به گزارش خبرنویس به نقل از buzzfeed، کاربری در ردیت از پزشکان و کارکنان درمانی پرسید:«احمقانهترین دلیلی که کسی برای مراجعه به اورژانس داشته چه بوده؟»
پاسخها آنقدر عجیب و خندهدار بود که خیلیها به این نتیجه رسیدند کارکنان درمان واقعاً حقوق کافی دریافت نمیکنند!
در ادامه، تعدادی از عجیبترین ماجراها را میخوانید:
«هر بار ماریجوانا میکشم، حس میکنم از بدنم جدا میشوم!»
دانشجوی پزشکیای تعریف میکند بیماری جوان با شکایتهای روانی به اورژانس آمده بود و میگفت کنترل ذهن و بدنش را از دست میدهد. بعد از کلی بررسی مشخص شد این علائم هر بار بعد از مصرف ماریجوانا رخ میدهد.
زوجی که نمیدانستند قرص ضدبارداری مانع بارداری میشود
زوج جوانی بعد از یک سال تلاش برای بچهدار شدن به پزشک مراجعه کردند. در بررسیها مشخص شد زن همچنان قرص ضدبارداری مصرف میکند و اصلاً نمیدانسته این قرص مانع بارداری میشود!
مردی که چاقو را دوباره داخل بدنش گذاشت!
مردی با اورژانس تماس گرفت و گفت هنگام آشپزی خودش را با چاقو زده است. اپراتور گفت:«چاقو را بیرون نکشید.»
مرد پرسید:«اگر کشیده باشم چی؟»
وقتی آمبولانس رسید، دیدند چاقو هنوز داخل بدنش است؛ چون بعد از تماس، آن را دوباره سر جایش گذاشته بود!
خانوادهای که میخواستند به بیمار بیهوش کاپکیک بدهند
در بخش ICU خانوادهای برای جشن تولد بیمارشان کاپکیک آورده بودند. مشکل اینجا بود که بیمار روی دستگاه تنفس مصنوعی و کاملاً بیهوش بود، اما خانواده انتظار داشتند پرستار کاپکیکها را به او بخوراند!
«وقتی آب وارد دهانم میشود، سرفه میکنم!»
مردی با نگرانی به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کرده بود و میگفت هنگام حمام اگر آب وارد دهانش شود، سرفه میکند.
پزشک پاسخ داد:«بله، اسمش خفه شدن است. طبیعی است!»
مراجعه به اورژانس چون دخترش تلفن را جواب نمیداد
علت مراجعه بیمار در پرونده نوشته شده بود:«بحران روحی؛ دخترش تلفن را جواب نمیدهد.»
تزریق مواد مخدر به آلت تناسلی
مردی که دیگر رگی برای تزریق پیدا نمیکرد، تصمیم گرفت مواد را به رگ آلت تناسلیاش تزریق کند. تزریق اشتباه انجام شد، عفونت شدیدی ایجاد شد و او بعداً تلاش کرد خودش با چاقوی استیک آن را تخلیه کند!
«ودکا هم الکل حساب میشود؟»
پزشکی تعریف میکند بیماریای که بهدلیل آسیب کبدی ناشی از الکل بستری شده بود، هنگام ترخیص صادقانه پرسید:«ودکا هم جزو الکل محسوب میشود؟»
«داروهای مسکنم را میفروشم، برای همین بیشتر میخواهم»
بیماری خیلی راحت به پزشکش گفته بود داروهای مسکنش را به دوستانش میدهد و میفروشد؛ به همین دلیل نیاز به نسخههای مکرر دارد.
زنی که فکر میکرد دستهایش آبی شدهاند
خانمی با نگرانی مراجعه کرده بود چون دستهایش آبی شده بود. بعداً مشخص شد رنگ لباس مخمل آبی جدیدش به پوستش منتقل میشود.
مردی که فکر کرد بیماری مقاربتی گرفته
علت واقعی؟او با تیغ خشک، آلت تناسلیاش را اصلاح کرده بود.
استفاده از تلمبه دوچرخه برای باد کردن بدن!
زنی با درد شدید شکم مراجعه کرده بود. بعداً معلوم شد دوستپسرش به دلایل عجیب جنسی، با تلمبه دوچرخه هوا را وارد بدن او کرده است.
بیماری که راست و چپ را قبول نداشت
پزشک چشم از بیمار پرسیده بود آیا قطره را در چشم درست میریزد؟
بیمار گفت چشم راستش درواقع چپ است، چون توپ را با دست چپ پرتاب میکند!
بیماری که بعد از تشخیص عدم تحمل لاکتوز همچنان شیر میخورد
پزشک در نهایت فقط به او گفت:«پس شیر نخور.»
مراجعه به اورژانس برای «جوراب خیس»
پزشک فقط جورابها را درآورد و بیمار را مرخص کرد.
بیماری که قرص را باید داخل چشم میگذاشت!
بیماری تصور میکرد قرصهای قبل از جراحی چشم را باید داخل چشمش بگذارد، نه اینکه بخورد!
زنی که «منع نوشیدن» را اشتباه فهمید
پزشک گفته بود هنگام مصرف آنتیبیوتیک الکل ننوشد. بیمار دو روز بعد با کمآبی شدید برگشت، چون فکر کرده بود نباید هیچ مایعی بنوشد!
مراجعه به اورژانس بهخاطر کپک روی ساندویچ
فردی بعد از خوردن بخش کپکزده ساندویچ با اورژانس تماس گرفته و بعد هم برای «نظر دوم» به بیمارستان دیگری مراجعه کرده بود.
شکستگی ناخن مصنوعی!
یکی از بیماران فقط بهخاطر شکستن ناخن مصنوعی به اورژانس مراجعه کرده بود.
مراجعه به اورژانس برای عفونت ادراریِ مادر!
پسر ۱۸ سالهای بدون هیچ علامتی به اورژانس آمد و گفت میخواهد مطمئن شود عفونت ادراری ندارد، چون مادرش دچار UTI شده است.
این داستانها اگرچه خندهدار بهنظر میرسند، اما برای کارکنان درمانی یادآور واقعیتی مهماند: اورژانسها هر روز با حجم بزرگی از مراجعات غیرضروری روبهرو هستند؛ مراجعاتی که میتوانند وقت و منابع حیاتی را از بیماران واقعاً اورژانسی بگیرند.
منبع: سلامت نیوز




