فیبر نوری تا خانهها رفته، اما هنوز به بخش بزرگی از زندگی دیجیتال ایرانیها نرسیده است. بیش از ۱۱ میلیون خانوار تحت پوششاند، اما فقط حدود ۲.۱ میلیون خانوار و کسبوکار به شبکه متصل شدهاند. مسئله فقط توسعه کابل نیست؛ قیمت، کیفیت، رقابت و موانع دسترسی تعیین میکنند که فیبر به یک خدمت واقعی تبدیل شود یا صرفاً یک پروژه زیرساختی باقی بماند.
بیش از ۱۱ میلیون خانوار ایرانی در محدوده پوشش فیبر نوری قرار گرفتهاند، اما فقط حدود یکپنجم آنها عملاً به این شبکه متصل شدهاند. این فاصله بزرگ نشان میدهد توسعه زیرساخت دیجیتال را نمیتوان با کیلومتر کابل یا تعداد خانههای «تحت پوشش» سنجید. فیبری که مشترک نتواند با قیمت مناسب، کیفیت تضمینشده و حق انتخاب واقعی به آن متصل شود، هنوز به خدمت اقتصادی تبدیل نشده است.
براساس آمار اعلامشده از سوی رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در نشست کنترل پروژه فیبر نوری، بیش از ۱۱ میلیون و ۳۲۱ هزار خانوار تحت پوشش این شبکه قرار گرفتهاند، اما شمار خانوارها و کسبوکارهای متصل حدود دو میلیون و ۱۱۶ هزار مورد است. بهاینترتیب، نسبت اتصال واقعی به پوشش اعلامشده فقط ۱۸.۶۹ درصد است.
این ارقام، آمار رسمی اعلامشده از سوی تنظیمگر ارتباطاتاند؛ بااینحال، خود مفهوم «پوشش» نیازمند دقت است. قرارگرفتن یک ساختمان در محدودهای که اپراتور امکان فنی ارائه خدمت در آن را دارد، لزوماً به معنای آمادهبودن اتصال داخل ساختمان، مناسببودن قیمت یا تمایل ساکنان به خرید خدمت نیست. میان عبور فیبر از یک خیابان و فعالشدن اینترنت یک خانه، مجموعهای از هزینهها، مجوزها، تجهیزات و تصمیمهای اقتصادی قرار دارد.
مسئله فقط کابلکشی نیست
پروژه فیبر نوری در سالهای اخیر عمدتاً با شاخص توسعه پوشش گزارش شده است. این شاخص برای سنجش پیشرفت عملیات عمرانی مفید است، اما از دید مصرفکننده و اقتصاد دیجیتال، نتیجه نهایی «اتصال فعال» است. خانوار باید بتواند خدمت را سفارش دهد، در زمانی معقول تحویل بگیرد، هزینه نصب و مودم را بپردازد و کیفیتی دریافت کند که مهاجرت از اینترنت همراه یا اتصال قدیمی را توجیه کند.
اگر همه این شرایط فراهم نباشد، افزایش پوشش میتواند روی کاغذ ادامه یابد، بیآنکه رفتار مصرفکننده یا کیفیت دسترسی تغییر محسوسی کند. در چنین وضعی، دولت از گسترش شبکه سخن میگوید، اپراتور هزینه اجرای زیرساخت را متحمل میشود و شهروند همچنان از اینترنت همراه استفاده میکند.
وزیر ارتباطات گفته است حدود ۸۰ درصد ترافیک اینترنت کشور از شبکه سیار عبور میکند و هدف دولت، حرکت به سمت نسبت متعادلتر میان شبکه ثابت و سیار است. سنگینی ترافیک روی شبکه موبایل فقط یک مسئله فنی نیست. وقتی بخش بزرگی از مصرف خانگی، آموزشی و کسبوکاری بر دوش شبکهای قرار میگیرد که برای جابهجایی و استفاده متحرک طراحی شده، کیفیت خدمت در ساعات پرترافیک کاهش مییابد و هزینه توسعه ظرفیت نیز افزایش پیدا میکند.
فیبر نوری میتواند بخشی از این بار را به شبکه ثابت منتقل کند، اما تنها در صورتی که برای مشترک ارزش خرید داشته باشد.
اقتصاد شبکه از دستور اداری پیروی نمیکند
مدیرعامل ایرانسل در همین نشست گفته است دوره بازگشت سرمایه پروژههای فیبر به ۱۳ تا ۱۵ سال رسیده است. این رقم، برآورد یک اپراتور است و نمیتوان آن را بدون بررسی قراردادها و مناطق مختلف به همه پروژهها تعمیم داد؛ اما پیام آن روشن است: سرمایهگذار با پروژهای پرهزینه، دیربازده و گرفتار نااطمینانی روبهروست.
