اما پاییز داستانش کاملا فرق میکند. از اواسط مهرماه که هوا خنک میشود، بوی خاک نمخورده در کوچهپسکوچههای شهر میپیچد و اصفهان روی دور کند میافتد. این فصل بهترین زمان برای این است که کفشهای پیادهرویتان را بپوشید، یک لیوان چای یا قهوه گرم دست بگیرید و فقط در خیابانها راه بروید.
اگر همان روزهای اول برنامهریزی سفر، خیالتان را بابت محل اقامت و پیدا کردن یک سوئیت اصفهان راحت کرده باشید، تمام روزهای پاییزیتان در این شهر بدون دغدغه، به قدم زدن و کشف کردن میگذرد.
اصفهان در پاییز چه شکلی است؟
از هفته دوم مهر، سرمای ملایمی شبهای اصفهان را میگیرد. روزها هنوز آفتاب میتابد اما دیگر از آن حرارت سوزان مرداد خبری نیست. ظهرها میتوانید با یک پیراهن نخی یا ژاکت سبک در خیابانها بگردید و شبها که باد سردتر میشود، زیپ سوئیت شرت را بالا بکشید و به فضاهای سرپوشیده بازار پناه ببرید. در آبان و آذر، این سرما استخوانسوزتر میشود و بوی دود هیزم و لبوهای داغ گاریهای کنار خیابان، حال و هوای شهر را عوض میکند.
مسئله فقط تغییر هوا نیست. در پاییز، مدارس و دانشگاهها باز شدهاند و از ازدحام همیشگی و کلافهکننده مسافران به شدت کم شده است. وقتی در بازار مسگرها قدم میزنید، صدای چکشها روی مس واضحتر به گوش میرسد و نیازی نیست برای گرفتن یک عکس یادگاری روی سیوسهپل، ده دقیقه منتظر بمانید تا کادر دوربینتان خلوت شود.
برگهای درختان چنار در خیابانهای اصلی مثل عباسآباد و کمال اسماعیل تغییر رنگ میدهند و روی زمین میریزند. صدای خشخش این برگها زیر پا، یکی از مشخصترین صداهایی است که در پیادهروهای پهن شهر میشنوید. این خلوتی نسبی به شما فرصت میدهد تا اصفهان را همانطور که خود مردم محلی میبینند، تجربه کنید. صبحهای زود در حلیمفروشیهای خیابان عبدالرزاق کنار بومیها بنشینید، یک کاسه حلیم بادمجان سفارش دهید و عصرها در پارکهای حاشیه زایندهرود، بساط چای خانوادههای اصفهانی را تماشا کنید.
چهارباغ عباسی؛ مسیر پیادهروی در تونل زرد و نارنجی
خیابان چهارباغ عباسی دیگر یک مسیر ماشینرو پر از دود و ترافیک نیست. چند سالی است که این خیابان به یک پیادهروی سنگفرش شده طولانی تبدیل شده که درختهای چنار کهنسال از دو طرف به هم رسیدهاند و روی مسیر سایه میاندازند. در فصل پاییز، این مسیر از دروازه دولت تا میدان انقلاب، شبیه یک تونل زرد و نارنجی میشود. از ورودی خیابان که قدم به داخل چهارباغ بگذارید، اولین چیزی که جلب توجه میکند، حضور آدمهایی است که بدون هیچ عجلهای در حال راه رفتن هستند.
مسیر میانی برای پیادهروی است و دوچرخهسوارها از مسیر مخصوص خودشان در حاشیه خیابان رد میشوند. هر چند متر، نیمکتهای چوبی و سنگی گذاشتهاند که معمولا افراد مسن روی آنها نشستهاند، روزنامه میخوانند، تخمه میشکنند یا با هم گپ میزنند.
عصرها که هوا رو به تاریکی میرود، بوی ذرت مکزیکی، چای آتشی و باقالی پخته از دکههای کوچک کنار خیابان بلند میشود. میتوانید یک کاسه کوچک باقالی داغ با گلپر و سرکه بخرید، روی یکی از نیمکتها بنشینید و رفتوآمد آدمها را تماشا کنید. چهارباغ جایی است که حتی اگر هیچ برنامه خاصی برای بازدید از موزهها نداشته باشید، خودش میتواند دو سه ساعت از وقت سفرتان را پر کند. ویترینهای روشن مغازهها، کتابفروشیهای قدیمی و سردر سینما ساحل و سپاهان، به این مسیر نور میدهند و قدم زدن در آن را از یکنواختی خارج میکنند.
میدان نقشجهان؛ تماشای سایههای کشیده روی آجرهای قدیمی
میدان نقشجهان را باید در پاییز، حوالی ساعت چهار یا پنج عصر دید. خورشید که به سمت پایین میرود، سایه گنبد مسجد شیخ لطفالله روی سنگفرشهای وسط میدان کش میآید. رنگ آجرهای کرم و فیروزهای مسجد شاه در نور مایل و ضعیف آفتاب پاییزی، گرمتر و نارنجیتر از ساعات دیگر روز به نظر میرسد.
صدای سم اسبهای درشکهها که دور تا دور میدان روی آسفالت کشیده میشوند، با همهمه جمعیتی که روی چمنها نشستهاند ترکیب میشود. هوا که کمکم تاریک میشود، چراغهای دور میدان و حجرههای بازار یکییکی روشن میشوند. این دقیقا بهترین زمان برای ورود به دالانهای تاریکوروشن بازار قیصریه است.
داخل بازار، بوی ادویههای تازه، پارچههای قلمکار، مس داغ شده و چوب تراشخورده به مشام میرسد. نیازی نیست حتما قصد خرید سوغاتی داشته باشید؛ راه رفتن در این راهروهای سرپوشیده با سقفهای گنبدی و نورگیرهای مشبک، خودش یک بخش مهم از سفر به اصفهان است. وقتی از سرمای بیرون خسته شدید، میتوانید به یکی از چایخانههای پنهان در کوچهپسکوچههای پشت میدان، مثل چایخانه چاهحاجمیرزا بروید. نشستن روی تختهای چوبی این چایخانه و سفارش دادن یک استکان چای قندپهلو با گوشفیل اصفهانی، خیلی سریع سرمای پاییزی را از تنتان بیرون میکند.
محله جلفا؛ بوی قهوه ارامنه و سنگفرشهای خیس بارانخورده
اگر چهارباغ و نقشجهان نماینده معماری دوره صفوی و فضای کاملا سنتی اصفهان باشند، محله جلفا داستان و ظاهر دیگری دارد. این محله ارامنهنشین با دیوارهای خشتی، خانههای آجری، کوچههای باریک و کلیساهای متعددش، حال و هوای متفاوتی به عصر پاییزی شما میدهد. از خیابان خاقانی که وارد کوچههای منتهی به میدان جلفا شوید، تغییر فضا را کاملا حس میکنید.
در ماه آبان، درختهای کاج و چنار حیاط کلیسای وانک با آسمان ابری و خاکستری ترکیب جالبی میسازند. سنگفرشهای کوچه کلیسا معمولا بعد از یک باران کوتاه پاییزی براق میشوند و صدای قدمهایتان روی آنها واضحتر شنیده میشود.
اما جلفا را بیشتر مسافران با کافهها و شربتخانههایش میشناسند. بوی قهوه ارامنه از چند متر مانده به هر کافه، در کوچه پخش میشود. اگر از پشت شیشه کافهها که در این فصل معمولا بخار گرفته است به داخل نگاه کنید، آدمهایی را میبینید که دور میزهای کوچک چوبی نشستهاند و در حال صحبت هستند. در یکی از همین کافهها یک میز خالی پیدا کنید، یک فنجان قهوه ارمنی با شیرینی گاتا سفارش دهید و به موسیقی آرامی که در فضا پخش میشود گوش کنید. میدان اصلی جلفا با آن حوض کوچک سنگی وسطش، در شبهای پاییز پاتوق جوانهایی است که روی سکوهای آجری مینشینند، چای میخورند و گاهی گیتار میزنند.
