به گزارش خبرگزاری ایمنا، دوران کودکی مرحله مهمی در شکلگیری پایههای شخصیتی و روانی انسان است و بسیاری از الگوهای ارتباطی و عاطفی فرد در همین سالها شکل میگیرد. کودک در نخستین سالهای زندگی، جهان اطراف خود را تا حد زیادی از طریق رابطه با والدین و مراقبان اصلی تجربه میکند و نوع این رابطه میتواند بر احساس امنیت و نحوه ارتباط او با دیگران اثرگذار باشد. به همین دلیل، کیفیت رابطه والد و کودک یکی از موضوعات مهم در سلامت روان و تربیت کودک محسوب میشود.
امنیت عاطفی به این معناست که کودک احساس کند در خانواده پذیرفته شده، مورد توجه قرار میگیرد و در زمان رویارویی با مشکلات میتواند از حمایت والدین برخوردار باشد. چنین احساسی به این معنا نیست که کودک باید از تمام دشواریها دور نگه داشته شود، بلکه به او اطمینان میدهد که در زمان تجربه یک مشکل یا ناکامی، تنها نیست و میتواند برای حل آن از حمایت و راهنمایی بزرگسالان استفاده کند.
رابطه عاطفی سالم به کودک فرصت میدهد احساسات مختلف خود را بشناسد و آنها را به شکل مناسبی بیان کند. کودکی که میداند ناراحتی، ترس یا خشم موجب از دست رفتن محبت والدین نمیشود، راحتتر درباره احساسات خود صحبت میکند و بهتدریج مهارت مدیریت هیجان را میآموزد و در مقابل، رابطهای که در آن کودک نگران قضاوت، طرد یا مقایسه شدن باشد، میتواند بر احساس ارزشمندی و اعتماد او به دیگران تأثیر منفی بگذارد.
از این منظر، نقش والدین تنها تأمین نیازهای جسمی و آموزشی کودک نیست، بلکه ایجاد یک رابطه امن و حمایتگر نیز بخشی از مسئولیت تربیتی آنهاست. شیوه گفتوگو با کودک، توجه به نیازهای عاطفی او، پذیرش احساسات، تعیین مرزهای روشن و واکنش مناسب به اشتباهات، همه در ساختن این امنیت نقش دارند و توجه به این ابعاد میتواند فرصتی برای تأکید بیشتر بر اهمیت سلامت روان و روابط عاطفی سالم در دوران کودکی باشد.
امنیت عاطفی، پایه سلامت روان کودک
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه امنیت عاطفی یکی از نیازهای اساسی کودک در سالهای نخست زندگی است و نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی او دارد، به خبرنگار ایمنا میگوید: کودک زمانی احساس امنیت میکند که بداند در محیط خانواده پذیرفته میشود، احساساتش مورد توجه قرار میگیرد و در شرایط دشوار میتواند روی حمایت والدین حساب کند. این احساس امنیت به کودک کمک میکند محیط اطراف خود را با آرامش بیشتری تجربه و مهارتهای مختلف را با اعتماد بیشتری یاد بگیرد.
وی میافزاید: رابطه عاطفی والد و کودک در شکلگیری این احساس امنیت اهمیت زیادی دارد. کیفیت این رابطه تنها به میزان زمانی که والدین در کنار کودک هستند مربوط نمیشود، بلکه نوع تعامل، نحوه گوش دادن به صحبتهای کودک، توجه به نیازهای او و واکنش والدین به احساسات و رفتارهایش نیز اهمیت دارد. کودکی که احساس میکند والدین او را میبینند و حرفهایش برای آنها اهمیت دارد، فرصت بیشتری برای شکل دادن به احساس ارزشمندی و اعتماد به دیگران پیدا میکند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه امنیت عاطفی همچنین به کودک اجازه میدهد احساسات مختلف خود را بدون ترس از طرد شدن تجربه و بیان کند، تصریح میکند: کودک ممکن است در موقعیتهای مختلف عصبانی، ناراحت، نگران یا ناامید شود و نیاز دارد بداند که تجربه این احساسات موجب از دست دادن محبت والدین نمیشود. پذیرش احساسات بهمعنای تأیید همه رفتارهای کودک نیست، بلکه به این معناست که والدین میان احساس و رفتار تفاوت قائل شوند و به کودک کمک کنند احساس خود را به شیوه مناسب بیان کند.
ایجاد امنیت عاطفی یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای والدین برای سلامت روان کودک است
طاهری ادامه میدهد: یکی دیگر از آثار رابطه امن، افزایش توانایی کودک برای تجربه کردن و یادگیری است. کودکی که از حمایت عاطفی خانواده برخوردار است، راحتتر میتواند وارد موقعیتهای جدید شود، سؤال بپرسد، اشتباه کند و پس از ناکامی دوباره تلاش کند. در واقع، احساس امنیت به این معنا نیست که کودک هیچگاه با دشواری روبهرو نشود، بلکه به او اطمینان میدهد که در صورت مواجهه با مشکل، تنها نیست و میتواند از حمایت دیگران استفاده کند.
وی با بیان اینکه این موضوع ارتباط مستقیمی با نگاه کودک به زندگی و آینده نیز دارد، میگوید: تجربه مداوم روابط امن میتواند به کودک کمک کند دنیا را محیطی قابل پیشبینیتر و روابط انسانی را قابل اعتمادتر ببیند. چنین کودکی در روبهرو شدن با مسائل، فرصت بیشتری برای پیدا کردن راهحل دارد و احتمال بیشتری دارد که مشکلات را قابل مدیریت بداند، نه اینکه آنها را نشانه ناتوانی خود تلقی کند.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: ایجاد امنیت عاطفی یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای والدین برای سلامت روان کودک است. این امنیت با رفتارهای روزمره و سادهای همچون گوش دادن، گفتوگو، توجه، پذیرش احساسات و حضور حمایتگرانه شکل میگیرد. خانوادهای که چنین فضایی را برای کودک فراهم میکند، در واقع به او کمک میکند علاوه بر داشتن رابطهای سالم با والدین، تصویر مثبتتر و واقعبینانهتری از خودش، دیگران و آینده داشته باشد.

رابطه والد و کودک؛ مسیر شکلگیری نگاه مثبت به زندگی
زهرا صالحی، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه نگاه کودک به جهان از همان سالهای ابتدایی زندگی و در ارتباط با افرادی شکل میگیرد که بیشترین حضور را در زندگی او دارند، به خبرنگار ایمنا میگوید: والدین از نخستین افرادی هستند که کودک از طریق آنها با مفاهیمی همچون اعتماد، محبت، حمایت و ارتباط آشنا میشود. به همین دلیل، کیفیت رابطه والد و کودک میتواند در شیوه شکلگیری نگرش او نسبت به خودش و محیط اطراف نقش قابل توجهی داشته باشد.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین نیازهای کودک در رابطه با والدین، احساس پذیرفته شدن است، میافزاید: کودک باید بداند که ارزشمندی او تنها به عملکرد، موفقیت در مدرسه یا رفتار بدون خطا وابسته نیست. وقتی والدین میان ارزش کودک و رفتار او تفاوت قائل میشوند، کودک راحتتر میتواند اشتباهات خود را بپذیرد و برای اصلاح آنها تلاش کند. این مسئله در شکلگیری اعتمادبهنفس و احساس توانمندی کودک اهمیت زیادی دارد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در این میان، شیوه واکنش والدین به مشکلات کودک بسیار تعیینکننده است، تصریح میکند: گاهی والدین برای محافظت از کودک، تلاش میکنند همه مشکلات را بهجای او حل کنند، اما حمایت مؤثر همیشه به معنای برطرف کردن مشکل نیست. در بسیاری از موقعیتها بهتر است والدین در کنار کودک بمانند، به او فرصت فکر کردن بدهند و در صورت نیاز راهنماییاش کنند. این روش به کودک کمک میکند تجربه کند که میتواند در مواجهه با مسائل، نقش فعالی داشته باشد.
