاوت صحبت شود. برخوردهای سرزنش‌آمیز یا برچسب‌زننده ممکن است باعث شود نوجوان مشکلات خود را پنهان کند و دیرتر برای دریافت حمایت اقدام کند و در مقابل، افزایش سواد سلامت روان در مدرسه و خانواده می‌تواند باعث شود افراد نشانه‌های فشار روانی را جدی‌تر بگیرند و در زمان مناسب از افراد متخصص کمک بگیرند، بنابراین پیشگیری فقط مسئولیت یک فرد نیست و به همکاری خانواده، مدرسه و جامعه نیاز دارد.

روان‌شناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه می‌کند: آموزش مهارت‌های زندگی در نهایت می‌تواند به نوجوان کمک کند که در برابر مشکلات احساس ناتوانی نکند و برای شرایط دشوار، گزینه‌های سالم و متنوعی در اختیار داشته باشد. مهارت‌هایی مانند ارتباط مؤثر، خودآگاهی، تنظیم هیجان، حل مسئله و کمک خواستن، همگی بخشی از این توانمندی هستند، بنابراین اگر هدف آموزش و تربیت، آماده کردن نوجوان برای زندگی واقعی باشد، سلامت روان و مهارت مقابله با فشارهای زندگی نیز باید در کنار آموزش‌های درسی مورد توجه قرار گیرد.

مهارت‌های زندگی؛ سپرهای نامرئی در برابر بحران‌های روانی

پیشگیری از خودآسیب‌رسانی را نمی‌توان به یک توصیه ساده محدود کرد، چراکه سلامت روان فرایندی مداوم است و مهارت‌هایی که نوجوان امروز یاد می‌گیرد، ممکن است در سال‌های آینده نیز به کمک او بیایند. هدف آموزش مهارت‌های زندگی این نیست که نوجوان هرگز با غم، اضطراب، خشم یا شکست روبه‌رو نشود، بلکه قرار است او یاد بگیرد این تجربه‌ها را بشناسد و برای مواجهه با آن‌ها گزینه‌های سالم‌تری داشته باشد.

در این میان، شاید یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها چیزی باشد که کمتر از مهارت‌های دیگر درباره آن صحبت می‌شود و آن توانایی کمک خواستن است؛ نوجوان باید بداند لازم نیست همه مشکلات را به تنهایی حل کند و مراجعه به والدین، مشاور، معلم مورد اعتماد یا متخصص سلامت روان، نشانه ناتوانی نیست. آموزش همین نگاه می‌تواند فرهنگ سکوت درباره مشکلات روانی را به فرهنگ گفت‌وگو و حمایت تبدیل کند.

از طرف دیگر، آموزش مهارت‌های زندگی زمانی اثرگذارتر است که با تغییر در محیط اطراف نوجوان همراه شود. اگر مدرسه از دانش‌آموز درباره احساساتش صحبت کردن را بخواهد اما فضای امنی برای شنیده شدن فراهم نکند یا اگر خانواده از فرزند خود انتظار گفت‌وگو داشته باشد اما در برابر مشکلات او با سرزنش واکنش نشان دهد، بخش مهمی از مسیر پیشگیری نادیده گرفته می‌شود. مسئولیت حمایت از سلامت روان، مسئولیتی مشترک میان فرد، خانواده، مدرسه و جامعه است.

نگاه پیشگیرانه یعنی پیش از آنکه یک مشکل به بحران تبدیل شود، برای تقویت توانمندی‌های روانی و ساختن شبکه‌ای از حمایت اقدام کنیم. آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند یکی از پایه‌های این رویکرد باشد، نه به عنوان راه‌حلی جادویی، بلکه به عنوان ابزاری برای افزایش تاب‌آوری، تقویت ارتباط و باز کردن مسیر کمک‌گرفتن و شاید مهم‌ترین پیام این باشد که مراقبت از سلامت روان، درست مثل آموزش و رشد اجتماعی، بهتر است از سال‌های نخست آغاز شود؛ زمانی که هنوز می‌توان بسیاری از مهارت‌ها را آموخت، تمرین کرد و به بخشی از زندگی تبدیل کرد.

منبع: ایمنا

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا