به گزارش خبرگزاری ایمنا، کودکان جهان پیرامون خود را پیش از آنکه با واژهها بشناسند، با تجربه و خیال کشف میکنند. رنگها، خطوط، شکلها و بازیهای خلاقانه بخشی از زبان طبیعی آنها برای شناخت محیط اطراف و بیان آن چیزی است که در ذهن و احساسشان میگذرد و در این میان، نقاشی یکی از نخستین ابزارهایی است که کودک برای ارتباط با دنیای بیرون در اختیار میگیرد.
فعالیتهای هنری از سالهای ابتدایی زندگی، فرصت تجربه کردن و آزمودن را برای کودک فراهم میکنند و او در جریان خلق یک اثر، با انتخابهای مختلف روبهرو میشود، تصمیم میگیرد، اشتباه میکند و دوباره تلاش میکند؛ فرایندی که میتواند بسیاری از مهارتهای ذهنی و عاطفی او را به شکلی طبیعی تقویت کند.
گاهی نگاه بزرگسالان به نقاشی کودکان بیش از اندازه به نتیجه نهایی و رعایت قواعد از پیش تعیینشده معطوف میشود، در حالی که ارزش واقعی هنر در دوران کودکی، نه در خلق اثری مطابق با معیارهای بزرگسالان، بلکه در فراهم کردن فرصتی برای تجربه آزادانه، خیالپردازی و کشف تواناییهای فردی کودک نهفته است.
آزادی در فعالیتهای هنری میتواند به کودک بیاموزد که برای یک مسئله همیشه تنها یک پاسخ وجود ندارد و میتوان از مسیرهای مختلف به یک هدف رسید و همین تجربه ساده، پایهای برای شکلگیری تفکر خلاق و توانایی مواجهه انعطافپذیر با مسائل در سالهای آینده خواهد بود.
هنر؛ زبان بیواژه کودکان برای کشف و بیان جهان
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه هنر و نقاشی یکی از عواملی است که میتواند زمینه رشد خلاقیت فرزندان را فراهم کند، اظهار کرد: با این حال نباید به هنر نگاه افراطی یا پیچیده داشت و از سوی دیگر نیز نباید آن را موضوعی بیاهمیت تلقی کرد. هنر بخشی طبیعی از فرآیند رشد انسان است و باید به آن فرصت داده شود تا در فضایی آزاد و امن شکوفا شود.
وی افزود: یکی از اشتباهات رایج این است که والدین یا مربیان از همان ابتدا تلاش میکنند به کودک آموزش دهند که هر چیز در نقاشی چگونه باید کشیده شود؛ به عنوان مثال تأکید میکنند که تنه درخت باید قهوهای باشد، برگها باید سبز باشند یا خورشید باید به شکل خاصی ترسیم شود و این نوع سختگیریها میتواند مانع بروز خلاقیت و بیان آزادانه کودک شود.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح کرد: کودک ممکن است درختی با تنه بنفش یا برگهای سیاه بکشد و در نگاه اول شاید این انتخاب عجیب به نظر برسد، اما از منظر روانشناختی این انتخابها میتوانند حامل معنا باشند. گاهی کودک از طریق همین رنگها و شکلها در حال بیان احساسات، نگرانیها یا تخیلات خود است و اگر پیش از شنیدن پیام او، تلاش کنیم نقاشی را مطابق استانداردهای ذهنی خود اصلاح کنیم، در واقع فرصت بیان آزادانه را از او گرفتهایم.
وقتی خلاقیت از دل آزادی و تجربه متولد میشود
پدرام با بیان اینکه به همین دلیل بسیاری از رویکردهای نوین آموزشی و هنری بر این اصل تأکید دارند که به کودکان نقاشی یاد ندهیم، بلکه اجازه دهیم خودشان را در نقاشی بیان کنند، ادامه داد: هدف اصلی نباید تولید یک اثر بینقص باشد، بلکه باید فراهم کردن فضایی برای تجربه، کشف و ابراز وجود باشد و باید توجه داشت که علاقه به نقاشی و فعالیتهای هنری در سالهای نخست زندگی پدیدهای همگانی است.
وی گفت: کودکان از همان سنین پایین تمایل دارند خطوطی روی کاغذ بکشند، اشکال مختلف را ترسیم و جهان اطراف خود را بازآفرینی کنند و این فعالیتها حتی بخشی از شاخصهای رشد طبیعی کودک محسوب میشوند. خطخطی کردن در سالهای اولیه، ترسیم دایره، مثلث و مربع در سنین بالاتر، همگی نشانههایی از رشد شناختی و ادراکی کودک هستند، بنابراین هنر نهتنها ابزاری برای خلاقیت، بلکه بخشی از مسیر طبیعی رشد ذهنی و شناختی کودک است.
روانشناس و مشاور خانواده با بین اینکه هنر نقشی مهم در شکلگیری تفکر خلاق دارد، اضافه کرد: بسیاری از فعالیتهای آموزشی رسمی بر تفکر همگرا تأکید دارند که به معنای رسیدن به یک پاسخ درست و مشخص است، اما هنر به کودک میآموزد که راههای مختلفی برای دیدن، اندیشیدن و حل مسائل وجود دارد و این همان موضوعی است که در روانشناسی از آن با عنوان تفکر واگرا یاد میشود.
پدرام با بیان اینکه تفکر واگرا زمینهساز خلاقیت، نوآوری و توانایی حل مسئله در آینده خواهد بود، خاطرنشان کرد: فعالیتهای هنری همچنین میتوانند به افزایش جرئت ابراز وجود، اعتمادبهنفس و کنجکاوی کودک کمک کنند و کودکی که فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن و خلق کردن را پیدا میکند، به تدریج یاد میگیرد به تواناییهای خود اعتماد کند و از بیان ایدههایش هراس نداشته باشد.

هنر در دوران کودکی بیش از آنکه به خلق یک اثر زیبا یا یادگیری مهارتهای تخصصی وابسته باشد، به معنای فراهم کردن فرصتی برای تجربه و رشد است. کودک در فضای هنری آزاد میآموزد که میتواند انتخاب کند، ایده داشته باشد و بدون نگرانی از قضاوت دیگران، برداشت خود از جهان را به شیوه خودش نشان دهد.
حمایت درست والدین و مربیان از فعالیتهای هنری، زمانی اتفاق میافتد که به جای اصلاح مداوم آثار کودک، فرصت کافی برای تجربه و کشف در اختیار او قرار گیرد. احترام گذاشتن به انتخابهای کودک، حتی اگر با سلیقه بزرگسالان متفاوت باشد، میتواند احساس ارزشمندی و استقلال او را تقویت کند.
تجربههای خلاقانه همچنین به کودک کمک میکنند تا با مفهوم آزمون و خطا آشنا شود و از اشتباه کردن نترسد. این ویژگی در سالهای بعد میتواند به افزایش اعتمادبهنفس، جرئت ابراز نظر و توانایی یافتن راهحلهای متفاوت برای مسائل مختلف زندگی منجر شود.
نقاشی کودک را نباید فقط مجموعهای از رنگها و خطوط روی یک کاغذ دانست؛ هر اثر میتواند بخشی از مسیر رشد ذهنی، عاطفی و خلاقانه او باشد که اگر با آزادی، امنیت و حمایت همراه شود، زمینه پرورش نسلی خلاقتر، مستقلتر و توانمندتر را فراهم خواهد کرد.
منبع: ایمنا