نگاه مثبت به زندگی، تنها با توصیه و آموزش مستقیم ایجاد نمیشود
صالحی ادامه میدهد: گفتوگوی روزمره نیز بخش مهمی از رابطه والد و کودک است. پرسیدن نظر کودک، شنیدن نگرانیهای او و صحبت کردن درباره اتفاقات روزانه، این پیام را منتقل میکند که افکار و احساسات او اهمیت دارد. چنین ارتباطی علاوه بر تقویت رابطه عاطفی، به کودک کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسد و برای بیان آنها از کلمات مناسب استفاده کند.
وی میگوید: والدین الگوی رفتاری کودک هستند و نحوه برخورد آنها با مشکلات، اختلافنظرها و تغییرات زندگی میتواند به کودک نشان دهد که در شرایط دشوار چگونه میتوان رفتار کرد. اگر کودک ببیند بزرگسالان بهجای انکار مشکلات، درباره آنها صحبت میکنند، کمک میگیرند و برای پیدا کردن راهحل تلاش میکنند، بهتدریج همین الگو را در موقعیتهای متناسب با سن خود بهکار میگیرد، بنابراین نگاه مثبت به زندگی، تنها با توصیه و آموزش مستقیم ایجاد نمیشود و بخشی از آن از طریق مشاهده رفتار بزرگسالان شکل میگیرد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه رابطه سالم میان والد و کودک رابطهای نیست که در آن هیچ اختلاف، ناراحتی یا چالشی وجود نداشته باشد، اضافه میکند: رابطه سالم رابطهای است که در آن کودک در کنار قوانین و مرزهای مشخص، محبت، احترام و حمایت را نیز تجربه کند. چنین رابطهای به کودک کمک میکند هم محدودیتها را بشناسد و هم احساس کند توانایی رشد و تغییر دارد. این ترکیب میتواند زمینهای مناسب برای شکلگیری کودکی با احساس امنیت، اعتماد به نفس و نگاه واقعبینانه و مثبت به زندگی فراهم کند.

ایجاد امنیت عاطفی برای کودک به اقدامات پیچیده و پرهزینه نیاز ندارد. بسیاری از رفتارهای روزمره همچون گوش دادن به صحبتهای کودک، اختصاص دادن زمان باکیفیت به او، توجه به احساساتش و گفتوگو درباره مشکلات میتواند به شکلگیری احساس امنیت کمک کند. مهم این است که کودک در رابطه با والدین خود، حضور و حمایت آنها را قابل اعتماد و قابل پیشبینی تجربه کند.
در کنار محبت و حمایت، وجود قوانین و مرزهای مشخص نیز برای رشد سالم کودک ضروری است. امنیت عاطفی به معنای آزادی کامل کودک از قوانین یا پذیرش همه رفتارهای او نیست، بلکه کودک باید همزمان با دریافت محبت، بداند چه رفتارهایی قابل قبول هستند و در صورت اشتباه، فرصت اصلاح و یادگیری دارد. ترکیب محبت، احترام و قاطعیت میتواند به شکلگیری رابطهای سالم میان والدین و کودک کمک کند.
والدین میتوانند با الگوی رفتاری خود، مهارت مواجهه با مشکلات را به کودک آموزش دهند. وقتی کودک میبیند والدین در برابر دشواریها گفتوگو میکنند، از دیگران کمک میگیرند و برای پیدا کردن راهحل تلاش میکنند، یاد میگیرد مشکلات بخشی از زندگی هستند و میتوان برای مدیریت آنها اقدام کرد. این تجربهها بهتدریج میتواند نگاه کودک را نسبت به تواناییهای خودش و آینده شکل دهد.
سلامت روان کودک از رابطهای آغاز میشود که در آن احساس کند دیده میشود، شنیده میشود و ارزشمند است. خانوادهای که چنین بستری را فراهم میکند، تنها به آرامش امروز کودک کمک نمیکند، بلکه مهارتها و نگرشهایی را در او تقویت میکند که میتواند سالهای آینده نیز همراهش باشد. توجه به امنیت عاطفی کودکان، در واقع سرمایهگذاری بر نسلی است که با اعتماد بیشتر به خود، روابط سالمتر و نگاه متعادلتری به زندگی وارد آینده خواهد شد.
منبع: ایمنا