تجهیزات وارداتی، هزینه حفاری، دستمزد، مودم و نگهداری شبکه با تورم و نرخ ارز افزایش مییابند، درحالیکه تعرفه خدمات ارتباطی با تصمیم تنظیمگر تعیین میشود. اگر قیمت برای مدتی طولانی بدون توجه به هزینه سرمایهگذاری تثبیت شود، بنگاه با انتخاب دشواری مواجه خواهد شد: کاهش سرمایهگذاری، افت کیفیت یا وابستگی بیشتر به یارانه و مشوق دولتی.
پایین نگهداشتن مصنوعی قیمت ممکن است در کوتاهمدت حمایت از مصرفکننده به نظر برسد، اما اگر به فرسودگی شبکه و کاهش رقابت منجر شود، همان مصرفکننده هزینه آن را با اینترنت ضعیفتر و انتخاب محدودتر میپردازد.
این سخن به معنای آزادگذاشتن کامل اپراتور برای تعیین هر قیمتی نیست. در بازاری که انحصار محلی، محدودیت حفاری و دشواری دسترسی به شبکه بالادستی وجود دارد، آزادسازی قیمت باید همراه با توسعه رقابت، شفافیت کیفیت و امکان جابهجایی مشترک میان ارائهدهندگان باشد. قیمتگذاری رقابتی زمانی به نفع مصرفکننده عمل میکند که مصرفکننده واقعاً حق انتخاب داشته باشد.
شهرداری؛ شریک توسعه یا دروازهبان بازار؟
یکی از موانع مطرحشده، همکارینکردن برخی شهرداریها با اپراتورهاست. وزیر ارتباطات از برنامه برگزاری جلسهای با حضور معاون اول رئیسجمهور، استاندار و شهردار تهران برای رفع موانع توسعه فیبر در پایتخت خبر داده است. این جلسه در زمان اعلام خبر هنوز برگزار نشده بود و بنابراین رفع مانع را نمیتوان اتفاقی تحققیافته دانست.
شهرداریها درباره حفاری معابر، استفاده از داکتها و جانمایی تجهیزات مسئولیت قانونی و فنی دارند. نگرانی درباره تخریب خیابان، ایمنی و هماهنگی پروژههای شهری نیز واقعی است.
مشکل از جایی آغاز میشود که صدور مجوز به فرایندی طولانی، مذاکرهای و غیرقابلپیشبینی تبدیل شود یا دسترسی به معابر به منبع درآمدی کوتاهمدت برای مدیریت شهری بدل شود.
راهحل، دورزدن شهرداری نیست؛ باید قواعد همکاری شفاف شود. تعرفه استفاده از زیرساخت شهری، زمان پاسخ به درخواست اپراتور، استاندارد ترمیم معبر و مسئولیت خسارت باید از پیش معلوم باشند. داکتها و امکانات شهری نیز نباید در انحصار یک اپراتور قرار گیرند. دسترسی باز و غیرتبعیضآمیز به این زیرساختها، هزینه ورود رقبا را کاهش میدهد و از حفاریهای تکراری جلوگیری میکند.
در این چارچوب، شهرداری مالک امتیاز انحصاری اینترنت شهر نیست؛ متولی دارایی عمومی است و باید امکان استفاده منصفانه همه اپراتورهای واجد شرایط را فراهم کند.
تعارض منافع در شبکه بالادستی
در گزارش پیوست از نشست کنترل پروژه، مدیرعامل ایرانسل مدعی شده است شرکت مخابرات ایران در بعضی موارد «آپلینک» موردنیاز دیگر اپراتورها را فراهم نمیکند. این موضوع، ادعای یک فعال بازار است و برای داوری قطعی باید پاسخ شرکت مخابرات و دادههای تنظیمگر نیز منتشر شود. بااینحال، نفس طرح چنین اختلافی به یک مسئله مهم اشاره دارد: شرکتی که مالک بخش مهمی از زیرساخت پایه است، در بازار خردهفروشی نیز با متقاضیان همان زیرساخت رقابت میکند.
اگر دسترسی رقیب به امکانات ضروری در اختیار یکی از بازیگران بازار باشد، رقابت بدون نظارت مؤثر شکل نمیگیرد. تنظیمگر باید شرایط فنی و مالی دسترسی عمدهفروشی را بهصورت عمومی تعیین کند، درخواستها و زمان پاسخگویی را ثبت کند و برای رفتار تبعیضآمیز ضمانت اجرا داشته باشد.
حمایت از یک اپراتور به دلیل سابقه، مالکیت یا اندازه آن، در نهایت به زیان کل صنعت تمام میشود. شبکه زمانی رشد میکند که اپراتور بهرهور بتواند مشتری جذب کند و اپراتور ناکارآمد نتواند با تکیه بر امتیاز زیرساختی، موقعیت خود را حفظ کند.
