نگرانی درباره هوش مصنوعی دیگر فقط به این محدود نمیشود که کدام شرکتهای فناوری در رقابت برای توسعه این فناوری برنده میشوند و کدامیک از میدان رقابت عقب میمانند. حالا پرسش مهمتری ذهن سرمایهگذاران را درگیر کرده است: سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی چه زمانی و با چه میزان بازدهی به ثمر میرسند؟
این نگرانی بهتدریج از بازار سهام فراتر رفته و بازار فلزات صنعتی و گرانبها را هم تحت تأثیر قرار داده است. افت قیمت آلومینیوم، در شرایطی که اختلال در عرضه و نگرانیها درباره تردد از تنگه هرمز از عوامل حمایتکننده قیمت آن بودند، نشان میدهد که تحولات بازارهای مالی میتوانند حتی اثر محدودیتهای عرضه را نیز تحتالشعاع قرار دهند.
یکی از مسیرهای انتقال این نگرانی، بازار اوراق قرضه است. اگر سرمایهگذاران درباره توان بازپرداخت بدهی شرکتها تردید بیشتری پیدا کنند، ممکن است برای نگهداری اوراق شرکتی بازدهی بالاتری مطالبه کنند. افزایش فاصله بازدهی این اوراق با اوراق خزانهداری آمریکا میتواند نشانهای از بالا رفتن ریسک اعتباری و سختتر شدن شرایط تأمین مالی باشد.
شرکتهایی مانند اوراکل و کورویو که در توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی و تأمین مالی پروژههای بزرگ حضور دارند، از جمله بازیگرانی هستند که تعهدات مالی آنها مورد توجه بازار قرار گرفته است. افزایش هزینه بیمه نکول بدهی این شرکتها نیز میتواند نشانهای از تشدید نگرانیهای اعتباری باشد.
اما ارتباط این تحولات با بازار فلزات چیست؟ افزایش هزینه تأمین مالی ممکن است سرمایهگذاری شرکتها را محدود کند و با تضعیف چشمانداز رشد اقتصادی، تقاضا برای فلزاتی مانند مس، آلومینیوم و نقره را کاهش دهد. حتی طلا نیز در شرایطی که فشارهای مالی افزایش پیدا میکند، لزوماً از رشد قیمت برخوردار نمیشود.
بنابراین، برای ارزیابی چشمانداز فلزات در ماههای آینده، فقط بررسی عرضه و تقاضای فیزیکی کافی نیست؛ مسیر سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی، ریسک اعتباری و شرایط تأمین مالی نیز میتوانند نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
منبع: اکوایران