پلهای تاریخی زایندهرود؛ پاتوق شبانه بومیها
شبهای خنک و پاییزی اصفهان بدون سر زدن به پلهای تاریخی روی زایندهرود، یک چیزی کم دارد. چه آب در بستر رودخانه جاری باشد و چه خشک باشد، سیوسهپل و پل خواجو همیشه تا نیمههای شب زنده و پر از رفتوآمد هستند. از آنجایی که هوای شب در کنار بستر رودخانه همیشه چند درجه سردتر از خیابانهای مرکز شهر است، حتما باید با خودتان کاپشن یا شالگردن گرم همراه داشته باشید.
زیر دهانههای پل خواجو، همیشه گروهی از مردهای اصفهانی جمع شدهاند و در حال آواز خواندن هستند. صدای آوازهای اصیل آنها در زیر طاقهای آجری میپیچد و اکو میشود. خیلی از مردم برای شنیدن این صدای زنده، روی پلههای سنگی پل مینشینند و در سکوت گوش میدهند. این یک کنسرت خیابانی و کاملا رایگان است که فقط در شبهای خنک اصفهان پیدایش میکنید. دستفروشهایی که با فلاسکهای بزرگ چای میفروشند هم در طول پل قدم میزنند و میتوانید با گرفتن یک لیوان چای، دستهایتان را در این سرمای شبانه گرم نگه دارید.
پیدا کردن یک جای دنج و گرم برای پایان روز
وقتی از صبح تا آخر شب در کوچهها و خیابانهای اصفهان راه رفتهاید، تمام مسیر چهارباغ را بالا و پایین کردهاید، در جلفا قهوه خوردهاید و به آوازهای زیر پل خواجو گوش دادهاید، آخر شب فقط به جایی نیاز دارید که کفشها را از پا دربیاورید و روی یک مبل راحت دراز بکشید. هتلها معمولا فضای خشک و رسمی دارند، اما اقامت در یک آپارتمان یا خانه دربست، آزادی عمل بسیار بیشتری به شما میدهد.
شما میتوانید لباسهای راحتی خودتان را بپوشید، خودتان شام درست کنید و عکسهایی که در طول روز با گوشی گرفتهاید را تماشا کنید. برای اینکه در طول سفر خیالتان از بابت کیفیت، امکانات و تمیزی اقامتگاه راحت باشد، میتوانید روی جاجیگا حساب کنید. به عنوان یک سایت مطمئن اجاره ویلا و اقامتگاه مردمی، گزینههای متنوعی در محلههای مختلف اصفهان وجود دارد که بررسی آنها روی گوشی فقط چند دقیقه وقت میگیرد. با یک جستجوی ساده و چک کردن پروفایلها برای اجاره سوئیت در نزدیکی مناطق تاریخی مثل جلفا یا خیابان شمسآبادی، در زمان رفتوآمدهای روزانهتان به شدت صرفهجویی میکنید و هر وقت که از پیادهروی خسته شدید، میتوانید خیلی سریع با پای پیاده به اقامتگاهتان برگردید و استراحت کنید.
اصفهان در پاییز، شهر قدم زدن، مکث کردن و دیدن جزئیات است. شهری که بالاخره از شلوغی کلافهکننده تابستان فاصله گرفته و با هوای خنک، برگهای زرد چنارها، بوی قهوه تازه و باقالی داغ از شما پذیرایی میکند. از مسیر سنگفرش شده چهارباغ گرفته تا کوچههای آجری محله جلفا و دهانههای پل خواجو، هر گوشه این شهر در فصل خزان رنگ و صدای متفاوتی به خودش میگیرد. کافی است یک جفت کفش راحت بپوشید، لباس گرم همراهتان باشد و بدون نیاز به مسیریاب، در خیابانهای این شهر تاریخی راه بیفتید.
درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید.
منبع: رکنا