شاخص درست، رفتار را اصلاح میکند
تا زمانی که پاداش اپراتور براساس «ایجاد پوشش» پرداخت شود، انگیزه طبیعی او نیز افزایش همان شاخص خواهد بود. ممکن است شبکه از کنار تعداد زیادی ساختمان عبور کند، اما تبدیل پوشش به اتصال پرهزینه یا کماولویت باقی بماند.
مشوق عمومی باید به نتیجه متصل شود: اتصال فعال، پایداری خدمت، سرعت واقعی، زمان نصب و استمرار اشتراک. پرداخت بخشی از مشوق پس از فعالشدن مشترک و حفظ کیفیت در یک دوره مشخص، رفتار اپراتور را به هدف عمومی نزدیکتر میکند.
البته اتصال صوری نیز نباید جای پوشش صوری را بگیرد. اشتراکی که با تخفیف کوتاهمدت فعال شود و پس از چند ماه کنار گذاشته شود، نشانه ایجاد ارزش پایدار نیست. تنظیمگر باید نرخ ماندگاری مشترک و مصرف واقعی را نیز بسنجد.
در کنار آن، انتشار عمومی نقشه پوشش و کیفیت هر اپراتور ضروری است. شهروند باید پیش از خرید بداند کدام شرکت واقعاً در ساختمان او خدمت ارائه میدهد، متوسط زمان نصب چقدر است و کاربران همان محدوده چه کیفیتی دریافت کردهاند. شفافیت اطلاعات، بخشی از تنظیمگری را به انتخاب مصرفکننده واگذار میکند.
حمایت از مصرفکننده، بدون ارزانفروشی اجباری
برخی خانوارها توان پرداخت هزینه نصب، مودم یا آبونمان فیبر را ندارند. راهحل این مسئله، پایین نگهداشتن قیمت برای همه مشترکان نیست. یارانه عمومی تعرفه، به خانوار پردرآمد و بنگاه بزرگ نیز همان امتیازی را میدهد که به خانوار کمدرآمد میرسد و همزمان منابع سرمایهگذاری اپراتور را کاهش میدهد.
حمایت هدفمند کارآمدتر است. دولت میتواند برای خانوارهای واجد شرایط، اعتبار اتصال یا کمکهزینه خرید مودم در نظر بگیرد و اجازه دهد فرد، ارائهدهنده خود را از میان اپراتورهای رقیب انتخاب کند. در این مدل، یارانه به مصرفکننده تعلق میگیرد، نه به شرکت منتخب؛ بنابراین قدرت انتخاب شهروند و انگیزه رقابت حفظ میشود.
برای مدارس، مراکز درمانی و کسبوکارهای کوچک مناطق کمبرخوردار نیز میتوان مناقصه معکوس برگزار کرد: اپراتورها برای دریافت کمترین یارانه لازم جهت ارائه خدمت با کیفیت مشخص رقابت کنند. چنین روشی شفافتر از واگذاری سهمیهای مناطق یا توزیع امتیاز میان شرکتهاست.
از پروژه عمرانی به بازار خدمت
در کوتاهمدت، وزارت ارتباطات و شهرداریها باید توافقنامهای استاندارد و عمومی برای حفاری و استفاده مشترک از زیرساخت شهری تنظیم کنند. سازمان تنظیم مقررات نیز باید آمار پوشش را از اتصال فعال تفکیک و شاخصهای کیفیت و زمان نصب را به تفکیک اپراتور و منطقه منتشر کند.
در میانمدت، قواعد دسترسی عمدهفروشی به زیرساختهای ضروری باید اصلاح شود و صندوق توسعه فیبر، مشوقها را براساس اتصال پایدار و کیفیت واقعی پرداخت کند.
تعرفهها نیز باید در چارچوبی پیشبینیپذیر تعدیل شوند؛ چارچوبی که هم توان سرمایهگذاری شبکه را حفظ کند و هم افزایش قیمت را به تحقق تعهدات کیفیت و توسعه مشروط سازد.
در بلندمدت، دولت باید از نقش مدیر پروژه فاصله بگیرد و بر ساختن بازار متمرکز شود: بازاری با آزادی ورود، دسترسی غیرتبعیضآمیز به زیرساخت، قیمتهای شفاف، حمایت مستقیم از مصرفکننده نیازمند و تنظیمگری مستقل.
فیبر نوری زمانی موفق است که دیگر موضوع گزارش پیشرفت یک دستگاه نباشد و به انتخاب روزمره خانوار و بنگاه تبدیل شود. کابلکشی لازم است، اما کافی نیست. زیرساخت دیجیتال هنگامی ارزش اقتصادی میسازد که سرمایهگذار انگیزه توسعه داشته باشد، رقیب امکان ورود پیدا کند و مصرفکننده بتواند میان خدمات باکیفیت و قیمتهای روشن انتخاب کند. فاصله میان ۱۱ میلیون پوشش و دو میلیون اتصال، در اصل فاصله میان «ساخت پروژه» و «ساخت بازار» است.
منبع: اکوایران




